مرد جوانی که یکی از دوستانش را به بهانه اختلاف ۵ میلیارد تومانی با همدستی مرد دیگری ربوده و در خانهای حبس کرده بود با تلاش کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت با شلیک گلوله به دام افتاد و گروگان سالم آزاد شد. جوان آنلاین: چند روز قبل، مردی سراسیمه خود را به اداره پلیس تهران رساند و از گم شدن ناگهانی برادرش خبر داد. شاکی گفت: «برادرم محسن شغل آزاد دارد و هر روز صبح برای کار از خانه بیرون میرود و شب دوباره برمیگردد. دیروز از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش خاموش است و کسی از او خبری ندارد. نگرانم برای او اتفاق بدی رخ داده باشد برای همین درخواست کمک دارم.» با طرح این شکایت، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران وارد عمل شدند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، شاکی دوباره به پلیس آگاهی رفت و خبر تازهای داد.
تماس آدمربایان و درخواست ۵ میلیارد تومانی
او گفت: «ساعتی قبل مردی از تلفن برادرم با من تماس گرفت و گفت او را گروگان گرفته و برای آزادیاش باید معادل ۵ میلیارد تومان ارز دیجیتال به حسابی که اعلام میکند، واریز کنم. او تهدید کرد اگر موضوع را به پلیس خبر بدهم، جان برادرم به خطر میافتد. از طرفی صدای نالههای برادرم به گوشم رسید که درخواست کمک میکرد.»
ردپای دوست سابق
مأموران در بررسیهای خود به ردپای مردی به نام «کامبیز» رسیدند. تحقیقات نشان داد کامبیز با مرد ربوده شده دوست بوده و قبلاً با هم همکاری و معاملات مالی داشتهاند. مأموران به دستور مقام قضایی، مخفیگاه متهم را تحت نظر گرفتند و برای آزادی گروگان وارد عمل شدند. کامبیز وقتی متوجه حضور مأموران شد، قصد فرار داشت و با آنها درگیر شد. کارآگاهان جنایی برای مهار متهم و جلوگیری از فرار او، با شلیک تیر کامبیز را زمینگیر کردند. متهم مجروح بلافاصله برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
پس از این درگیری، مأموران وارد خانه شدند و گروگان جوان را که در اتاقی تاریک دست و پا بسته حبس شده بود، نجات دادند.
روایت گروگان از لحظات اسارت
مرد جوان پس از آزادی به مأموران گفت: «من و کامبیز قبلاً همکاری مالی داشتیم و چند باری با هم معامله کرده بودیم. مدتی قبل از هم جدا شدیم و در این مدت از او بیاطلاع بودم. روز حادثه در حال رفتن به محل کارم بودم که کامبیز با خودرویش کنارم توقف کرد و از من خواست سوار شوم. یکی از دوستانش هم همراهش بود. تصور کردم میخواهد مرا به محل کارم برساند.» وی ادامه داد: «اما در میانه راه، آنها مرا با تهدید چاقو به خانهای منتقل کردند و در آنجا دست و پایم را بستند و در اتاقی حبس کردند. آنها مرا شکنجه دادند و بعد با تلفن همراهم با برادرم تماس گرفتند و قصد اخاذی از او را داشتند. خدا را شکر که پلیس به موقع رسید و مرا نجات داد.»
اعتراف متهم؛ طلب ۵ میلیاردی
متهم پس از بهبودی نسبی در بیمارستان، در بازجوییها به جرم خود اعتراف کرد. او در ادعایی گفت: «من و محسن با هم کار میکردیم و او به من ۵ میلیارد تومان بدهکار بود. ناگهان ناپدید شد و من دیگر نتوانستم او را پیدا کنم. بعد از مدتی، با دوستم تصمیم گرفتم محسن را گروگان و طلبم را پس بگیرم.» وی ادامه داد: «روز حادثه او را سوار خودرویم کردم و به خانهام بردم. از او خواستم طلبم را بدهد، اما قبول نکرد. محسن را در اتاقی حبس کردم تا طلبم را از خانوادهاش بگیرم، اما موفق نشدم و دستگیر شدم. حالا هم پشیمانم.» تحقیقات از متهم در حالی ادامه دارد که مأموران در تلاشند همدست فراری او را نیز شناسایی و بازداشت کنند.