جوان آنلاین: برخی افراد و جریانها تصور میکنند همه آن چیزی که امروز تحت عنوان جنگ تحمیلی محور شیطانی تروریستی صهیون- امریکایی علیه کشورمان رخ داده است به ترامپ یا نتانیاهو مربوط میشود، اما کارگردان مستند «قمارباز» میگوید که در این اثر نشان میدهند این تقابل سابقهای طولانی دارد و باید در بستر تاریخی و راهبردی خود دیده شود. این مستند با بررسی حرفهای ناگفتهای در مورد ترامپ و چگونگی به قدرت رسیدن او که تا حالا گفته نشدهاند، قصد دارد مخاطب را با خود همراه کند. نویسنده مستند «قمارباز» که برای تولید این اثر منابع آرشیوی گسترده فارسی و انگلیسی تصاویر و مصاحبههای مرتبط را مورد بررسی قرار داده، معتقد است که مخاطبان باید با ریشهها و دلایل این دشمنی تاریخی و دیرینه آشنا شوند تا در دام تحلیلهای سطحی و جهتدار برخی جریانات و افراد مرعوب، منفعتطلب و مالهکش جنایات امریکا نیفتند. «جوان» در گفتوگو با حسام ابوالحسنی، کارگردان و نویسنده مستند «قمارباز» که قرار است به زودی از شبکههای تلویزیونی پخش شود، به ابعاد مختلف فرمی و محتوایی این اثر میپردازد.
مستند «قمارباز» قرار است چه مسئلهای را مورد بررسی قرار بدهد؟
این مستند، جنگ و درگیری که امروز بین ایران و امریکا وجود دارد را فراتر از نگاه اشتباه برخی رسانهها که آن را به اسم درگیری ایران با مثلاً ترامپ و نتانیاهو تعبیر میکنند، با نگاهی عمیقتر نسبت به ریشههای این اتفاق در دوران پیش و پس از انقلاب بررسی و واکاوی میکند. در واقع مستند میخواهد ریشههای تاریخی این نبرد را فراتر از دو اسم ترامپ و نتانیاهو به مخاطب ارائه کند.
راجع به ایده اولیه مستند یک توضیح کوتاهی بفرمایید.
من تقریباً از دیماه بود که یکی، دو پیشنهاد در مورد ساختن مستندی در مورد ترامپ یا حتی نتانیاهو داشتم و در همه این مدت دغدغه اصلیام این بود که چگونه میشود طرح را به شکلی مطرح کرد که هم به ترامپ اشاره شود، هم کار بیوگرافی خالص نباشد و هم ماجرا به یک راه غلطی نرود. جنگ که شروع شد، یکسری پژوهشها قبل از جنگ انجام شده بود و یکسری پژوهشها بعد از جنگ انجام شده بود. من با یکی، دو تا از دوستان صحبت کردم و ایدهای را هم یکی از رفقا مطرح کرد و در مجموع این طرح بیرون آمد.
در این مستند مسائل مرتبط با این نبرد تمدنی و تاریخی از چه بازه زمانی شروع میشود؟
ما شروع کار را تقریباً از مسئله جنگ سرد گذاشتیم، موقعی که در سال ۱۹۸۹ دیوار برلین فرو میریزد. دو سال بعد از این ماجرا که پرچم سرخ شوروی از بالای کاخ کرملین پایین میآید و اتحاد جماهیر شوروی دچار فروپاشی میشود، روایت ما از اینجا شروع میشود. در این مستند میبینیم که مردم امریکا این پیروزی بزرگ سیاسی را که سیاستمدارانشان آن را ادعا میکردند، روی زمین خیلی حس نمیکردند. تحقیقات نشان میداد درصد اعتماد به سیاستمدارها نسبت به یک دهه گذشته پایین آمده، ولی به هر حال سایه یک دشمن از سرشان کم شده بود و به نوعی یک آزادی خیالی برای خودشان داشتند. این همان نقطهای است که ما داستان را شروع میکنیم. بعد به این مسئله میپردازیم که وقتی ظاهراً این پیروزی بزرگ به دست آمد، به مذاق و حال دل سیاستمداران امریکایی خوش آمده بود و به قولی اعتیاد به یک بازی قمار پیدا کردند. آن بازی قمار چه بود؛ اینکه حالا دیگر دنیا تکقطبی شده و فقط ما هستیم و حالا باید برویم و کارهای بیشتری انجام دهیم، جنگهای بیشتری به راه بیندازیم و به قولی استعمار را گسترش بدهیم. این ماجراها از سال ۱۹۹۰ شروع میشود. طرح مسئله نظم نوین جهانی در سال ۱۹۹۱ باعث شکلگیری جنگ اول خلیج فارس شد. بعد در اواخر دهه ۱۹۹۰ به بحث گسترش ناتو میرسیم که در لهستان، مجارستان و جمهوری چک اتفاق افتاد و بعد به توافق صلح دیتون در بالکان و بوسنی اشاره میکنیم که نقش امریکا آنجا چه بود و اصلاً برای چه چیزی آمده (یکی از اهدافش این بود که مثلاً خودش را پلیس جهان میدانست و وقتی تصمیمی میگرفت آن را در جهان اجرا میکرد). هزاران کیلومتر آنطرفتر از بوسنی تصمیم میگرفت و تصمیمش اجرا میشد. در ادامه، سیر این قضیه در دهه ابتدایی سال ۲۰۰۰ هم ادامه داشت که بحث جنگ عراق و افغانستان و بعد از آن بحث محور شرارت خواندن کشورمان در کنار برخی کشورهای دیگر پیش آمد. حالا از اینجا داستان ایران در مستند شروع میشود و اینکه داستان ایران چه شده که امروز به درگیری با امریکا رسیده است. تقریباً همان سال ۲۰۰۱ که بحث محور شرارت مطرح میشود، به ایران چشم میدوزد و همه اینها برای این است که ایران منکوب شود، تحت فشار قرار بگیرد و یک دستاویز جدیدی هم به امریکا بدهد. مثلاً بهانه بحث ساخت سلاح اتمی در مورد ایران، بحث وجود سلاح کشتار جمعی در عراق و برای افغانستان هم بهانه حضور تروریست، القاعده و طالبان را مطرح میکند. ما در این مستند نشان میدهیم که همه این بهانهها ایده رژیم صهیونیستی است تا رؤیای اسرائیل بزرگ خودش و همچنین ایده خاورمیانه بزرگ امریکا تحقق پیدا کند و هر دو در واقع یک چیز هستند و بهانه آنها برای گسترش این تجاوزات، دروغ دموکراسی برای خاورمیانه است، یعنی الان میگوید ما میخواهیم بیاییم دموکراسی را در کشورهای خاورمیانه اجرا کنیم. اگر یادمان باشد در همان دوره وقتی که جنگ لبنان شروع میشود، وزیر خارجه وقت امریکا میگوید این درد زایمان خاورمیانه جدید است!
مستند «قمارباز» قرار است مخاطب ایرانی را به مسئله گسترش هژمونی امریکا یا نگاه استکباری که از دوران جنگ سرد شروع میشود وصل کند، مخاطب را چگونه میخواهید به این نتیجه برسانید؟
ما یک نگاهی در این مستند داریم به این معنا که امریکا تا دوره جنگ سرد یک دشمن بزرگ دارد به اسم شوروی که فرو میپاشد و حالا به دنبال یک دشمن دیگر است و آن دشمن را در واقع اسلام قرار میدهد و بعد میآید جلوتر و آن دشمن میشود ایران. به چه دلیل این مسئله را هدف قرار داده؛ به این دلیل که یک فرزند ناخلف و نامشروع در خاورمیانه به اسم رژیم صهیونیستی دارد که باید امنیتش را تأمین کند و امنیت این را چطوری باید تأمین بکند؟ در کوچک کردن و برخورد کردن با کشورهای این منطقه و در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ به یک جایی میرساند که کشور ما به شدت مستعد اشغال شدن است. حالا ما از اینجا میخواهیم بگوییم که این درگیری که ما امروز با محور تروریستی و شیطانی امریکایی- صهیونی پیدا کردیم، حلقه وصلش اینجاست که اصلاً امریکا آمده در شرق و غرب ما، دو کشور را اشغال کرده و به ایران هم چشم طمع دوخته و ما اینجا یا باید میایستادیم تا کشورمان اشغال میشد یا باید برای جلوگیری از این فاجعه کنشی انجام میدادیم. در واقع از اینجا داستان کنشهای ایران شروع میشود. به همین دلیل در دورهای که دولت صدام سقوط کرده، به مسئله ورود ایران به ماجرای عراق اشاره میکنیم و بعد بحث جنگ ۳۳ روزه است که چرا رهبر شهید انقلاب به این مسئله ورود کردند و حاج قاسم را برای کمک مستشاری به آنجا فرستادند و بعد هم بحث داعش شروع میشود که همه اینها بررسی شدهاند و حلقه پایانی فیلم هم که به بحث امروز مربوط میشود و داستان ترامپ را در واقع به عنوان یک قمارباز مطرح میکنیم.
منظورتان از «قمارباز» چیست؟
منظور این است بعد از اتفاقاتی که از سال ۲۰۰۶ به بعد در خاورمیانه افتاد و پیروزیهای پیدرپی ایران را رقم زد، یک گروهی پشت میزی یا به قول رایج دستهای پشت پردهای به دنبال یک نفر میگشت که در خدمت رژیم صهیونیستی و اهداف شوم آن باشد و او کسی نبود جز دونالد ترامپ. آنجا بررسی میکنیم که دونالد ترامپ بعد از قرار گرفتن در این پازل چه کارهایی انجام داد. (مثل به رسمیت شناختن پایتخت جدید برای رژیم، مثل انتقال سفارت به اورشلیم و دو، سه اتفاق دیگر تا شهادت حاج قاسم که ترور قرن خطاب کردند)
زمان این مستند چقدر است؟
مستندی تکقسمتی و ۴۰ دقیقه است.
فکر میکنید این مستند میتواند در ۴۰ دقیقه مخاطب را اقناع کند؟
اینکه من بگویم بله، چون تولید خودم است، درست نیست و باید منتظر بمانیم تا مخاطب آن را ببیند. ولی تجربیاتی پیش از این بوده در تولید آثار هم با موضوعات مختلف، هم در حوزه مقاومت منطقه و حتی در حوزه امریکا که در یک سال گذشته ما تولیدات دیگری هم داشتیم و به نظرم رسید این روایتی که الان مستند «قمارباز» میکند، اصطلاحاً هم شسته و رفته است و هم مهمترین چیزی که به ذهنم میرسید، این بود که در عین حالی که داریم داستان ترامپ را روایت میکنیم، یک چیزهایی در مورد او میگوییم که اصلاً تا حالا گفته نشدهاند، مثلاً اینکه چه کسی بوده و چرا بالا کشیده شده و در این جایگاه قرار گرفته و چه کسانی پشت این مسئله بودند.
دلایل دیگری هم به عنوان انگیزه شما برای تولید این اثر وجود داشته است؟
همانطور که قبلاً گفتم، مسئله و دغدغه ذهنی من این بود که ما یک خطای راهبردی داریم پیدا میکنیم که از داخل برخی از جریانات عامدانه مطرح میشود و برخی از جریانات هم غیرعامدانه به آن دامن میزنند و آن این است که ما داریم همه چیز را به ترامپ و نتانیاهو خلاصه میکنیم، در حالی که اصلاً داستان ایران و امریکا چیزی بیش از ترامپ و نتانیاهو است. در تمام دوران گذشته این مسئله شکلهای دیگری که تحریمهای غیرقانونی دال مرکزی همه آنها بوده هم وجود داشته است. مثلاً اوباما آمده و سعی کرده به قول خودش پیچ و مهره هستهای ما را باز کند. جورج بوش پدر آمده یک جنایات دیگری کرده، جورج بوش پسر آمده و کشور ما را محور شرارت خوانده؛ هر کس هر طوری که میتوانسته به کشور ما ضربه زده است و ما اینها را بررسی میکنیم تا بگوییم که مسئله خیلی بزرگتر از ترامپ و نتانیاهو است و نباید این را به دشمنی این دو نفر تقلیل بدهیم. این یک جنگ بزرگ است که روند طولانی را طی کرده و چارهای هم جز این درگیری مستقیم نبوده و نیست. یعنی، چون در دو طرف حق و باطل هست، این دو جبهه به هر حال به تعارض میرسند.
در رابطه با منابع پژوهشی مستند هم توضیح بدهید.
من در یکی، دو سال گذشته تقریباً تمام وقتم را به مطالعه منابع مختلف در مورد منطقه و رژیم صهیونیستی سپری کردم. اکثر کارهایی که نوشتم یا کارگردانی کردم در مورد این رژیم کودککش بوده، در مورد ترامپ هم همینطور بوده است. یکی، دو متن برای جاهای مختلفی نوشتم. برخی از پژوهشهایم کتابخانهای بوده، یعنی مثلاً فرض کنید که در مورد امریکا منابع مکتوبی مثل کتاب مصور امریکا یکی از منابعی بوده که دیتای کلی به مخاطبش میدهد. یکسری منابع انگلیسی بوده، یکسری دیگر در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ که بحث داعش و بحث جنگ عراق و لبنان بوده، از پژوهشها خیلی قدیمیتر شکل گرفته است. من حدوداً دو سال و نیم، سه سال قبل برای یک پژوهش مستند گسترده در مورد افغانستان و بعد یکی دیگر در مورد داعش و باز دیگری در مورد لبنان داشتم که تقریباً بیش از ۵۰ تا ۶۰ جلد کتاب خواندم. در واقع میتوانیم اینگونه بگوییم که مستند «قمارباز» عصاره و چکیدهای از سالها پژوهش، تحقیق و بررسی است. به عنوان مثال برای بحث داعش که شاید ما اینجا در حد پنج دقیقه به آن اشاره کردیم، تقریباً چهار ماه پژوهش کردم و خروجی آن متن پژوهشی شده که آقای مجید مجیدی الان در حال ساختن یک سریال تلویزیونی براساس آن هستند.