اسفند سال ۱۴۰۴ در تقویم سیاسی ایران به نام مقاومت و ایستادگی مردم ثبت شد؛ دشمن متجاوز گمان میبرد میتواند ظرف چند روز یا در نهایت یک هفته با ترور و به شهادت رساندن قائد عظیمالشأن ایران و فرماندهان ارشد سپاه، ایران را تجزیه و پس از آن جشن پیروزی برگزار کند جوان آنلاین: اسفند سال ۱۴۰۴ در تقویم سیاسی ایران به نام مقاومت و ایستادگی مردم ثبت شد؛ دشمن متجاوز گمان میبرد میتواند ظرف چند روز یا در نهایت یک هفته با ترور و به شهادت رساندن قائد عظیمالشأن ایران و فرماندهان ارشد سپاه، ایران را تجزیه و پس از آن جشن پیروزی برگزار کند، اما دو ضلع مهم و تأثیرگذار «خیابان» و «میدان» از همان روز نخست پررنگ ظاهر شد و همه توهمات متجاوزان را بیاثر و خنثی کرد. تحلیلها نشان میدهد ایران در پی جنگ اخیر و تحولات امنیتی منطقه، توانسته با تکیه بر بازدارندگی چندبعدی، قدرت نامتقارن، انسجام داخلی و بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، موقعیت خود را در معادلات قدرت ارتقا دهد. به گفته کارشناسان، این تحولات نهتنها تصویر «ایران قوی» را تثبیت کرده، بلکه نشانههایی از اثرگذاری ایران در شکلگیری نظم جدید جهانی و تغییر توازنهای سنتی قدرت را نیز آشکار ساختهاست.
در میزگرد بررسی دستاوردهای ایران در جنگ سوم، بر تغییر معادلات منطقهای با شکلگیری «دکترین جدید دفاعی ایران» تأکید شد؛ بهگونهای که به گفته سید رسول موسوی، معاون بینالملل دانشگاه آزاد جنگ ۴۰ روزه نهتنها تئوری «ایران ضعیف» پس از جنگ ۱۲روزه را کنار زد، بلکه تصویر «ایران قوی» را در داخل و خارج تثبیت کرد. وی با اشاره به اتخاذ راهبرد تهاجمی و هدفگیری داراییهای امریکا در منطقه، این رویکرد را عاملی تعیینکننده در تغییر صحنه دانست و افزود که در کنار آن، شاخصهایی همچون شکست راهبردی امریکا در دستیابی به اهداف، بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، انسجام و وحدت ملی، نقشآفرینی مردم در امنیت و بازآرایی قدرت منطقهای، موجب تقویت قدرت ملی ایران و تغییر موازنهها شدهاست.
وی با تبیین مفهوم قدرت ملی، آن را ترکیبی از مؤلفههای سخت و نرم از جمله توان نظامی، اقتصادی، نفوذ سیاسی و همچنین انسجام و فرهنگ مقاومت مردمی دانست و تصریح کرد که تحولات اخیر، بازآرایی این مؤلفهها را بهدنبال داشتهاست. موسوی یکی از مهمترین نشانههای این تغییر را «شکست راهبردی امریکا» عنوان کرد و گفت این کشور نتوانست به اهداف اعلامی خود از جمله تغییر ساختار در ایران دست یابد.
این دیپلمات ارشد بازنشسته، «دکترین جدید دفاعی ایران» را عامل اصلی تغییر صحنه منطقه دانست و توضیح داد که برخلاف گذشته که رویکردی صرفاً دفاعی حاکم بود، در جنگ اخیر راهبرد تهاجمی و هدفگیری داراییهای امریکا در منطقه در دستور کار قرار گرفت؛ رویکردی که به گفته او پیش از این قابلتصور نبود و معادلات را دگرگون کرد. موسوی همچنین بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، از جمله استفاده مؤثر از موقعیتهای راهبردی، را از دیگر عوامل تقویت قدرت ایران برشمرد و در کنار آن، بر نقش تعیینکننده انسجام ملی و حضور مردم تأکید کرد. به گفته وی، حضور میدانی مردم در مقاطع حساس و نقش آنها در حفظ امنیت، یکی از ارکان اصلی بازآرایی قدرت ملی بودهاست. وی در ادامه به بازتعریف جایگاه منطقهای ایران اشاره کرد و گفت در حالی که پیشتر تصور میشد ایران برای حفظ موقعیت خود به متحدانش متکی است، در تحولات اخیر این روند معکوس شده و ایران به نقطه اتکای قدرت در منطقه تبدیل شدهاست. موسوی با تأکید بر اینکه ایران در این جنگ علاوه بر اثبات تابآوری، به توان ضربهزدن نیز دست یافته است، خاطرنشان کرد: مجموعه این عوامل باعث شد تصویر «ایران قوی» در افکار عمومی شکل بگیرد و موازنههای منطقهای تحت تأثیر «دکترین جدید دفاعی ایران» تغییر یابد.
برندسازی تمدنی ایران؛ مهمترین دستاورد جنگ ۴۰ روزه
محمدرضا دهشیری، رئیس دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه هم طی سخنانی در این نشست با توصیف شرایط کنونی به عنوان «یک پیچ تاریخی»، تأکید کرد که تحولات اخیر میتواند در تاریخ روابط سیاسی ایران و تحولات منطقهای نقش تعیینکنندهای داشته باشد. وی با تشریح مفهوم «عمق استراتژیک ایران»، مردم، جغرافیا و محور مقاومت را سه لایه اصلی این عمق دانست و گفت اتکا به تابآوری مردم، بهرهگیری از وسعت سرزمینی و هماهنگی با نیروهای مقاومت منطقهای، زمینهساز تقویت موقعیت ایران در این جنگ بوده است. وی با اشاره به تحقق «بازدارندگی چندبعدی»، نخستین بُعد آن را بازدارندگی شناختی عنوان کرد و گفت تصویر «ایران ضعیف» به «ایران قوی» تغییر یافته و همین تغییر ادراک، در منصرف کردن دشمن از تداوم حمله مؤثر بودهاست. دهشیری همچنین بازدارندگی نامتقارن را از دیگر مؤلفههای کلیدی دانست و افزود: ایران با استفاده از ابزارهایی مانند قایقهای تندرو و پهپادها، توانست با هزینهای کمتر، هزینههای سنگینی به دشمن تحمیل کند و معادله هزینه- فایده را تغییر دهد.
رئیس دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه با اشاره به ماهیت جنگ اخیر، آن را در زمره «جنگهای فرسایشی» دانست که موجب تحلیل قدرت دشمن شده و او را از اهداف راهبردی به سطح اقدامات تاکتیکی تنزل داده است. دهشیری با تأکید بر اینکه مهمترین دستاورد جنگ ۴۰ روزه «برندسازی تمدنی ایران» است، گفت رفتار جامعه ایرانی در شرایط بحران، از جمله حفظ آرامش، حضور در صحنه و تبدیل تهدیدها به حماسه، نشاندهنده قدرت فرهنگی و تمدنی کشور است. به گفته وی، این ویژگیها در کنار انسجام ملی، نوعدوستی و میهندوستی، «الگوریتم ایرانی» مبتنی بر وحدت در شرایط تهدید را به نمایش گذاشته است.
ایران در مسیر چهارمین قدرت نظامی جهان
دبیر کل مجمع جهانی صلح اسلامی هم در این میزگرد با رد ادعای پیروزی امریکا در جنگ اخیر تأکید کرد: این ادعا در افکار عمومی و میان کارشناسان نظامی باورپذیر نیست و پیامدهای جنگ نشاندهنده ناکامی امریکا در دستیابی به اهداف خود است. داوود عامری گفت: امریکا در این جنگ با تصور تضعیف ایران وارد شد و گمان میکرد ظرف چند روز تا یک هفته به اهداف خود دست مییابد، اما با مقاومت و تابآوری جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. وی با اشاره به حوزه قدرت سخت افزود: ایران برخلاف پیشبینیها توانست در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی در زمین، هوا و دریا تبادل آتش را حفظ کند و معادلات نظامی را تغییر دهد. به گفته او، ایران توانست در جنگ نامتقارن، هزینههای سنگینی به طرف مقابل تحمیل کند و در نهایت امریکا را به عقبنشینی و پذیرش آتشبس وادار سازد، بدون آنکه به اهدافی مانند تضعیف توان نظامی، تسلط بر خاک ایران یا دستیابی به منابع راهبردی دست یابد. عامری با اشاره به تغییر موازنه قدرت نظامی گفت: استراتژیستها و تحلیلگران نظامی معتقدند جمهوری اسلامی ایران با ارائه دکترینهای جدید در جنگ نامتقارن، موقعیت نظامی خود را ارتقا داده و در ارزیابی برخی کارشناسان، در میان قدرتهای برتر نظامی جهان قرار گرفتهاست؛ بهگونهای که حتی در برخی تحلیلها از ایران به عنوان چهارمین قدرت نظامی جهان نیز یاد میشود.