کد خبر: 1359776
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۰
سیدعبدالله متولیان

سوم خرداد ۱۳۶۱، پس از ۵۷۰ روز اشغال، جهان معادلات مادي قدرت‌هاي بزرگ را درهم شكسته ديد. آن روز بر ديوار خرمشهر آزاد شده، رمز ماندگاري فتح نقش بست: «خرمشهر؛ جمعيت ۳۶ميليون نفر». اين جمله، اعلاميه تولد دكترين «امنيت مردم‌پايه» بود؛ دكتريني كه امروز، در سوم خرداد ۱۴۰۵ و پس از ۵۰ روز سكوت صحنه نبرد در «جنگ رمضان»، در مقياسي عظيم‌تر و با پيچيدگي تمدني‌تر به منصه ظهور رسيده است. 
ائتلاف اشرار تروريست غربي- صهيوني در ۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگي تركيبي و شش‌لايه را با هدف «فروپاشي سيستمي» ايران طراحي كرد،  از ترور امام خامنه‌اي (سلام‌الله‌عليه) براي ايجاد خلأ رهبري و شوك رواني، تا فلج زيرساختي، خفه‌سازي اقتصادي، جنگ شناختي- رسانه‌اي و تحريك تجزيه‌طلبي. محاسبات پنتاگون بر اين برآورد استوار بود كه ايرانِ بدون رهبر، ظرف سه روز تكرار سناريوي ليبي خواهد شد، اما اين محاسبه، يك خطاي راهبردي مهلك داشت؛ دشمن، ايران را با ترازوي «دولت- ملت»هاي وستفاليايي سنجيد، غافل از آنكه ايران يك «تمدن-ملت» 7‌هزار ساله است. اين موجوديت تمدني، از دل عيلام و هخامنشي سربرآورده و در طول تاريخ با فرهنگ غني اسلامي عجين شده و هر مهاجمي را در خود هضم كرده است، عمقي كه هيچ اتاق فكر غربي قادر به درك آن نيست. 
جلوه اين عمق تمدني در «انسان ژئوپابليك» ايراني نمايان شد. «ژئوپابليك»، قدرتي برآمده از تلفيق جغرافيا و اراده عمومي است. دشمن با تحليل يك «جامعه مصرف‌كننده» وارد شد، اما با يك «جامعه مأموريت‌گرا» روبه‌رو گشت. هنگامي كه تهديد به نابودي زيرساخت‌ها شد، زنجيره‌هاي انساني و ثبت‌نام بيش از ۳۰ ميليون داوطلب، تجلي‌بخش مكتب دفاعي امام(ره) در مقياس يك ملت ۹۰ميليوني شد. ترور رهبري، نه پايان كار كه آغاز تولد ۹۰ ميليون رهبر مبعوث ‌شده بود. 
در بعد ژئواكونوميك، نقطه عطف «جنگ رمضان» نسبت به جنگ هشت ‌ساله، تبديل جغرافيا به سلاحي فعال بود. در واكنش به محاصره دريايي غيرقانوني امريكا، ايران «نهاد مديريت آبراه خليج فارس» (PGSA) را تأسيس و با ايجاد يك سامانه چندلايه، ضمن مسدودسازي كامل تنگه هرمز به روي ائتلاف متخاصم، عبور ۳۵ كشتي غيرمتخاصم را تسهيل كرد. اين هنرنمايي راهبردي، گلوگاه تحريمي را به ابزار فشار مبدل ساخت و ثابت كرد كه امنيت انرژي جهان، بدون رضايت تهران ممكن نيست. 
اكنون در پايان سومين ماه نبرد و پس از ۵۰ روز سكوت، تحليلگران غربي در برابر يك «پارادوكس استراتژيك» گيج مانده‌اند. اين آتش‌بس كه در آستانه ضرب‌الاجل «قانون اختيارات جنگي» كنگره امريكا برقرار شد، يك مكث هوشمندانه بود. دشمن كه با توهم «جنگ ۱۲ روزه» آمد، در «جنگ ۴۰ روزه» زمين‌گير شد و اكنون در بن‌بست ناشي از «جنگ فرسايشي معكوس» گرفتار آمده است.
ابتكار عمل در دست ايران باقي مانده است؛ زيرساخت‌هاي آسيب‌ديده با تكيه بر توان داخلي بازسازي مي‌شود و در مذاكرات غيرمستقيم با ميانجي‌گري پاكستان، طرح ۱۴ ماده‌اي ايران شامل خروج كامل نيروهاي امريكايي و جبران خسارات، آزادسازي دارايي‌هاي مسدود شده و پايان جنگ در تمامي محورهاي مقاومت دستور كار مسلم شده است. پيامد منطقه‌اي اين حماسه، شكست مداخله‌گري فرامنطقه‌اي و ضرورت طلوع يك «جامعه امنيتي بومي» در غرب آسياست. براساس استراتژي ديرينه «بيم و اميد»، به همسايگان هم‌سرنوشت نويد مي‌دهيم كه نظم نوين، بر پايه امنيت دسته‌جمعي درون‌زا شكوفا خواهد شد، اما كشورهايي كه كماكان با ائتلاف متخاصم همراهي مي‌كنند، بايد بدانند كه جغرافيا تغييرناپذير است؛ قدرت ايران در خليج فارس، يك واقعيت ژئواستراتژيك ابدي است كه نه با لفاظي كه با احترام متقابل به نفع همگان تثبيت خواهد شد. عمر رژيم‌هاي دست‌نشانده كوتاه است، اما عمر ملت‌هاي ريشه‌دار، جاويدان. 
اگر خرمشهر با «جمعيت ۳۶ ميليون نفر» آزاد شد، تاريخ درباره اين حماسه نيز ثبت خواهد كرد: ملتي ۹۰ ميليوني كه پنج دهه تحريم، تهديد، تحديد و ترور را تاب آورده، با قامتي استوار و برخوردار از «عمق تمدني» و «اراده ژئوپابليك»، فاتحانه از دل بزرگ‌ترين جنگ تركيبي تاريخ معاصر بيرون آمد. اينك، جهان شاهد طلوع نظمي است كه در آن، اراده ملت‌ها، جغرافياي مقاومت و ايمان به نصرت الهي، زنجيره‌هاي سلطه را براي هميشه در هم خواهد شكست.

برچسب ها: جنگ ، خرمشهر ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار