جوان آنلاین: سازمان ملی بهرهوری ایران در سالی که بر اساس اسناد بالادستی باید نقطه اوج تحقق اهداف بهرهوری و نقشآفرینی آن در رشد اقتصادی کشور باشد، همچنان در سطح توضیح وضعیت موجود باقی مانده است. در حالی که مأموریت این نهاد در چشمانداز رسمی، تبدیل شدن به بازوی مؤثر نظام حکمرانی در ارتقای بهرهوری و تحقق رشد اقتصادی هدفگذاریشده از محل بهرهوری تعریف شده است، خروجیهای اعلامشدهاش بیشتر به شرح وضعیت و تبیین مسائل و برگزاری برنامههای عمومی محدود شده است.
ساختار مأموریتی این سازمان از ابتدا بر طراحی سازوکارهای اجرایی، اصلاح فرآیندها و ایجاد پیوند میان بازیگران اقتصادی استوار شده است و در ادبیات رسمی این نهاد، از مفاهیمی مانند طراحی اکوسیستم بهرهوری، ایجاد بازار تعامل میان دولت، بخش خصوصی و نهادهای فناور و همچنین شکلدهی به شبکه ملی بهرهوری یاد شده است. با این حال، فاصله میان این ادبیات سیاستی و نتایج قابل اندازهگیری در سطح اقتصاد کلان همچنان قابل توجه است. در سخنان اخیر مسئولان این سازمان، بیش از آنکه گزارش مشخصی از میزان تحقق اهداف کمی ارائه شود، بر گستردگی مسئله بهرهوری و پیچیدگی آن تأکید شده است. به عنوان نمونه، از اتلاف گسترده منابع در حوزه انرژی، آب و مواد غذایی سخن گفته شده و ارقامی در مقیاس دهها میلیارد دلار برای هدررفت سالانه منابع مطرح شده است. این ارقام اگرچه بیانگر اهمیت مسئله هستند، اما در عین حال این پرسش را ایجاد میکنند که سهم نهادهای متولی در کاهش این اتلافها چه میزان بوده و چه تغییرات ملموسی در دوره فعالیت اخیر رخ داده است؟ والا شرح واقعیت برای همگان روشن است. از سوی دیگر، تأکید بر مفاهیمی مانند «اکوسیستم بهرهوری» و «طراحی بازار تعامل میان بازیگران» اگرچه در سطح نظری قابل دفاع است، اما زمانی اثرگذاری آن قابل سنجش خواهد بود که به سازوکارهای اجرایی مشخص، شاخصهای قابل اندازهگیری و گزارشهای دورهای از میزان پیشرفت تبدیل شود. صرف بیان این گزاره که بازیگران مختلف باید در یک چارچوب هماهنگ وارد عمل شوند، بدون ارائه خروجیهای کمی، بیشتر به توصیف وضعیت نزدیک است تا ارزیابی عملکردی که امیدوارکننده باشد.
در بخش دیگری از مواضع اعلامشده، بر طراحی پلتفرم ملی بهرهوری و توسعه همایشها و نشستهای تخصصی تأکید شده است. این اقدامات در ظاهر میتواند به ارتقای گفتوگو میان ذینفعان کمک کند، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست مبنی بر اینکه این ابزارها تا چه میزان توانستهاند در شاخصهای واقعی بهرهوری در سطح دستگاههای اجرایی، استانها و بخش خصوصی اثرگذار باشند.
فاصله میان چشمانداز و عملکرد
چشمانداز رسمی این سازمان، دستیابی به جایگاه یک نهاد پیشرو، چابک و اثرگذار در نظام حکمرانی کشور و ایفای نقش به عنوان بازوی اصلی ارتقای بهرهوری تعریف شده است. در این چارچوب، انتظار میرفت تا سال ۱۴۰۵ گزارشهای دقیق از میزان تحقق اهدافی مانند استقرار چرخه بهرهوری در دستگاههای اجرایی، افزایش بهرهوری نیروی انسانی دولت و کاهش اتلاف منابع در بخشهای کلیدی اقتصاد ارائه شود. با این حال، آنچه در عمل مشاهده میشود، تمرکز بر بیان کلیات، تشریح مسائل ساختاری و برگزاری برنامههای ترویجی است. این فاصله میان مأموریت تعریفشده و خروجیهای قابل مشاهده، یکی از چالشهای جدی در حوزه حکمرانی اقتصادی کشورمان به شمار میرود و طبعاً زمانی که یک نهاد تخصصی با مأموریت مشخص در حوزه بهرهوری تشکیل میشود، انتظار طبیعی آن است که عملکرد آن با شاخصهای عددی، قابل سنجش و قابل مقایسه همراه باشد. در کنار این موضوع، مسئله مهم دیگری نیز مطرح است و آن نقش این سازمان در فرآیند تصمیمسازی دولت است. اگر قرار است بهرهوری به عنوان یکی از پیشرانهای رشد اقتصادی در نظر گرفته شود، این نهاد باید بتواند اثر مستقیم بر اصلاح بودجهریزی، ساختار اداری و نظام تخصیص منابع داشته باشد. اما در گزارشهای منتشرشده، نشانههای روشنی از چنین اثرگذاری ساختاری دیده نمیشود.
ضرورت عبور از گزارشمحوری
یکی از نقدهای اساسی وارد بر رویکرد فعلی، غلبه گزارشمحوری به جای عملکردمحوری است. زمانی که بخش عمده ادبیات مدیریتی یک نهاد به تشریح مسائل، برگزاری نشستها و ارائه تحلیلهای کلی محدود شود، طبیعی است که افکار عمومی و حتی بدنه کارشناسی نسبت به میزان اثرگذاری آن دچار تردید شود. بهرهوری در ادبیات اقتصادی یک مفهوم کاملاً قابل اندازهگیری است و انتظار میرود متولی آن نیز بر اساس شاخصهای دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. از میزان کاهش اتلاف منابع گرفته تا رشد بهرهوری نیروی انسانی و اصلاح ساختارهای هزینهای دولت، همگی شاخصهایی هستند که میتوانند مبنای گزارش عملکرد قرار گیرند. در نهایت، آنچه امروز در فضای حکمرانی اقتصادی کشور اهمیت دارد، عبور از مرحله توصیف و ورود به مرحله اقدام است. سازمان ملی بهرهوری اگر قصد دارد جایگاه تعریفشده در چشمانداز رسمی را محقق کند، ناگزیر است از سطح گزارش وضعیت و برگزاری همایشها فراتر رفته و به نهادی تبدیل شود که نتایج قابل لمس آن در بودجه، انرژی، آب، تولید و ساختار اداری کشور قابل مشاهده باشد. در غیر این صورت، فاصله میان چشمانداز و واقعیت همچنان باقی خواهد ماند و مفهوم بهرهوری در حد یک ادبیات سیاستی بدون اثر عملی باقی خواهد ماند.