در جغرافیای سیاسی امروز، مفهوم «قدرت» از تعاریف تکبعدی نظامی فراتر رفتهاست. اگرچه قدرت سخت و توان بازدارندگی، زرهِ نفوذناپذیر یک ملت در برابر تهاجم بیگانگان است، اما زیر این زره پولادین، قلبی به نام «اقتصاد» میتپد. سیاستمداران و حکمرانان باید بدانند که امنیت و معیشت، نه دو مقوله مجزا، که دو بال یک پرندهاند؛ پروازی مقتدرانه در تلاطم جنگهای نوین، تنها زمانی میسر است که هر دو بال، قدرتمند و هماهنگ حرکت کنند.
امنیت ملی پایدار، ریشه در «ثبات اجتماعی» دارد. هنگامی که یک کشور درگیر نبردی تحمیلی یا تنشهای مرزی میشود، نخستین هدف اتاقهای فکر دشمن، نه انهدام پایگاههای نظامی، بلکه فروپاشی «تابآوری اجتماعی» است. دشمن تلاش میکند با ایجاد تنگناهای معیشتی، میان «میدان» و «خانه» فاصله بیندازد. در چنین شرایطی، هر حرکت هوشمندانه در مدیریت بازار و کنترل تورم، به مثابه یک عملیات موفق پدافندی است. کانتینرهای کالا که در شریانهای تجاری کشور در حرکتاند، در واقع خشابهای پر شده یک سلاح استراتژیک هستند؛ اگر این شریانها به دلیل سوءمدیریت یا فساد داخلی کند شوند، خاکریزهای روانی مردم پیش از خاکریزهای نظامی آسیب خواهند دید.
از منظر روانشناسی تودهها، نگریستن به افقهای بلند پیروزی، نیازمند بستری از آرامش جاری در زندگی روزمره است. ملتی که در برابر استکبار جهانی سینه سپر کرده، شایسته آن است که در نبرد روزانه برای تأمین معاش، تنها نماند. سیاستمدار صادق کسی است که درک کند «ایمان» و «امید»، در بستر «امان» رشد میکنند. پدری که با خیالی آسوده از ثبات قیمتها به خانه بازمیگردد، با عزمی راسختر فرزندش را برای پاسداری از آرمانها تربیت میکند. نباید اجازه داد «اضطراب معیشت»، جایگزین «حماسه ایستادگی» شود. پیوند میان حاکمیت و مردم، از مسیر کارآمدی در مدیریت نان و رفاه میگذرد.
اگر قدرت نظامی را به شمشیری آخته در دست دلاوران تشبیه کنیم، اقتصاد و معیشت همانند خونی است که باید در بازوان این دلاوران جاری باشد. شمشیر بدون بازوی تنومند، تنها قطعهای فلز سرد است و بازوی بدون خون، نشانی از حیات ندارد. سیاستمداران باید به یاد داشته باشند که عطر گندمزارهای وطن، مکمل بوی باروت غیرت است. نباید بگذارد غبار گرانی و لایههای چرک رانتخواری، آیینه صاف فتوحات ملی را تیره کند. شکوه یک دولت مقتدر، در آن است که همزمان با رصد رادارهای دشمن در مرز، نبض قیمتها را در دورترین روستاهای کشور با وسواس یک دیدهبان کنترل کند.
امروز، مدیریت معیشت، نه یک وظیفه اداری، بلکه یک «ضرورت جنگی» است. هر مدیری که با تصمیمات غلط، بر سفره آحاد ملت فشار وارد کند، دانسته یا نادانسته، در جبهه دشمن بازی کردهاست. مطالبه جدی از دولتمردان این است؛ همانگونه که در عرصه نظامی، لایههای دفاعی چندگانه برای صیانت از آسمان ایران ایجاد شده، باید «لایههای پدافند اقتصادی» نیز برای محافظت از قدرت خرید مردم ایجاد شود. اقتدار واقعی، آنجاست که دشمن با دیدن انسجام میان دولت و ملت، از طمع خود دست بشوید. بیاییم با پیوند زدن «عدالت در توزیع» به «شجاعت در دفاع»، ایرانی بسازیم که در آن، نه صاعقه جنگ و نه تندباد تحریم، نتواند لرزه بر ستون آرامش خانههای این مرز و بوم بیندازد.