کد خبر: 1360851
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۳
زاخارووا: چندقطبی‌گرایی، واقعیتی آشکار و در حال تحقق است سخنگوی رسمی وزارت خارجه روسیه درباره نقش نهاد‌های بین‌المللی در شکل‌گیری جهان چندقطبی و همچنین اهمیت استقلال دیجیتال و مالی کشور‌ها در تقویت امنیت ملی سخن گفت.

جوان آنلاین: ماریا زاخاروا در گفت‌وگویی تفصیلی با شبکه تی‌وی بریکس، با اشاره به تحولات شتاب‌گرفته در نظام بین‌الملل، تأکید کرد که جهان امروز در حال عبور از الگوی تک‌قطبی به سوی نظمی چندقطبی است؛ نظمی که در آن کشور‌ها و ائتلاف‌های نوظهور، از جمله بریکس، سازمان همکاری شانگهای، آسه‌آن و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نقش فزاینده‌ای در شکل‌دهی به معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهانی ایفا می‌کنند. سئوالا مطروحه و پاسخ این مقام روسی به شرح زیر است:

نهاد‌های بین‌المللی از جمله بریکس، سازمان همکاری شانگهای، آسه‌آن و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، امروز به محرک‌های اصلی شکل‌گیری نظم جدید چندقطبی تبدیل شده‌اند. به نظر شما مهم‌ترین ویژگی‌های معماری جدید امنیت جهانی چیست؟

می‌دانید، برای پاسخ به این سؤال ترجیح می‌دهم از زاویه‌ای معکوس وارد بحث شوم. کافی است به رویکرد کشور‌هایی نگاه کنیم که معتقد بودند جهان باید از یک مرکز واحد تصمیم‌گیری اداره شود؛ همان کشور‌هایی که جهان تک‌قطبی یا دوقطبی را الگوی مطلوب می‌دانستند. ببینید کسانی که همچنان به این منطق پایبند هستند، امروز چگونه رفتار می‌کنند.

همین مسئله ما را به اصل سؤال می‌رساند. من می‌خواهم این موضوع را نه با اصطلاحات پیچیده علوم سیاسی، بلکه با زبان ساده و روزمره بررسی کنیم. آیا جهان امروز چنین رویکردی را می‌پذیرد؟ آیا این همان الگویی است که جهان به آن نیاز دارد؟ آیا اکثریت جهانی از آن حمایت خواهند کرد؟ و صریح‌تر بگویم؛ آیا اساساً چنین چیزی را دوست داریم؟

اگر این رویکرد برای برخی جذاب باشد، باید درک کنند که با دیدگاه اکثریت قاطع مردم جهان درباره نحوه توسعه نظام بین‌الملل در تضاد است.

پاسخ سؤال شما نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است. نظم جدید از طریق رد چنین رویکردی شکل خواهد گرفت؛ رویکردی که نه‌تنها ناکارآمد و نامتناسب با شرایط کنونی است، بلکه اساساً حقی برای وجود ندارد.

هیچ کشوری حق ندارد کشوری دیگر، منطقه‌ای از جهان یا حتی کل سیاره را مطابق خواست خود بازطراحی کند. این مسئله زمانی خطرناک‌تر می‌شود که گروه‌های سیاسی موقت، صرفاً بر اساس برداشت شخصی و محدود خود از تحولات جهانی، دهه‌ها چنین رفتار‌هایی را به‌عنوان «وضعیت عادی» به جهان تحمیل کنند.

بنابراین، وقتی درباره ویژگی‌های جهان در حال شکل‌گیری صحبت می‌کنیم جهانی که ما نیز برای تحقق آن تلاش می‌کنیم به نظر من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن باید همان پیشوند «عدم» باشد؛ یعنی نفی کامل شیوه‌ای از حکمرانی که زمانی توسط قدرت‌های استعمارگر ترویج می‌شد و بعد‌ها به اشکال مختلف ملی‌گرایی افراطی و تبعیض نژادی و قومی تبدیل شد.

کسانی که خود را فراتر از قانون می‌دانستند و در حالی از دیگران مطالبه احترام به قانون می‌کردند که همواره برای خود موقعیتی استثنایی و ممتاز قائل بودند، نباید جایی در جهان آینده داشته باشند.

نکته دوم، بدون تردید، چندقطبی‌گرایی است. این صرفاً یک شعار زیبا یا مفهوم نظری جذاب نیست. چندقطبی‌گرایی یک فرصت و در عین حال واقعیتی آشکار و در حال توسعه است؛ فرصتی برای کشورها، مناطق و ائتلاف‌هایی که ظرفیت اقتصادی، انسانی، فرهنگی یا تمدنی لازم را دارند تا مسیر توسعه خود را مستقلانه دنبال کنند.

چندقطبی‌گرایی صرفاً ایده گروه کوچکی از نظریه‌پردازان سیاسی نیست که بخواهند آینده را ترسیم کنند؛ بلکه امروز در قالب نهاد‌هایی که شما نام بردید، عینیت یافته است؛ از سازمان همکاری شانگهای و بریکس گرفته تا اتحادیه اقتصادی اوراسیا و دیگر سازمان‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای.

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، این نهاد‌ها آزمون زمان را نیز پشت سر گذاشته‌اند. آنها نه یک یا ۵ سال، بلکه مدت‌هاست که وجود دارند و رشد کرده‌اند.

نکته مهم این است که این سازمان‌ها در مراحل اولیه شکل‌گیری خود تقریباً از سوی غرب نادیده گرفته می‌شدند. به عبارت دیگر، آنها محصول سازوکار‌های مالی بنیاد‌های غربی نبودند، بلکه به این دلیل شکل گرفتند که مردم کشور‌های عضو به آنها نیاز داشتند.

شما به بُعد انسانی نیز اشاره کردید. به نظر شما دیپلماسی فرهنگی چه نقشی در تقویت همکاری‌های بین‌المللی ایفا می‌کند؟

وقتی از دیپلماسی فرهنگی صحبت می‌کنیم، در واقع درباره مجموعه‌ای از ابزار‌ها سخن می‌گوییم؛ یعنی استفاده از ظرفیت‌ها و مهارت‌های دیپلماتیک برای ترویج فرهنگ و جلوه‌های مختلف آن. نادیده گرفتن توسعه تمدنی ملت‌ها غیرممکن است و اساساً باید تمام تلاش‌ها برای درک و لحاظ کردن آن انجام شود، زیرا این موضوع جوهره انسانیت را شکل می‌دهد. در این زمینه، دیپلماسی رسمی میان دولت‌ها، دیپلماسی عمومی و همچنین فعالیت سازمان‌های غیردولتی و نهاد‌های مدنی ظرفیت عظیمی دارند و طبیعتاً نقشی بسیار مهم ایفا می‌کنند. شاید اگر روند معکوسی که امروز شاهد آن هستیم وجود نداشت، این مسئله تا این اندازه اهمیت پیدا نمی‌کرد. منظورم همان چیزی است که تحت عنوان «فرهنگ لغو» به جهان تحمیل شد؛ پدیده‌ای که در عمل به حذف خودِ فرهنگ منجر شده است. کسی که روی پوستر چایکوفسکی رنگ می‌پاشد، مجسمه پوشکین را تخریب می‌کند یا کتاب‌های گوگول و دیگر نویسندگان کلاسیک را پاره می‌کند، نمی‌تواند خود را فردی فرهنگی بداند. کسانی که فرهنگ لغو را به‌عنوان یک هنجار معرفی کردند، عملاً نشان دادند که نه‌تنها بی‌فرهنگ، بلکه ضدفرهنگ هستند. امروز ما درباره نئونازیسم صحبت می‌کنیم. این همان تفکیک انسان‌ها بر اساس ملیت، نژاد، قومیت، فرهنگ، تاریخ یا مذهب است، اما این بار با ابزار‌های جدید فناوری، سیاسی و رسانه‌ای. این همان «نوبربریت» است. بربریت فقط به معنای حمله قبایل و ویران کردن سرزمین‌ها نیست؛ بلکه نمادی از نابودی فرهنگ دیگران است. شما نمی‌توانید خود را فردی متمدن بدانید اگر تصور کنید برای دستیابی به اهداف خود حق دارید فرهنگ دیگران را نابود کنید. اگر چنین باوری داشته باشید، در حقیقت فردی فاقد فرهنگ هستید؛ یا شاید فرهنگ شما همان بربریت باشد. به همین دلیل است که دیپلماسی فرهنگی می‌تواند ابزاری مهم برای مقابله با گسترش این نوبربریت باشد.

امروز کشور‌های بریکس در حال ایجاد یک نظام مالی جدید هستند. نشست سالانه هیئت‌رئیسه بانک توسعه جدید نیز اخیراً برگزار شد. طبق راهبرد جدید این بانک، افزایش سهم تسویه‌حساب‌ها با ارز‌های ملی و توسعه نظام‌های پرداخت جایگزین ضروری است. کشور‌ها برای تحقق این اهداف باید چه اقداماتی انجام دهند؟

شاید هنوز برای صحبت درباره ایجاد یک نظام مالی کاملاً جدید در چارچوب بریکس زود باشد، زیرا بسیاری از کشور‌های عضو همچنان بخشی از سازوکار‌های موجود جهانی هستند. اما همان‌طور که اشاره کردید، نگرانی فزاینده‌ای در جامعه جهانی به‌ویژه در میان اکثریت جهانی نسبت به تحولاتی وجود دارد که زمانی به‌عنوان فرصت معرفی می‌شدند. برای مثال، دلار آمریکا در ابتدا ارزی بود که قرار بود مبادلات جهانی را تسهیل کند، به‌ویژه برای کشور‌هایی که هنوز نظام‌های مالی و پرداخت باثباتی نداشتند. اما بعد‌ها این ارز به ابزاری در دست کشور‌هایی تبدیل شد که دیگر قادر به حفظ برتری رقابتی خود نبودند و تلاش کردند با استفاده از تمام ابزار‌های موجود، روند توسعه سایر مناطق جهان را متوقف کنند. این مسئله امروز به یک چالش جدی تبدیل شده است. علاوه بر آن، شاهد هستیم که نهاد‌های مالی و پولی بین‌المللی نیز به ابزار فشار سیاسی و حتی فشار سیاسی ـ اقتصادی تبدیل می‌شوند.

در نتیجه، این چالش‌ها نیازمند سازوکار‌های پاسخ‌گویی مؤثر هستند؛ از جمله در چارچوب گروه‌هایی که شما به آنها اشاره کردید. می‌خواهم یادآوری کنم که نتایج ملموس در این زمینه در بیانیه‌های رهبران بریکس ثبت شده است؛ از جمله در اجلاس کازان ۲۰۲۴ و نشست ریو دو ژانیرو ۲۰۲۵. در این اسناد بر توسعه سازوکار‌های پرداخت فرامرزی، زیرساخت‌های تسویه‌حساب مشترک، کلیرینگ و بیمه اتکایی تأکید شده است. تمام این موضوعات اکنون به‌صورت عملی در حال بررسی هستند و طبیعتاً بانک توسعه جدید نقش بسیار مهمی در این روند دارد. بار دیگر تأکید می‌کنم که هدف، مقابله با نهاد‌های مالی بین‌المللی موجود یا کاهش اهمیت آنها نیست؛ بلکه جلوگیری از نابودی اقتصاد‌های نوظهور و در حال توسعه است. این تلاش برای محافظت از کشور‌ها در برابر استفاده ابزاری از اقتصاد، نه‌فقط به‌عنوان ابزار سیاسی، بلکه به‌عنوان سلاحی در جنگ‌های تجاری است؛ چیزی که امروز به‌وضوح شاهد آن هستیم.

با بازگشت به بیانیه‌های بریکس که به آن اشاره کردید؛ تحول دیجیتال فرصت‌های جدیدی ایجاد کرده، اما همزمان آسیب‌پذیری فضای سایبری را نیز افزایش داده است. کشور‌های بریکس برای ایجاد محیط دیجیتال امن چه اقداماتی انجام می‌دهند؟

دیجیتالی شدن اقتصاد، لجستیک و تقریباً تمام ابعاد زندگی تا جایی که امروز حتی یخچال‌ها و کتری‌ها نیز به سیستم‌های هوشمند متصل شده‌اند نیازمند منابع عظیمی است و در عین حال وابستگی‌های جدیدی ایجاد می‌کند. امروز شاهد تحقق این پیش‌بینی‌ها هستیم؛ به‌ویژه در کشور‌های در حال توسعه که در موقعیت وابستگی قرار گرفته‌اند. راهکار‌هایی که به آنها تحمیل می‌شود، نه‌تنها توسعه ایجاد نمی‌کند بلکه وابستگی به وجود می‌آورد؛ وابستگی شناختی، نرم‌افزاری و حتی وابستگی به سخت‌افزار. طبیعتاً امنیت سایبری نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد، زیرا کشور‌های توسعه‌یافته و غول‌های فناوری از طریق تحمیل راهکار‌های خود، عملاً به اطلاعات حساس شهروندان سایر کشور‌ها دسترسی مستقیم پیدا می‌کنند. این مسئله فقط محدود به کشور‌های در حال توسعه نیست. حتی کشور‌های اتحادیه اروپا نیز متوجه شده‌اند که در معرض نوعی نظارت دائمی قرار دارند. آنها با پذیرش تجهیزات و نرم‌افزار‌های غربی و ادغام سریع در فضای دیجیتال، دریافتند که در کنار برخی مزایا، به‌شدت آسیب‌پذیر شده‌اند. اما بریکس برای این وضعیت نیز پاسخ‌هایی ارائه کرده است. همکاری در حوزه امنیت اطلاعات بین‌المللی یکی از مهم‌ترین محور‌های دستورکار بریکس از سال ۲۰۱۳ بوده است؛ زمانی که یک گروه کاری ویژه در این زمینه تشکیل شد. از آن زمان تاکنون پیشرفت قابل توجهی حاصل شده و کشور‌های عضو بر سر رویکرد‌های مشترک به توافق رسیده‌اند. هدف، ایجاد نظامی جهانی برای امنیت اطلاعات بر پایه اصول برابری حاکمیتی کشورها، عدم مداخله در امور داخلی و نقش محوری سازمان ملل متحد است. برای مثال، در سال ۲۰۲۴ «ثبت نقاط تماس بریکس» راه‌اندازی شد؛ سازوکاری که به تیم‌های واکنش به حوادث سایبری کشور‌های عضو اجازه می‌دهد در کوتاه‌ترین زمان ممکن با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و منشأ حملات سایبری را شناسایی کنند. همچنین همکاری برای مقابله با جرائم سایبری، هماهنگی در واکنش به حملات رایانه‌ای و توسعه همکاری‌های علمی و کارشناسی ادامه دارد. یکی دیگر از حوزه‌های مهم، هماهنگی مواضع کشور‌های بریکس در چارچوب‌های چندجانبه بین‌المللی است؛ زیرا موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، امنیت سایبری و مقابله با جرائم سایبری تقریباً در تمام مجامع بین‌المللی به‌سرعت در حال گسترش هستند. مهم این است که کشور‌های عضو، حتی اگر مواضع کاملاً یکسانی نداشته باشند، دست‌کم رویکرد‌های نزدیک و هماهنگ داشته باشند. این روند اکنون با مشارکت فعال کشور‌های ما در حال انجام است. امسال نیز سازوکار جهانی سازمان ملل در حوزه امنیت اطلاعات بین‌المللی ایجاد شد و کشور‌های مشارکت‌کننده متعهد شدند رویکرد‌های مشترکی را دنبال کنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار