کد خبر: 1360888
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
سارقی معروف به «سلطان سرعت» که در موتورسواری مهارت فوق‌العاده‌ای داشت و فکر می‌کرد هیچ‌کس به گردش نمی‌رسد، در تعقیب و گریز پلیس تصادف کرد و دستگیر شد. او با دو همدستش ماه‌ها زورگیری و سرقت می‌کرد. 
غلامرضا مسکنی 
سارقی معروف به «سلطان سرعت» که در موتورسواری مهارت فوق‌العاده‌ای داشت و فکر می‌کرد هیچ‌کس به گردش نمی‌رسد، در تعقیب و گریز پلیس تصادف کرد و دستگیر شد. او با دو همدستش ماه‌ها زورگیری و سرقت می‌کرد. 
چندی قبل، مأموران پلیس تهران با شکایت تعدادی از شهروندان در جریان سرقت‌ها و زورگیری‌های سریالی سه مرد جوان موتورسوار قرار گرفتند. شاکیان از سرقت گوشی تلفن همراه، کیف، گردنبند و سایر اموالشان در خیابان‌های شلوغ و خلوت تهران خبر می‌دادند. یکی از شاکیان به مأموران گفت: «در خیابانی شلوغ منتظر تاکسی بودم و همزمان با تلفن همراهم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم. ناگهان یک موتورسیکلت با سه سرنشین به من نزدیک شد و در یک چشم به هم زدن، یکی از آنها گوشی را از دستم قاپید. هنوز فریاد کمک‌خواهی‌ام به آسمان بلند نشده‌بود که راننده با مهارت زیادی در ترافیک خیابان لایی‌کشی کرد و در کمتر از یک دقیقه ناپدید شد.»
 
 حرفه‌ای و نقاب‌زده
در حالی که تحقیقات برای دستگیری سارقان ادامه داشت، مأموران با شکایت‌های مشابه دیگری روبه‌رو شدند. بررسی‌ها نشان می‌داد سارقان هر سه نفر نقاب به صورت دارند و در محله‌های مختلف تهران اقدام به موبایل‌قاپی، کیف‌قاپی و گردنبند‌قاپی می‌کنند. آنها به صورت حرفه‌ای در خیابان‌های شلوغ و پر از ترافیک و گاهی هم خلوت، طعمه‌های خود را انتخاب می‌کنند و در کمتر از چند ثانیه اموال شهروندان را سرقت می‌کردند. آنچه مأموران در بازبینی دوربین‌ها به دست آوردند، این بود که متهمان به نظر می‌رسید سابقه‌دار باشند و راننده مهارت خاصی در رانندگی با موتور داشت و از میان ترافیک و شلوغی به راحتی فرار می‌کرد. 
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران پرونده سارقان سابقه‌دار را بررسی کردند تا اینکه به نام «تورج» رسیدند؛ سارق سابقه‌داری که چندین‌بار به اتهام سرقت و زورگیری بازداشت و روانه زندان شده‌بود. بررسی‌ها نشان می‌داد او دست فرمون فوق‌العاده‌ای در موتورسواری دارد و بین دوستانش به «سلطان سرعت» معروف است. مأموران دریافتند تورج چند ماه قبل همراه دو نفر از دوستانش که آنها هم سارق سابقه‌دار هستند، از زندان آزاد شده‌اند. از سوی دیگر، تعدادی از شاکیانی که هدف زورگیری در پارک‌های سطح شهر قرار گرفته بودند، مشخصاتی که از سارق در اختیار پلیس قرار داده‌بودند، شباهت زیادی با تورج داشت. 
 
 تعقیب و گریز نفسگیر
بدین ترتیب، مأموران تورج و همدستانش را تحت تعقیب قرار دادند، اما آنها پاتوق‌هایشان را تغییر داده‌بودند و پلیس ردی از آنها پیدا نمی‌کرد. در حالی که تحقیقات برای دستگیری زورگیران حرفه‌ای ادامه داشت، مأموران گشت پلیس در یکی از خیابان‌ها متوجه گردنبند‌قاپی سه مرد موتورسوار از یک شهروند شدند. 
مردان موتورسوار به شهروندی نزدیک شدند و یکی از آنها با سرعت گردنبندش را قاپید و اقدام به فرار کردند. بدین ترتیب، مأموران به تعقیب سارقان پرداختند. سارقان با سرعت زیاد و حرکت در خلاف جهت، لایی‌کشی و حرکات خطرناک تلاش کردند مأموران را از تعقیب و گریز منصرف کنند، اما موفق نشدند. در نهایت پس از طی مسافتی طولانی، با یک خودروی عبوری تصادف کردند و زمینگیر شدند. دو نفر از سارقان موفق به فرار شدند و راننده که زخمی شده‌بود، به دام افتاد. 
پس از انتقال متهم به اداره پلیس، مشخص شد سارق دستگیر شده همان تورج، «سلطان سرعت» است که از چند ماه قبل اقدام به زورگیری و سرقت از شهروندان می‌کرد. متهم به سرقت‌های سریالی اعتراف کرد و مأموران موفق شدند دو همدست فراری وی را نیز شناسایی و بازداشت کنند. متهمان پس از اعتراف برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند. 
 
 سلطان سرعت
تورج که در میان دوستانش به «سلطان سرعت» شهرت دارد، می‌گوید: «هرگز تصور نمی‌کردم در جریان تعقیب و گریز با مأموران پلیس، به این سرعت دستگیر شوم.»
 
 تورج، سابقه داری؟
 چند باری به جرم سرقت و زورگیری بازداشت شدم و به زندان رفته‌ام. 
 با همدستانت در زندان آشنا شدی؟
بله. همانجا همدیگر را شناختیم. 
 
چه شد که پس از آزادی تصمیم گرفتید با هم باند سرقت تشکیل بدهید؟
ما فکر کردیم اگر سه نفری باند تشکیل دهیم، به این زودی گرفتار نمی‌شویم و خیلی زود پول خوبی به جیب می‌زنیم. به همین دلیل وقتی از زندان آزاد شدیم، با هم باند تشکیل دادیم. 
 
چرا این فکر را می‌کردید؟
من دست فرمونم در موتورسواری عالی است. از دوران کودکی موتورسوار بودم و حتی در مسابقات پیست‌های موتورسواری غیرقانونی هم شرکت می‌کردم. هر دو همدستم در گردنبند‌قاپی و موبایل‌قاپی حرفه‌ای هستند. در تمام سرقت‌ها من رانندگی می‌کردم و آنها گردنبند و موبایل می‌قاپیدند. من هم در یک چشم به هم زدن با لایی‌کشی از میان خودرو‌ها فرار می‌کردم. تصور می‌کردم هیچ کسی در موتورسواری به گرد من نمی‌رسد. 
 
اما پلیس رسید؟
 بله. آن روز در تعقیب و گریز تصادف کردم و به دام افتادم. 
 
چرا تصادف کردی؟
 مأموران پلیس خیلی سمج بودند. هر کاری کردم آنها را از تعقیب و گریز منصرف کنم، نتیجه‌ای نداشت. تا اینکه حین تعقیب و گریز، یک خودرو جلوی من ترمز زد و با آن برخورد کردم. دیگر راهی برای فرار نبود. 
 
از فامیل‌ها هم سرقت می‌کردید، درسته؟
 بله. مثلاً در میهمانی‌ها اگر متوجه می‌شدم یکی از فامیل‌ها گوشی گرانقیمتی خریده یا گردنبند طلا دارد، نقشه سرقت را طراحی می‌کردم و در فرصت مناسب داخل پارک یا خیابان اجرا می‌کردم.
برچسب ها: سارق ، پلیس ، تصادف
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار