جوان آنلاین: نمایان شدن بارقههای شکست آخرین تلاشهای میدانی امریکا برای آزادسازی تنگه هرمز، برگی دیگر به دومینوی ناکامی امریکا در جنگ رمضان اضافه کرد. پیش از آنکه امریکا با خبرسازی جعلی حمله به قایقهای باری را به جای شناورهای سپاه پاسداران جا بزند و آن را عامل موفقیت میدانی خود اعلام کند، نیروی دریایی ایران به طور پیشدستانه با شلیک اخطار موشک و پرواز پهپادها مانع ورود دو ناوشکن امریکایی متجاوز به محدوده تنگه هرمز شد.
به موازات این ناکامی، امریکا بار دیگر پرده از پروژهای برداشت که طی سالیان متمادی، چون اغتشاشات سالهای گذشته از جمله ۱۴۰۱ و دی ماه ۱۴۰۴، به رغم صرف سرمایههای کلان و سازماندهیهای متعدد، در نهایت با شکست کامل روبهرو شده بود. مقامات امریکایی در دو روز گذشته دوباره بر تسلیح تروریستها و مزدوران داخلی و در نهایت ایجاد آشوب و جنگ داخلی تأکید کردند. ترامپ در مصاحبه خود با یک شبکه امریکایی گفت: «مردم ایران به اسلحه نیاز دارند، فکر میکنم دارند اسلحه میگیرند و وقتی اسلحه داشته باشند خواهند جنگید، به خوبی هر کس دیگری»، ولی در بخش دیگری به طور ضمنی به ضعف یارگیری خود در عرصه خیابانها اعتراف کرد و ادامه داد: «آیا من میخواهم آنها را در خیابان ببینم؟ و من در این باره بسیار مرددم»، همراه با ترامپ، لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه نیز طی مصاحبهای با شبکه خبری فاکسنیوز گفت: «ما نیازی به اعزام نیروهای زمینی امریکا» به داخل ایران نداریم، زیرا «میلیونها نیروی زمینی در ایران داریم که فقط هیچ سلاحی ندارند.»
این اظهارات از دو سوی مختلف قابل تحلیل است. اول آنکه اشاره مستقیمی به ناکارآمدی و شکست آنها در جنگ میکند. دوم اشاره به تکاپوی عیان دشمن برای ایجاد ناامنی در سایه مشکلات اقتصادی دارد. رئیسجمهور امریکا با تهدیدات و لفاظیهای مکرر در میانه جنگ رمضان، ادعا کرده بود چیزی به پایان جمهوری اسلامی باقی نمانده و جنگ طی «چهار تا پنج روز» تمام میشود. ترامپ پس از اینکه این ادعاها به سرانجام نرسید، اواسط فروردین دوباره ادعای خود را با لحن تندتری مطرح کرد و گفت: «امشب یک تمدن کامل میمیرد و هرگز بازنخواهد گشت». او هرگز جرئت عملی کردن تهدیدهایش را پیدا نکرد، زیرا ایران صریحاً هشدار داد در تلافی، زیرساختهای انرژی کشورهای عربی همپیمان و شریک او حاشیه خلیجفارس را هدف خواهد گرفت. در عوض، امریکا مجبور شد برای جلوگیری از عواقب ضربات موشکی ایران، آتشبس دو هفتهای را توافق کند که تا به امروز ادامه یافته است.
اکنون که استراتژی امریکا از «تغییر حکومت در ایران» به «آزادسازی کشتیهای تجاری در تنگه هرمز» تنزل یافته است، اظهارات ترامپ درباره مسلح کردن مردم ایران را میتوان در چارچوب ناکارآمدی در جنگ و بازگشت به رویکرد نظارتی و پشتیبانی تفسیر کرد. این تغییر تاکتیک، نشاندهنده تلاش برای هدایت جنگ از مسیرهای دیگر و پوشاندن عدم داشتن دستاورد در آن است.
این وضعیت، اوج استیصال ترامپ را آشکار میسازد؛ او به جای اتخاذ راهبردی جدید، صرفاً به تکرار پروژههای شکستخورده پیشین رو آورده است. پیش از جنگ امریکا درصدد بود با راهاندازی و تجهیز آشوبی همهگیر در اوایل زمستان تحت عنوان دروغین اعتراضات داخلی مردم ایران، آن را به سمت یک جنگ داخلی سوق دهد. امریکا همواره با انکار مداخله خود در اغتشاشات داخلی ایران، تلاش میکرد آن را مدنی و متعلق به مردم نشان دهد، این در حالی بود که سرویسهای جاسوسی امریکا و اسرائیل همواره طراحان اصلی اغتشاش با پسزمینه عملیات روانی و ایجاد تشویش در مردم بودند و با تجهیز هستههای شورشی به انواع سلاحهای گرم، آنها را هدایتگر و لیدر جریان آشوب کرده بودند. وزیر میراث اسرائیل، آمیخای الیاهو در گفتوگو با رادیو ارتش اسرائیل فاش کرد که مأموران اسرائیلی در حال حاضر در خاک ایران فعالیت میکنند، ترامپ نیز صراحتاً بعد از کودتای دی ماه اعتراف کرده بود که اسلحه برای معترضان فرستاده، ولی اسلحهها را برای خود نگه داشتند.
از سوی دیگر، اظهارات ترامپ و لیندزی گراهام به وضوح بر ایجاد یک جنگ داخلی و پروژه براندازی سخت دلالت دارد، یعنی آشوبی قرار است شکل بگیرد که به طور آشکار به تسلیح آشوبگران و تروریستها اذعان میکند. این پروژه پیش از این نیز به عنوان راهکاری برای پایان دادن به جنگ مطرح بوده است. نیویورک تایمز فاش کرده بود که امریکا با همکاری سرویسهای موساد تلاش دارد در میانه جنگ، در داخل ایران اغتشاش راه بیندازد و از این طریق ایران را به مرز فروپاشی برساند و اتفاقاً امریکا نیز با اطمینان از نتیجهبخش بودن این پروژه وارد جنگ شد، از این رو، فراتر از اظهارات گستاخانه و مداخلهجویانه ترامپ درباره تجهیز مردم به سلاح گرم، باید گفت که این سخنان نشان از پروژه خیابانی خونینی معادل یا حتی فراتر از دیماه سال گذشته دارد، زیرا از نظر آنها، جنگ توانسته است انگیزه و زمینه آن را فراهم کند.
در ماه گذشته نیز یک تحلیل جدید که از سوی مؤسسه لیبرترین منتشر شد، ادعا کرد امریکا عمداً فروپاشی اقتصادی در ایران را به عنوان بخشی از استراتژی گستردهتر خود برای تحریک ناآرامیهای مدنی و تضعیف کشور، پیش از عملیات نظامی مشترک ایالاتمتحده و اسرائیل، مهندسی کرده است، اما آنچه در نهایت و طبق سوابق گذشته و کنونی میتوان نتیجه گرفت، این است که (و بلکه باید نتیجه گرفت) همین مردمی که اکنون بیش از دو ماه است خیابانها را رها نکردهاند، همان گروهکهای تروریستی و اجیرشده را سر جای خودشان نشاندهاند و در آینده نیز اگر همین اتفاق تکرار شود، باز هم از سوی مردم و دستگاههای امنیتی سیلی محکمتری خواهند خورد.