جوان آنلاین: معتبرترین رقابت فوتبالی این روزها در جهان سال ۱۹۳۰ و به عنوان تورنمنتی که قرار بود ملتهای مختلف را از سراسر کره خاکی به یکدیگر نزدیک کند آغاز شد، اما خیلی زود عرصهای شد که هویت ملی کشورها را بیان میکرد و رهبران فاشیست در قاره اروپا زمین فوتبال را به عرصهای برای نبرد ایدئولوژیک تبدیل کردند.
رابطه بیمار میان فاشیسم و فوتبال در ایتالیا زاده شد. کشوری که به عبارتی دیگر ریشههای این ایدئولوژی را در خود جای داده است. ایدئولوژی که ابتدا به نیت متحد کردن ایتالیا به عرصه سیاست وارد، اما به مرور زمان دچار افراط شد و جز خشونت چیزی باقی نگذاشت. ۲۸ اکتبر ۱۹۲۲، حزب فاشیست در ایتالیا به قدرت رسید و در طول سه سال بنیتو موسولینی به عنوان اولین دیکتاتور فاشیست در اروپا به جهان معرفی شد. مردی که با اسم رمز «بازگرداندن شکوه امپراتوری روم» به ایتالیا، هویت ملی مردم این کشور را به تاریخ پرشکوهشان گره زد. آقای دیکتاتور که به هیکل تنومند و سینه لختش در زمان انجام ورزشهایی، چون اسکی و اسبسواری شناخته میشد، هرگز در مجامع عمومی با توپی مقابل پاهایش دیده نشد، اما به عنوان سردبیر سابق یک مجله اجتماعی به خوبی از تأثیرات فوتبال بر جامعه جهانی آگاه بود. فوتبال، آن ارمغان انگلیسی، همان مسیر میانبری بود که موسولینی را به مقبولیت عام میرساند.
بنیتو موسولینی سرانجام با کسب امتیاز میزبانی از دومین دوره جام جهانی به مقصودش رسید. ایتالیا وعدهگاه بزرگترین رویداد فوتبال شده بود و پیش از آغاز هر بازی جمعیت حاضر در ورزشگاه به موسولینی سلام میدادند. اعمال نفوذ او در خرد و کلان موارد برگزاری مسابقه، از تعیین داوران و برگزاری جلسات با آنها پیش از آغاز هر دیدار تا وادار کردن تیمهای حریف به انصراف و کمکاری، در نهایت اولین قهرمانی تاریخ آتزوری در این رقابتها را به ثبت رساند. تورنمنتی که در ایتالیا برگزار شد و در نهایت هم جام قهرمانی از این سرزمین خارج نشد. به دستور موسولینی حتی جام منحصربهفرد (کوپا دل دوچه) نیز به اندازه شش برابر بزرگتر از جام اصلی برای این تورنمنت طراحی شد تا به تیم قهرمان اهدا شود و به خوبی ایتالیای فاشیستی با آرمان رسیدن به شکوه امپراتوری روم را به تصویر میکشید.
پس از پایان جام جهانی ۱۹۳۴، ژول ریمه، ریاست وقت فدراسیون جهانی فوتبال در یادداشتهای شخصیاش مینویسد: «تورنمنت ۱۹۳۴ هرگز زیر نظر فیفا برگزار نشد و این بنیتو موسولینی بود که جام جهانی مذکور را برگزار کرد؛ دقیقاً به همان شیوهای که خودش میخواست.»
بله، ژول ریمه درست میگفت. موسولینی جام جهانی را به سود خودش ثبت و ضبط کرد. آنچه که از تاریخ برمیآید و منابع خبری در توصیف یکی از فاشیستیترین ادوار جام جهانی عنوان میکنند بیشتر مایه خجالت جهان فوتبال و حتی فوتبال ایتالیاست. اینقدر که آنها میتوانند قهرمانی ۱۹۳۴ را برای همیشه فراموش و از کارنامه خود پاک کنند.
جام جهانی با قهرمانی موسولینی و نه ایتالیا تمام شد. اکثر داورها پس از بازگشت به کشورشان از هرگونه قضاوت در دیدارهای رسمی محروم شدند. در دیدار نیمهنهایی، با درخشش ماتیاس سیندلار، اتریش جذاب آن روزها تا نقش بر آب کردن نقشههای موسولینی فاصلهای نداشت، اما حضور هواداران تا چند سانتیمتری زمین مسابقه به اندازه کافی سبک بازی اتریش را تحت تأثیر قرار میداد و اتریشیها به جز باران، زمین باتلاقمانند، هواداران ایتالیایی و بازیکنان آتزوری، باید با داور مسابقه هم میجنگیدند.
داوری که از سوی بنیتو موسولینی برای قضاوت در این دیدار مشخص شده بود، جوان سوئدی، ایوان ایکلیند نام داشت. او شب پیش از مسابقه نیمهنهایی با بنیتو موسولینی و بازیکنان تیم ملی ایتالیا شام مشترکی صرف کرد تا تاکتیکهای مورد استفاده در دیدار هماهنگ شوند! یوزف بیچان که یکی از بازیکنان تأثیرگذار اتریش در آن تورنمنت بود در این باره میگوید: «وقتی من در یک صحنه توپ را به جناح راست برای همتیمی خودمان، چیژک فرستادم، داور همچون مدافعان ایتالیایی با ضربه سر، توپ را به بازیکنان رقیب رساند! باورکردنی نبود.» در نهایت ایتالیا بازی را با یک گل که همگان به آفساید بودن آن اذعان دارند پیروز شد و به فینال رسید. دیدار فینال در استادیوم ملی شهر رم، میراثدار امپراتوری روم برگزار میشد و لاجوردیپوشان باید به مصاف چکسلواکی میرفتند. تیمی سرشار از بازیکنان بااستعداد، اما بدون تجربه کافی. موسولینی بازهم ایوان ایکلیند را به عنوان داور دیدار معرفی کرد و برای اولین و آخرین بار در طول تاریخ مسابقات جامجهانی، دیدارهای نیمهنهایی و فینال یک تورنمنت تنها یک داور داشت. پیش از آغاز دیدار فینال، ایکلیند به جایگاه ویژه رفت تا دوباره ملاقاتی کوتاه با آقای دوچه داشته باشد.
«میلوسلاو ینشیک» روزنامهنگار اهل جمهوری چک که ۲۰ سال از عمرش را وقف تحقیق درباره تبانی در جام جهانی ۱۹۳۴ کرده است میگوید دیدار داور مسابقه با موسولینی درست پیش از آغاز بازی عامل اصلی فروپاشی روحیه بازیکنان چکسلواکی بود: «بازیکنان میدانستند چه اتفاقی در دیدار نیمهنهایی میان ایتالیا و اتریش افتاده و مطمئن بودند سناریو برای آنها هم تکرار خواهد شد.»
از همان ابتدای دیدار، بازیکنان چکسلواکی که میدانستند در شرایطی بسیار نابرابر به مصاف رقیب خواهند رفت با بازی خشن و فیزیکی آتزوری مواجه شدند. خطاهایی به شدت خشن که داور حتی سوت توقف دیدار را نیز به تبعشان به صدا درنمیآورد، چه برسد به جریمه بازیکنان ایتالیا. لاجوردیپوشان بازی را با نتیجه ۲ بر یک پیروز شدند و ایتالیا در رم جام قهرمانی جهان را بالای سر برد. اتفاقی که محبوبیت آقای دیکتاتور را به طرز قابل توجهی افزایش داد.
منبع: فوتبال ۳۶۰