تزئینات و چیدمان پشت سر گوینده در تلویزیون یا دیگر ابزارهای تصویری، معمولاً به شخصیت، جایگاه فرهنگی و موقعیت اجتماعی او بستگی دارد. تصاویر ساده، مناظر طبیعی و سایر عناصر بصری پسزمینه نیز باید متناسب با موضوع سخن، شخصیت و جایگاه گوینده انتخاب شوند. در سالهای اخیر، رایجترین تزئینات پشت صحنه را قفسههایی از کتابهای مختلف تشکیل دادهاند؛ کتابهایی که گاه با موضوع سخن مرتبطند و گاه هیچ تناسبی با آن ندارند، در کنار گلدانی کوچک روی میز و بس. گاهی بدون تناسب با شأن و جایگاه علمی گوینده، کتابهای دکورشده ظاهری کاملاً علمی و سنگین دارند، اما نه ارتباطی میان خودشان دیده میشود و نه نسبتی با حوزه تخصصی گوینده. اغلب نیز پشت جلدهای یکشکل و همرنگ، تنها جلوهای ظاهری و صحنهای جذاب ایجاد میکنند. معلوم نیست این چیدمانها و دکورهای پشتصحنه توسط چه کسانی و بر اساس چه معیارهایی انتخاب میشوند. اساساً فلسفه وجودی این نوع دکورها و سلیقه حاکم بر چیدمان آنها چیست؟
اگر هدف، به رخ کشیدن علم و دانش افراد باشد، باید گفت این شیوه، معیار مناسبی برای نمایش دانایی نیست؛ چه بسیار افرادی که حتی از عناوین کتابهای چیدهشده نیز اطلاعی ندارند. از سوی دیگر، این دیوارهای کتابی گاه هیچ ارتباط موضوعی با سخنان مطرحشده ندارند و همین رفتارهای نمایشی میتواند موجب بدبینی و فاصله گرفتن مخاطبان، به ویژه نسل جوان، از کتاب و مطالعه شود. رسانهها، به خصوص رسانههای تصویری، باید با این سنت صرفاً ظاهری مقابله کنند و اجازه ندهند چنین نمایشهایی بهعنوان الگوی فرهنگی به مخاطبان القا شود.
صاحبنظران و کارشناسان حوزههای مختلف علمی نیز با بیاعتنایی به این رفتارهای واپسگرایانه، باید رویکردهایی بهروز، اصیل و مؤثر را در پیش بگیرند. مخاطبان و ناظران، بهویژه اهل پژوهش، نیز نباید چیدمان، تعداد و تنوع این دکورها را ملاک ارزیابی و قضاوت خود قرار دهند.