در خلوت اجباری کلاسها که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با حمله ناجوانمردانه رژیمهای تروریستی امریکا و اسرائیل جنایتکار، مدارس حضوری تعطیل شدند، نیمکتها سرد، تختهها بیصدای گچ و گچها خشکیده در جاماندگیشان. زنگ مدرسه فقط در حافظه گوشیها به صدا درمیآید و معلم، از پشت صفحهای روشن، چشم به چشم شاگردانی میدوزد که در خانهها پراکندهاند. گویی سنگر از دست رفته، اما رزمنده هنوز ایستاده. در این خلوت اجباری، کسی که خود را به آب و آتش میزند تا قطار تعلیم و تربیت از ریل خارج نشود، همان کسی است که پیام ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای او را «مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی» نامید و به منزله «ستون فقرات عرصه فرهنگ» نشاند؛ ستون فقراتی که اگر بشکند، قامت فرهنگ فرو میریزد و هیچ عضوی دیگر نمیتواند آن را سرپا نگه دارد، اما این نبرد فرهنگی که از آن سخن رفته، چیست؟ پاسخ را باید در سیر مجاهدت ۴۷ ساله جمهوری اسلامی جست. دشمنی که سالها با ایران روبهرو بود، در آن عرصه ناامید شد و با حمله مستقیم موشکی و پهپادی و صد البته صبوری و مقاومت مردمی، چنان خط بطلانی بر رؤیای سلطه او کشیده شد که دیگر راه نفوذ را از سنگرها و خاکریزها نمیجوید. پس جنگ را دوباره به ذهن و جان و به فرهنگ و اقتصاد کشاند. این همان «جهاد اقتصادی و فرهنگی» است که دشمن باید در آن هم شکست بخورد و در این جهاد، معلم و کارگر، دو بال پیشرفتند. کارگر با دستی که چرخ کارخانه را میچرخاند و معلم با کلمهای که چرخ ذهن را، اما معلم در «اولین مرحله تحقق» این مقصود قرار دارد. پیش از آنکه کارگری محصولی تولید کند یا مهندسی طرحی بریزد، معلم بوده که هویت، بینش و انگیزه آن کارگر و مهندس را قالبریزی کرده است. پس معلم نه یک حلقه در زنجیره که حلقه علّی نخستین است؛ جایی که مدرسه به سنگر شهادت بدل شد و خانوادهای که معلمی را با خون امضا کرد.
در ساعات نخست جنگ، در میناب، مدرسهای پای حمله هوایی دشمن قرار گرفت. معلمان، آن مردان و زنان بیادعایی که هر روز صبح کیف به دست به سوی مدرسه میرفتند، شاگردانشان را به آغوش گرفتند و پر کشیدند. این معلمان، مصداق همان «مؤثرترین حلقه» بودند؛ حلقهای که در نبرد نظامی تمامعیار نیز هویت را با خون خود به شاگردان هدیه داد. مدرسه میناب، آن روز، به یک کلاس درس تبدیل شد که معلمش با ترکش و شاگردانش با بدنهای پرپر، مشق شهادت مینوشتند و چه نزدیک و چه دردناک که خود رهبر شهید ما نیز در همین ساعت و در مسیر همین حقیقت، با خانوادهاش به شهادت رسید؛ خانوادهای که معلمی را نه فقط در زندگی که در مرگ هم با خود همراه کردند. آنها نشان دادند معلمی، یک شغل اداری نیست که با بازنشستگی تمام شود؛ یک راه است، یک مسیر، تا نفس آخر و حتی پس از آن. ما که از نسل انقلابیم و امام راحل را فقط در تصاویر دیدهایم، اما سالهاست پای درس بیانات و پیامهای آن رهبر شهید نشستهایم، امروز خود را وامدار او میدانیم.
رهبر انقلاب اسلامی به «تجلیلهای زبانی سالانه» معلمان هم اشارهای داشتهاند. ایشان این تجلیلها را هر چند بجا، اما آن را کافی نمیپندارند. نمادگرایی بیپشتوانه، کمکم جای حقیقت را میگیرد و مردم و مسئولان را به توهم انجام وظیفه دچار میکند. راه پشتیبانی عملی چیست؟ الگویی عینی پیش نهاده شده: همان گونه که ملت ایران با حضور بیش از ۶۰ روزه در خیابانها از نیروهای نظامی خود پشتیبانی میکنند، باید از معلمان و کارگران نیز پشتیبانی قوی به عمل آید. پشتیبانی عملی از معلم، یعنی «تعامل خانوادههای دانشآموزان و دانشجویان در اداره مدارس و دانشگاهها». مدرسه، دیگر نباید فقط در انحصار دولت و نهادهای رسمی باشد. خانوادهها باید وارد شوند، مشارکت کنند و احساس مالکیت نسبت به مدرسه داشته باشند. پشتیبانی عملی از کارگر، یعنی «اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل». هر کالای ایرانی که خریداری میشود، پشتگرمی به کارگر زحمتکشی است که شاید شاگرد همان معلمی بوده که امروز خود معلم شده است.
قالبریزی هویت: این دقیقاً همان کلیدواژهای است که در پیام رهبر انقلاب میدرخشد. هویت یعنی آن شکل و شمایل درونی که به انسان میگوید کیست، به کجا تعلق دارد، چه ارزشهایی را باید حفظ کند و چه چیزهایی را نفی. هویت فایلی ندارد که با بخشنامه یا شعار ساخته شود؛ جنسش از جنس سالها نشستن پای حرف و رفتار کسی است که شاگرد به او اعتماد دارد و چه کسی بیش از معلم، در این قالبریزی نقش دارد؟ پدر و مادر اولین مربیانند، اما معلم، اولین مربی رسمی و نظاممند است. او در سالهای طلایی کودکی و نوجوانی، در کنار دانش، مهارت و بینش، آن هویت را هم قالب میبندد. امام امت در ادامه پیام، مکانیسم این تأثیر را اینگونه تصویر میکنند که شاگردان، در آینده، چون آیینهای، رفتار و گفتار معلم خود را نمایش میدهند. آیینه، اما صرفاً بازتاب نمیدهد، تکثیر میکند. یک معلم، از پشت همین کلاسهای مجازی امروز، با یک کلمه، میتواند نسلی را دههها تحت تأثیر قرار دهد.
حال اگر این نگاه را در امتداد اندیشهای جستوجو کنیم که همین سالها حضرتآیتاللهالعظمی شهید سیدعلی خامنهای بر دل معلمان نشسته، به روشنی میبینیم که یک کل منسجم و سلسلهوار در کار است. آن رهبر معلم که خود سالها بر صندلی تدریس امت نشست و با خونش بر حقانیت این راه مهر تأیید زد، در دیدارهای هر ساله با معلمان، همین مفاهیم را با بیانی دیگر بازمیگفت. «معلم فقط آموزنده علم نیست، پرورنده هویت دانشآموز است» و پیشترها، در دیدار با معلمان استان فارس، گفته بود که یک معلم ریاضی یا فیزیک یا ادبیات، میتواند در میان حل یک جدول، با یک کلمه، معلم دین و اخلاق باشد و در اعماق قلب شاگرد اثری ماندگار بگذارد یا هر حرکت علمی و فرهنگی در خدمت نظام و کشور، «عبادتی بس والا» است. او معلم را به «معدنکاوی» تشبیه کرده بود که استعدادهای نهفته در جان شاگردان را استخراج میکند. حال که دقیقتر پیام رهبر جدیدمان را مرور میکنیم، این مفاهیم همگی در یک گزاره کلیدی جمع شدهاند: «مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی»، یعنی آنچه در بیان رهبر شهیدمان «عبادت» نامیده میشد، امروز در میدان نابرابر جنگ فرهنگی، به «مؤثرترین حلقه» تعبیر شده است.
هفته معلم، اگر با این خوانش بازتعریف شود، دیگر یک روز تقویمی نیست که با شمع و گل و چند خطابه رسمی تمام شود. هفته معلم، فرصت بازشناسی یک حقیقت است: اینکه معلم در نبرد فرهنگی امروز، یک رزمنده بیادعا و بینشان است؛ رزمندهای که سنگرش خلوت است، سلاحش کلمه و دشمنش تمام آن چیزهایی که میخواهند هویت یک نسل را بدزدند؛ و پایان سخن، چشماندازی است که از فراز همه این سختیها، افقی روشن را نشان میدهد: «ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، با ترسیم خطوط هویت ایرانی- اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجه تلاش کارگران زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به سوی قلههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.» قلهها، آنجا که پیشرفت و تعالی در سایه هویت مستقل ایرانی- اسلامی معنا میشود و معلم، سنگربان بیادعای حرکت به سوی آن قلههاست. چه در کلاس حضوری و چه در پشت صفحه مانیتور، چه در مدارس آرام شهرها و چه در مدرسه سوخته میناب. این نبرد فرهنگی، مقدمهای است برای طلوع آن صبح موعود. معلم، از همین حالا، یکی از سربازان آن مقدمه است؛ ستون فقراتی که هرگز خم نمیشود.
* پژوهشگر و مدرس دانشگاه