کد خبر: 1360706
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
گزارش «جوان» از آسیب‌های کلاس‌های درس که پشت گوشی همراه تشکیل شد
نسل بی زنگ مدرسه! ابراهیم سحرخیز در گفت‌و‌گو با «جوان»: باید الگوی آموزشی مشخص و منعطفی طراحی شود تا هر بحران، آموزش و سلامت روان دانش‌آموزان را دوباره قربانی نکند
مهسا گربندی
جوان آنلاین: خردادماه است و سال تحصیلی برای برخی از دانش‌آموزان تمام شده و برای برخی دیگر رو به پایان است. اندکی دیگر، خانواده‌ها باید زمینه تحصیلی فرزندانشان در پایه تحصیلی بعدی را مهیا کنند. از ثبت‌نام آنها در مدرسه موردنظر گرفته تا خرید کیف و کفش و کتاب. آنها، اما می‌گویند وقتی قرار است مدارس هر چند وقت یکبار به دلایل و بهانه‌های مختلف، مجازی شود، اساساً ثبت‌نام در مدرسه چه معنا و مفهومی دارد. از سوی دیگر درباره آسیب‌های این نوع آموزش اشاره می‌کنند، اینکه وقتی دانش‌آموز، ماه‌ها در خانه، پشت صفحه تلفن همراه یا لپ‌تاپ بنشیند و آموزش ببیند، تجربه کافی کسب نمی‌کند. تجربه از حضور در کلاس درس، از تعامل اجتماعی با همکلاسی‌ها و همچنین از فضای تربیتی‌ای که نشستن پشت نیمکت‌ها برایش ایجاد می‌کند. 
در میان مجازی شدن پی در پی مدارس، هر بار و به هر بهانه‌ای، نهاد‌های مسئول، تقصیر را به گردن دیگری انداختند. وزارت آموزش‌وپرورش می‌گوید تنها تصمیم‌گیرنده نیست و مسئولان دیگری نیز درباره تعطیلی مدارس حق نظر دارند و تصمیم می‌گیرند. درست هم می‌گوید. بار‌ها و بار‌ها مسئولان تصمیم‌گیرنده برای مجازی شدن کلاس‌های درس در مقابل پرسش خبرنگاران گفته‌اند که سلامت دانش‌آموزان، مهم‌تر از آموزش آنهاست و به همین دلیل است که مدارس را تعطیل می‌کنند. گزاره‌ای که البته، قابل انکار نیست، اما مسئله مهم این است که آیا سلامت روان دانش‌آموزان نیز به اندازه سلامت جسم‌شان مهم شمرده می‌شود؟!
بچه‌ها در اثر تعطیلی طولانی مدارس، ندیدن همدیگر، قطع ارتباط مؤثر اجتماعی، حبس شدن در چهاردیواری خانه و تجربه فضای آنلاینِ خسته‌کننده، آسیب‌های جدی روحی را تجربه می‌کنند. بسیاری از آنها با احساس بی‌آیندگی، بی‌انگیزگی و نوعی فرسودگی روانی مواجه شدند، نسلی که نه فقط از آموزش حضوری، بلکه از بخشی از تجربه طبیعی کودکی و نوجوانی خود در کنار همسالان محروم مانده‌است. در کنار اینها اخبار ضدونقیض درباره زمان برگزاری امتحانات، تغییر تاریخ کنکور، باز و بسته‌شدن ناگهانی مدارس و بلاتکلیفی مداوم، فشار روانی گسترده‌ای بر عمده دانش‌آموزان وارد کرده‌است. کارشناسان معتقدند اضطراب مزمن، کاهش انگیزه، افت تمرکز و احساس ناامیدی، امروز به بخشی از تجربه تلخ نسل دانش‌آموزان تبدیل شده‌است. شاید آموزش مجازی در دوران بحران، یک راه‌حل اضطراری محسوب شود، اما آیا برای جبران آسیب‌های آموزشی و حتی روانی دانش‌آموزان، برنامه‌ای جدی و مؤثری هم وجود دارد؟ بدون شک پاسخ این سؤال منفی است!
 صفحه دیجیتال بی‌روح جایگزین کلاس درس!
برای میلیون‌ها دانش‌آموز، مدرسه دیگر نه زنگ داشت، نه حیاط، نه نیمکت و نه همکلاسی. کلاس درس به صفحه‌ای دیجیتال و بی‌روح در تلفن همراه خلاصه شد، صفحه‌ای که گاهی اینترنت قطعش می‌کرد، گاهی صدا نداشت و گاهی هم فقط روشن بود بی‌آنکه آموزشی برای کودکان و نوجوانان اتفاق بیفتد. 
اما آنچه بیش از افت تحصیلی خانواده‌ها را نگران کرده، تغییر روحیه و رفتار کودکانی است که سال‌های مهمی از رشد اجتماعی خود را دور از مدرسه گذرانده‌اند، کودکانی که شاید درس‌هایی را براثر تکرار مداوم، حفظ کرده باشند، اما زندگی در جمع و قدرت حل مسئله در کنار هم‌سن و سالانشان را یاد نگرفته‌اند. 
خانم کاکاوند مادر یک دانش‌آموز کلاس دوم درباره آسیب‌هایی که مجازی شدن کلاس‌های درس برای پسرش رقم زده‌است، این‌گونه توضیح می‌دهد: «پسر من باید اینکه باید به پایه سوم ابتدایی برود، هنوز بلد نیست با بچه‌های هم‌سن خودش ارتباط بگیرد. او که پایه دوم را با تلفن همراه و آموزش مجازی سپری کرده، حالا هم آموزشش لنگ می‌زند و هم ارتباط گرفتن با همکلاسی‌هایش. نه دوست صمیمی دارد، نه می‌تواند راحت وارد جمع شود. انگار از اجتماع می‌ترسد.»
او ادامه می‌دهد: «وقتی ساعت‌های طولانی را در خانه گذرانده، بین کلاس‌های آنلاین، بازی‌های موبایلی و تماشای تلویزیون وقتش سپری شده. خواندن و نوشتن بلد است، اما جرئت ابراز وجود ندارد، نمی‌تواند حرف بزند. اینها را هیچ آموزش مجازی‌ای یاد نمی‌دهد.»
خانم ولی‌پور مادر دختری است که پایه چهارم را گذرانده و باید از مهرماه به کلاس پنجم برود. او درباره تغییرات روحی دخترش این‌گونه توضیح می‌دهد: «در این ماه‌ها، دخترم کم‌حرف شده‌است. قبلاً با دوستانش خوشحال بود، اما حالا زود خسته می‌شود، حوصله ندارد و بیشتر وقتش را در اتاقش می‌گذراند.»
خانم مهدیان نیز که یک دانش‌آموز پایه اول ابتدایی دارد، می‌گوید: «پسرم کلاس اول بود، یعنی پایه‌ای که همه چیز از آن آغاز می‌شود. بچه باید معلم را از نزدیک ببیند، پای تخته برود، مداد دست گرفتن را یاد بگیرد. اما همه‌چیز به یک گوشی موبایل محدود شد! هر چقدر تلاش کردیم، نتوانستیم با مدرسه و کلاس درس ارتباط بگیرد.» او با نگرانی از احتمال تکرار پایه فرزندش حرف می‌زند: «معاون مدرسه به ما گفته که پسرمان باید پایه را تکرار کند و نمی‌تواند به کلاس دوم برود. آموزش مجازی برای یک بچه شش، هفت ساله اصلاً قابل‌فهم نبود. ما نه معلم بودیم، نه بلد بودیم چطور آموزش بدهیم.»
این روایت‌ها تصویری از نسلی را نشان می‌دهد که بخشی از کودکی و تجربه مدرسه رفتن را پشت در‌های بسته خانه گذرانده و به شدت آسیب دیده‌است. بسیاری از والدین نگرانند فرزندشان نه امروز و فردا، بلکه در سال‌های آینده نیز گرفتار تبعات این نوع آموزش شوند. نگرانی که البته کاملاً بجاست. 
 
 هیچ فناوری‌ای جای مدرسه و معلم را نمی‌گیرد
در حالی که بار‌ها از موفقیت آموزش مجازی و استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی سخن گفته می‌شود، بسیاری از کارشناسان آموزشی معتقدند که مدرسه فقط محل انتقال درس نیست، بلکه فضایی است برای آموزش زندگی جمعی، یادگیری مهارت‌های اجتماعی و شکل‌گیری شخصیت دانش‌آموزان. موضوعی که به گفته آنها، در سال‌های آموزش مجازی نسبت بدان غفلت شده‌است. 
ابراهیم سحرخیز، معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش، در این رابطه به «جوان» می‌گوید: «در آموزش و پرورش همیشه از دو بال آموزش و تربیت صحبت می‌کنیم. یعنی مدرسه فقط محل یاد دادن درس نیست. تعلیم و تربیت باید جامع و همه‌جانبه باشد و به همین دلیل هم معتقدم هیچ چیزی نمی‌تواند جای فضای واقعی مدرسه و تعامل مستقیم معلم را پر کند.»
او با اشاره به گسترش فناوری‌های آموزشی و استفاده از هوش مصنوعی اظهار می‌دارد: «ما امروز درگیر فناوری‌های نوین آموزشی هستیم، اما معلم جایگاه دیگری دارد. مدرسه هم همین‌طور. بخش مهمی از نیاز‌های اجتماعی دانش‌آموزان در کنار همکلاسی‌ها و در فضای واقعی مدرسه تأمین می‌شود.»
به گفته سحرخیز، مدرسه برای بسیاری از دانش‌آموزان فقط یک محیط آموزشی نبود، بلکه فرصتی برای خروج از انزوا و یادگیری ارتباط اجتماعی محسوب می‌شد: «دانش‌آموزانی که تحرک کافی ندارند، تک‌فرزند هستند یا در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند، در مدرسه فرصت پیدا می‌کردند این خلأ‌ها را جبران کنند، اما آموزش مجازی این امکان را از آنها گرفت.»
او می‌گوید معلمان در دوران آموزش مجازی تلاش زیادی کردند تا فضای کلاس‌ها را جذاب و قابل‌تحمل کنند، اما این تلاش‌ها کافی نبود: «معلمان تمام توانشان را گذاشتند تا کلاس‌ها خشک و خسته‌کننده نباشد، اما واقعیت این است که آموزش مجازی نتوانست جایگزین مناسبی برای مدرسه باشد. ما هنوز هم نتوانسته‌ایم آن خلأ را جبران کنیم.»
معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش همچنین از نادیده گرفتن نابرابری‌های آموزشی در دوران آموزش مجازی انتقاد می‌کند: «ما در تمام این روزها، تنها به شبکه شاد بسنده کردیم و تفاوت‌ها و نابرابری‌ها را نادیده گرفتیم. در مدرسه، دانش‌آموزان با انواع و اقسام روحیات و اخلاق‌ها، کنار هم قرار می‌گیرند و به نوعی، برای ورود به جامعه آماده می‌شوند، اما وقتی کلاس‌ها عمدتاً مجازی شد، این تجربه اجتماعی از بین رفت.»
او معتقد است نظام آموزشی بیش از آنکه نگران وضعیت روحی و تربیتی دانش‌آموزان باشد، بر موضوع آموزش متمرکز مانده‌است: «آموزش و پرورشی که فقط دغدغه آموزش داشته باشد و به مشکلات تربیتی و روانی دانش‌آموزان توجه نکند، نمی‌تواند مأموریت واقعی خود را انجام دهد.»
سحرخیز همچنین به تعطیلی سراسری مدارس در شرایط مختلف اشاره می‌کند: «در بسیاری از مواقع، همه کشور را با یک نسخه اداره کردیم. در حالی که شاید در برخی مناطق، به‌ویژه روستا‌ها یا شهر‌های کم‌خطر، امکان برگزاری کلاس حضوری وجود داشت. می‌شد اختیار بیشتری به مدیران محلی و استانداران داد تا اگر شرایط ایمن بود، مدارس تعطیل نشوند.»
او تأکید می‌کند تعطیلی‌های پی‌درپی مدارس، چه در دوران کرونا و چه به دلیل آلودگی هوا، سرما یا شرایط دیگر، بدون برنامه جبرانی باقی مانده‌است: «این تعطیلی‌ها روی هم تلنبار شد و به دانش‌آموزان آسیب زد. آسیب‌های روانی و آموزشی ناشی از آموزش مجازی، به این سادگی قابل‌جبران نیست و باید جدی گرفته شود.»
 
 هم عقب‌ماندگی آموزش را جبران کنید و هم آسیب‌های روانی را
سحرخیز تأکید می‌کند که جبران آسیب‌های سال‌های آموزش مجازی، نیازمند یک برنامه ملی و بلندمدت است، برنامه‌ای که فقط بر جبران افت درسی متمرکز نباشد و ابعاد روانی و تربیتی دانش‌آموزان را هم در نظر بگیرد: «آموزش و پرورش باید برای جبران این سال‌ها، بسته‌های تربیتی و آموزشی ویژه طراحی کند. فقط نباید به این فکر کنیم که دانش‌آموز چند صفحه کتاب عقب مانده، باید ببینیم در مهارت‌های اجتماعی، ارتباطی و روحی چه آسیب‌هایی دیده و چطور می‌شود آنها را ترمیم کرد.» به گفته معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش، رسانه‌ها نیز می‌توانند در این مسیر نقش جدی داشته باشند: «رسانه‌ها باید پای کار بیایند و در کنار نظام آموزشی، با تولید برنامه‌ها و آموزش‌های جذاب، به جبران بخشی از عقب‌ماندگی آموزشی و حتی کاهش فشار روانی دانش‌آموزان کمک کنند.»
او معتقد است تجربه تعطیلی‌های گسترده مدارس باید به یک درس جدی برای سیاستگذاران تبدیل شود: «برای سال تحصیلی آینده و حتی سال‌های بعد، باید از حالا برنامه‌ریزی شود تا هر بحران طبیعی یا غیرطبیعی، از آلودگی هوا و سرما گرفته تا هر تهدید دیگری، نتواند دوباره وضعیت آموزش را تا این اندازه بحرانی و آشفته کند. کشور باید برای شرایط بحران، الگوی آموزشی مشخص، منعطف و عادلانه داشته باشد، الگویی که هم آموزش را حفظ کند و هم سلامت روان دانش‌آموزان را.»
برچسب ها: آموزش ، طراحی ، دانش آموز
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار