کد خبر: 1361477
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
گفتاری از شهید استاد مرتضی مطهری (ره)  در باب ویژگی‌های عقل و اهمیت پرورش عقل در افراد و جامعه 
پیامبران عقل مردم را بیدار می‌کردند  قرآن اساسش بر مذمت کسانی است که اسیر تقلید و پیروی از آبا و گذشتگان هستند و تعقل و فکر نمی‌کنند تا خودشان را از این اسارت آزاد بکنند. هدف قرآن از این مذمت چیست؟ هدف قرآن تربیت است. یعنی در واقع می‌خواهد افراد را بیدار کند که مقیاس و معیار باید تشخیص و عقل و فکر باشد
تنظیم: محمدصادق عبداللهی 

جوان آنلاین: پرورش عقل مسئله‌ای بسیار مهم در اسلام است. در روایات مختلفی که از ائمه نقل شده است، «عقل» معیار برتری و حجت انسان‌ها بوده است. به عنوان نمونه، ابن سکیت به امام هادى (ع) عرض کرد: «بفرمایید که امروزه حجت بر مردم چیست؟» حضرت فرمود: «عقل که به‌واسطه آن امام راستین شناخته و تصدیق شود و امام دروغین شناخته و تکذیب شود.» (الکافی:۱/۵۲/۰۲) با این تأکیدات فراوان و از آنجا که متأسفانه این باب از تربیت دینی گویا در جامعه رنگ باخته است، در ادامه گفتاری را از استاد شهید مرتضی مطهری (ره) درباره عقل و ویژگی‌های تربیت عقلانی مرور کرده‌ایم. این گفتار براساس کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» تنظیم شده و در هر پاراگراف شماره صفحه مربوطه ذکر شده است.

[در اسلام مسائلی است راجع به عقل و پرورش تفکر عقلانی.]گاهی که بر این مسائل عبور می‌کنیم خیال می‌کنیم که یک عده مسائل نظری بیان شده‌اند، ولی هدف از این بیان‌ها تعلیم و تربیت است و اینها برای آن گفته می‌شود که افراد مسلمان باید این‌گونه بار بیایند. (۲۹) 

در جامعه باید رشد عقلانی شکل بگیرد 

در افراد و در جامعه باید رشد شخصیت فکری و عقلانی و قوه تجزیه و تحلیل در مسائل پیدا بشود. در همین آموزش‌ها و تعلیم و تربیت‌ها در مدرسه‌ها، وظیفه معلم بالاتر از اینکه به بچه یاد می‌دهد، این است که کاری بکند قوه تجزیه و تحلیل او قدرت بگیرد، نه اینکه فقط در مغز وی معلومات بریزد. (۱۹) امروز هم این را نقص می‌شمارند که هدف آموزگار فقط این باشد که سلسله‌ای معلومات، اطلاعات و فرمول در مغز متعلم بریزد، آنجا انبار کند و ذهن او بشود مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن این است که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند. (۱۶) مغز انسان، درست حالت معده انسان را دارد. معده‌ای که مرتب بر آن غذا تحمیل می‌کنند و تا آنجا که جا دارد به آن غذا می‌دهند، دیگر فراغت، فرصت و امکان برایش پیدا نمی‌شود که این غذا را درست حرکت بدهد و بسازد. آن‌وقت می‌بینید اعمال گوارشی اختلال پیدا می‌کند. مغز انسان هم همین‌گونه است. در تعلیم و تربیت باید مجال فکر کردن داده بشود و دانش‌آموز به فکر کردن ترغیب گردد. (۱۹) 

عقل باید غربال کند 

در آیه ۱۷ و ۱۸ سوره زمر می‌فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ. ٱلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَـئِکَ ٱلَّذِینَ هَدَیهُمُ ٱللَّهُ وَأُوْلَـئِکَ هُمْ أُوْلُواْ ٱلْأَلْبَابِ» آیه عجیبی است: بشارت بده بندگان مرا، آنان که سخن را استماع می‌کنند؛ بعد چه کار می‌کنند؟ آیا هر چه را شنیدند همان را باور می‌کنند و همان را به کار می‌بندند، یا همه را یکجا رد می‌کنند؟ «فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»، نقادی می‌کنند، سبک‌وسنگین می‌کنند، ارزیابی می‌کنند، آن را که بهتر است انتخاب می‌کنند و آن بهتر انتخاب‌شده را پیروی می‌نمایند! آن‌وقت می‌فرماید: چنین کسانی هستند که خدا آنها را هدایت کرده (یعنی هدایت الهی و استفاده از نیروی عقل این است) «وَأُوْلَـئِکَ هُمْ أُوْلُواْ ٱلْأَلْبَابِ»، اینها به راستی صاحبان عقل هستند. این، دعوت عجیبی است؛ خدا اهل عقل و فهم را بشارت داده است. از این آیه کاملاً پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان، همین تمییز و جدا کردن است، جدا کردن سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیرمنطقی و خلاصه غربال کردن. عقل آن‌وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال درآید، یعنی هر چه را که وارد می‌شود سبک‌وسنگین کند، آنهایی را که به درد نمی‌خورد دور بریزد و به‌دردبخور‌ها را نگه دارد. (۳۰) حدیثی هست از پیغمبر اکرم (ص) ناظر به همین مطلب و البته از این احادیث زیاد است. می‌فرماید: «برای جهالت انسان همین بس که هر چه می‌شنود نقل کند.» (خوش‌باوری). بعضی‌ها خاصیت ضبط صوت و گرامافون را دارند. گویا هر چه دیگران می‌گویند پر می‌شوند و بعد هم در جای دیگر تحویل می‌دهند بدون آنکه تشخیص بدهند آنچه می‌شنوند صحیح است یا غلط. (۳۱)

عقل باید آخربین باشد 

یکی دیگر از خواصی که تربیت عقل افراد باید بر این اساس باشد، مسئله آینده را به حساب آوردن [و آخر بینی]است که روی این مطلب نیز در تربیت اسلامی زیاد تکیه می‌شود که خودتان را در زمان حال حبس نکنید، به آینده توجه داشته باشید و عواقب و لوازم و نتایج نهایی کار را در نظر بگیرید. حدیث معروفی است که شخصی می‌آید خدمت حضرت رسول و عرض می‌کند: مرا موعظه بفرمایید. حضرت به او فرمود: آیا اگر بگویم به کار می‌بندی؟ گفت بلی. باز حضرت تکرار کرد: آیا اگر بگویم به‌راستی به کار می‌بندی؟ گفت: بلی. یک دفعه دیگر هم حضرت این جمله را تکرار فرمود. این سه بار تکرار برای این بود که حضرت می‌خواست کاملاً او را برای آن حرفی که می‌خواهد بگوید آماده کند. همین که سه بار از او اقرار گرفتند و آماده‌اش کردند، فرمودند: «هر کاری را که به آن تصمیم می‌گیری، آن آخرهایش را نگاه کن.» (تلخیص ۳۴ و ۳۵) 

عقل باید با علم توأم باشد 

مسئله دیگر این است که عقل و علم باید با یکدیگر توأم باشد. اگر انسان تفکر کند، ولی اطلاعاتش ضعیف باشد، مثل کارخانه‌ای است که ماده خام ندارد یا ماده خامش کم است، قهراً نمی‌تواند کار کند یا محصولش کم خواهد بود. محصول بستگی دارد به اینکه ماده خام برسد. اگر کارخانه ماده خام زیاد داشته باشد ولی کار نکند، باز فلج است و محصولی نخواهد داشت. عرض کردیم علم، فراگیری است، به‌منزله تحصیل مواد خام است. عقل، تفکر و استنتاج و تجزیه و تحلیل است. (۳۵) 

عقل باید از عادات اجتماعی فارغ باشد 

مطلب دیگر، مسئله آزاد کردن عقل است از حکومت تلقینات محیط، عرف و عادت و به‌اصطلاح امروز از نفوذ سنت‌ها و عادت‌های اجتماعی. قرآن اساسش بر مذمت کسانی است که اسیر تقلید و پیروی از آبا و گذشتگان هستند و تعقل و فکر نمی‌کنند تا خودشان را از این اسارت آزاد بکنند. هدف قرآن از این مذمت چیست؟ هدف قرآن تربیت است. یعنی در واقع می‌خواهد افراد را بیدار کند که مقیاس و معیار باید تشخیص و عقل و فکر باشد نه صرف اینکه پدران ما چنین کردند ما هم چنین می‌کنیم. من یک‌وقتی آیات قرآن راجع به تقلید و پیروی کورکورانه از پدران را استخراج کردم، دیدم آیات خیلی زیادی است و چیزی که برای من جالب بود این بود که با اینکه هر پیغمبری در میان قوم خود با اشکالاتی مواجه بوده که مخصوص آن قوم بوده، ولی اشکالی عمومی در میان همه اقوام بوده و آن مصیبت تقلید از آبا و اجداد و گذشتگان و به قول امروزی‌ها سنت‌گرایی بوده است و پیغمبران برعکس، عقل مردم را بیدار می‌کردند و می‌گفتند فکر کنید! آیا اگر پدرانتان عقلشان به جایی نمی‌رسید و چیزی نمی‌فهمیدند باز هم شما باید از آنها پیروی کنید؟! (تلخیص ۳۶ و ۳۷) 

عقل باید راه‌شناس باشد نه پیرو جماعت 

در آیه ۱۱۶ سوره انعام آمده است: «وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ» خلاصه آنکه نباید انسان این‌گونه باشد که ببیند اکثر مردم کدام راه را می‌روند، همان راه را برود و بگوید آن راهی که اکثر مردم می‌روند همان درست است. همان‌طور که انسان طبعاً به سوی تقلید از دیگران کشیده می‌شود، طبعاً به سوی اکثریت نیز کشیده می‌شود، و قرآن مخصوصاً همان چیزی را که انسان طبعاً به سوی آن کشیده می‌شود انتقاد می‌کند، می‌فرماید: «اگر اکثر مردم زمین را پیروی کنی تو را از راه حق منحرف می‌کنند.» دلیلش این است که اکثر مردم پیرو گمان و تخمینند نه پیرو عقل و علم و یقین، و به تار‌های عنکبوتی گمان خودشان چسبیده‌اند. (۳۸) 

عقل باید فارغ از قضاوت دیگران باشد 

مسئله دیگر که باز مربوط به تربیت عقلانی است این است که قضاوت‌های مردم درباره انسان نباید برای او ملاک باشد. اینکه انسان در مسائلی که مربوط به خودش است تحت تأثیر قضاوت دیگران قرار بگیرد، صحیح نیست و به ما گفته‌اند: هرگز تحت تأثیر قضاوت و تشخیص دیگران نسبت به خودتان قرار نگیرید. (۳۸) اگر تو گردویی داشته باشی و هر کس به تو می‌رسد بگوید چه لؤلؤ‌های عالی‌ای داری، وقتی تو خودت می‌دانی که گردو است نباید در تو اثر داشته باشد! و عکس قضیه: اگر تو لؤلؤی در دست داشته باشی و هر کس به تو می‌رسد بگوید این گردو‌ها را از کجا آورده‌ای، تو نباید ترتیب اثر بدهی. پس نباید به قضاوت مردم تکیه داشته باشی. تو اول تشخیص بده که چه داری، واقعاً ملکات خودت چه هست، ایمانت چه هست، یقینت چه هست؛ اگر دیدی که چیزی نیستی، گیرم که مردم اعتقاد خیلی زیادی هم به تو دارند، امر به خودت مشتبه نشود، به فکر اصلاح خودت باش. عکس قضیه: اگر احساس می‌کنی که راهی که می‌روی راه خوبی است، گیرم مردم تو را تخطئه می‌کنند، نباید به حرف آنها ترتیب اثر بدهی. (۳۹)

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار