در طول تمام سالهای گذشته زیاد شنیدهایم که «ورزش از سیاست جداست»، اما همه خوب میدانیم که چنین شعار نخنما شدهای فقط از زبان کسانی بیرون میآید که بیشترین جنایات را علیه بشریت انجام دادهاند یا اینکه همراه جانیان تاریخ بوده و هستند جوان آنلاین: در طول تمام سالهای گذشته زیاد شنیدهایم که «ورزش از سیاست جداست»، اما همه خوب میدانیم که چنین شعار نخنما شدهای فقط از زبان کسانی بیرون میآید که بیشترین جنایات را علیه بشریت انجام دادهاند یا اینکه همراه جانیان تاریخ بوده و هستند. بسیاری از رقابتهای ورزشی در همین چند دهه اخیر در روزهایی انجام شده که همزمان با برگزاری آنها در گوشه دیگری از کره خاکی انسانهای بیگناه زیر بمب و موشک بودهاند و کشتار شدهاند.
جای تأسف است که میدان ورزش با وجود تمام ادعاهای مراجع بینالمللی آن عرصهای برای تاختوتاز جنایتکاران تاریخ است تا با سوءاستفاده از میدان ورزش و توجه رسانهها و افکار عمومی به اخبار و نتایج آن روی جنابت خودشان سرپوش بگذارند. به عنوان نمونه میتوان به برگزاری المپیک ۱۹۳۶ در آلمان و زیر نظر مستقیم هیتلر اشاره کرد. حکومت هیتلر با برگزاری المپیک برلین، نمایشی باشکوه مقابل چشمان جهانیان برگزار کرد و ضمن کسب مقبولیت، جنایتهایش را نیز پشت پرده این نمایش بزرگ پنهان نگه داشت.
نگاهی به صفحات تاریخ و آنچه که این روزها در منابع خبری وجود دارد حاکی از آن است که در آن رقابتها، پرچمی که صلیب شکسته نازیها روی آن نقش شده بود همهجا دیده میشد و مردان و زنانی با بازوبندهای منقش به آن اجرای کارها را به عهده داشتند. چنان که برخی مورخان از جمله فرانک مکدانو در کتاب «هیتلر و ظهور حزب نازی» نوشتهاند، هیتلر قدرت تبلیغات را میشناخت و میدانست چگونه از آن به نفع خودش بهره بگیرد. از برتری نژادی میگفت و مصمم بود این برتری را ابتدا به اروپاییها و بعد به مردم گوشه و کنار جهان نشان دهد. نکته مهم اینجاست که اکثریت آلمانیها در آن زمان یعنی اواسط دهه ۱۹۳۰ با او همراه بودند.
خبرگزاری کتاب ایران در مورد همراهی مردم آلمان با هیتلر در گزارشی مینویسد: هورست کروگر در کتاب «خانه درهم شکسته» به تفصیل از این همراهی مینویسد و توضیح میدهد آلمانیها ابتدا با هیتلر همدل و همفکر بودند و بعدتر که زشتی و تباهی رژیم بیشتر نمایان شد و ماجرا تا شکست فاجعهبار آلمان در جنگ دوم جهانی پیش رفت، بسیاری از آلمانیها زبان به نکوهش هیتلر و حزب نازی باز کردند و بخشی از آنان به دشمنی با حکومت برخاستند. تعبیرش چنین است: «میدانم که نبش قبر چنین خاطراتی زشت است، میدانم که کمی شرمآور و مسخره است و هیچکس نمیخواهد باور کند که خودش آن موقع با همه وجود و به شکلی کودکانه همکاری کرده است. اگر کسی علیه هیتلر دست به اسلحه میبرد، برای دستگیریاش نیازی به گشتاپو و اساس نبود؛ مردم خودشان او را در هیئت قاتل مسلح به دار میآویختند.»
در ادامه این گزارش آمده است: «کنت سی دیویس در آغاز چهارمین فصل کتابش «ابرمرد» از انگیزههای هیتلر برای برگزاری هرچه باشکوهتر المپیک و از نقشهها و دلایل نازیها در اجرای این نمایش بزرگ مینویسد. به نظر او خط اصلی داستان المپیک برلین، روایت دیکتاتوری بود که میکوشید پایههای حکومتش را با اجرای نمایشی ورزشی محکم کند و برای جذابتر کردن این نمایش به تماشاگرانی از سراسر دنیا نیاز داشت.» او مینویسد: «همه نگاهها به برلین دوخته شده بود. سال ۱۹۳۶ بود و آدولف هیتلر میخواست دنیا را افسون کند. هیتلر قصد داشت با برگزاری مسابقات المپیک در آلمان، در آیینی بینالمللی تماشاگران را مسحور خود سازد. او میخواست صدای شگفتیهای معماری جدید ملتی نوظهور به گوش همگان برسد. هیتلر بر آن بود تا آلمانی سربلند را پیش روی جهانیان قرار دهد که از خاکستر شکست تحقیرآمیز جنگ جهانی اول برخاسته بود. او میخواست ورزشکاران برتر کشورش را به رخ همگان بکشد.»
دولت آلمان برخلاف تبلیغات وسیع و نژادپرستانه حزب نازی تقریباً همه ورزشکاران برگزیده را با هر رنگ و نژاد و دینی که بودند پذیرفت و شرایط حضور آنان در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۳۶ را مهیا کرد. آنچه دولت آلمان را به چنین تصمیمی مجبور و صدای مطبوعات نازی را خفه کرد، تهدید چند کشور به تحریم بازیها بود. اتفاقی که اگر میافتاد، نقشه هیتلر برای کسب مشروعیت و وجاهت از طریق این بازیها را خراب و بیحاصل میکرد.
بازیها برگزار شد و با برتری آلمان به پایان رسید. آلمان با ۳۸ مدال طلا در رتبه نخست ایستاد، امریکا با ۲۴ و مجارستان با ۱۰ طلا رتبههای دوم و سوم را کسب کردند. هیتلر به خواستهاش رسید. البته که اگر نتیجهای جز این رقم میخورد، هیتلر از همان برلین جنگ جهانی دوم را آغاز میکرد، اما آلمان برای اولین و آخرین بار فاتح المپیک شد، عنوانی که حتی خود ژرمنها هم از یادآوری خاطرات آن شرمسار هستند.
بسیاری از تماشاگرانی که برای دیدن بازیهای المپیک به برلین آمده بودند، مسحور پاکیزگی و نظم موجود در آلمان شده بودند. خبرنگار نیویورکتایمز از مسابقات المپیک برلین با عنوان «بزرگترین و تماشاییترین رقابت ورزشی جهان تا آن روز» یاد کرد و رئیس کمیته المپیک ایالات متحده شگفتی خود را از فداکاری ورزشکاران آلمانی در جریان رقابتها ابراز داشت. اما بسیاری از تماشاگران خارجی در برلین نمیدانستند که نازیها همه «عناصر ناخوشایند و نامطلوب» را از سطح خیابانها زدوده و به اردوگاهها برده بودند. بهعلاوه، این ورزشدوستان نمیدانستند که دو المپیک برنامهریزیشده آینده برگزار نخواهد شد، چراکه جنگ جهانی دوم به لغو بازیهای المپیک سالهای ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ منجر میشود. دو المپیکی که با جنگافروزی آلمان برگزار نشد و به جای آن جهان شاهد کشتار وسیع انسانهایی شد که قربانی سیاستهای نژادپرستانه میزبان المپیک برلین شدند.