محور مقاومت با تغییر راهبرد خود به سمت وحدت جبهههای استراتژیک، برنامههای یکپارچه ای را برای آزادسازی فلسطین، شکست اشغالگری صهیونیستی و توقف حضور آمریکا در منطقه دنبال می کند. جوان آنلاین: در بحبوحه تشدید درگیریهای منطقهای و افزایش فشار بر نیروهای مقاومت، مفهوم مقاومت شاهد تحولی بی سابقه بوده و از هماهنگی پراکنده میدانی به سمت وحدت جبهههای استراتژیک روی آورده است که اهداف آن با قطبنمای آزادسازی فلسطین و شکست اشغالگری رژیم اسرائیل، مرتبط است.
به گزارش مهر، این تحول بازتاب دیدگاه جدید رهبران مقاومت است. عملیات جنگی نیروهای ایرانی، لبنانی، عراقی و یمنی در مرحله جدید، بخشی از یک شبکه یکپارچه میشود که اطلاعات و برنامهها را مبادله میکند و زمانبندی و پیامها را هماهنگ میسازد و به این ترتیب قدرت میدانی محور مقاومت تقویت شده و تأثیر عملیات های ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی را دوچندان میکند.
اظهارات اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «اتاق عملیات جبهه مقاومت یکی شده است»، نشان میدهد که جنبشهای مختلف اکنون به عنوان یک جبهه واحد با هدف استراتژیک مشترک عمل میکنند.
اصطلاح «وحدت میدانها» در گفتمان محور مقاومت طی سالهای اخیر برای توصیف هماهنگی بین نیروهای مقاومت متحد با ایران در مناطق مختلف با هدف مقابله با نفوذ آمریکا و اشغالگری رژیم صهیونیستی به کار گرفته شد.
این مفهوم در چارچوب جنگ کنونی و تشدید رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی از تداخل میدان های جغرافیایی به سمت تلاشی گستردهتر و منسجمتر در چارچوب «وحدت جبهه ها» تغییر کرده است. این راهبرد به معنی هماهنگی عملیاتی بین نیروهای مقاومت در سطح زمانبندی، پیامهای مشترک و تعیین اهداف استراتژیک یکپارچه است. این تحولات بازتاب مرحله جدید چندجبههای است که هدف آن تقسیم نقشها و فشار هماهنگ علیه دشمن در عمق میدانهای متعدد می شود.
یکپارچگی اهداف در چارچوب وحدت جبههها
این گام را میتوان نتیجه تجربیات گستردهای از درگیری ها دانست که سالها پیش آغاز شد. با تشدید مقاومت در برابر اشغالگری صهیونیستی و حضور آمریکا در منطقه، محور مقاومت به سمت مفهوم وحدت جبههها حرکت کرد، در این مفهوم عملیات نظامی در هر میدان، جداگانه نیست؛ بلکه برای دستیابی به اهداف استراتژیک، هماهنگ شده است.
مقاومت فلسطین: محور رویارویی مستقیم
مقاومت فلسطین در قلب رویارویی با اشغالگری قرار دارد. گردانهای القسام، سرایا القدس و گروههای مقاومت در غزه عناصر این مقاومت را تشکیل می دهند که توانایی خود را در اجرای عملیات بزرگ و هماهنگ ثابت کردند.
حزبالله؛ ستون فقرات محور مقاومت
مقاومت اسلامی در لبنان، در مرزهای لبنان و فلسطین به عنوان مهمترین عنصر در محور مقاومت ایستاده است و تجربه طولانی خود را در مقابله با اشغالگری صهیونیستی به ثبت رسانده است. این حزب محرک اصلی آزادسازی اراضی اشغالی لبنان در سال ۲۰۰۰ بود و پس از جنگ ۳۳ روزه به نقش خود ادامه داد و الگویی موفق از بازدارندگی مستمر را برای بیش از ۲۰ سال ایجاد کرد.
ایران و نیروی قدس؛ هدایت استراتژیک
ایران نقش محوری در سازماندهی تلاشهای گروههای مقاومت از طریق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایفا میکند که در تبادل اطلاعات و برنامهریزی عملیات بین میدانهای مختلف و تضمین وحدت اهداف استراتژیک سهیم است.
انصارالله؛ جبهه دریای سرخ
جنبش انصارالله در یمن طی سالهای اخیر بعد از عملیات ۷ اکتبر دامنه درگیری را به دریای سرخ و گذرگاههای کشتیرانی بینالمللی گسترش داد و بُعد استراتژیک جدیدی به این جنگ بخشید. این امر از طریق استفاده از این مسیر حیاتی به عنوان اهرم فشار در چارچوب رویارویی منطقهای با رژیم صهیونیستی و حضور آمریکا صورت گرفت. تحرکات انصارالله در چارچوب هماهنگی گستردهتر با نیروهای محور مقاومت انجام میشود که فشار یکپارچه بر دشمنان را در بیش از یک جبهه تقویت میکند. مشارکت اخیر انصارالله در راستای حمایت از ایران در مقابله با تجاوز آمریکایی صهیونیستی نشاندهنده ارتباط جبههها و تکامل نقشهای آنهاست.
انصارالله در زمانی وارد نبرد شد که ایران حملات خود را به مناطقی از جمله دیمونا، بئر السبع و نقب در جنوب فلسطین اشغالی تشدید کرده بود. این اقدام نشان دهنده هماهنگی مستقیم بین طرفهای مقاومت است. همچنین، استفاده از جبهه دریایی در دریای سرخ و بابالمندب به عنوان یک اهرم فشار در کنار احتمال بسته شدن گذرگاه دریایی استراتژیک بابالمندب، بر منافع حضور آمریکا و رژیم صهیونیستی فشار وارد میکند و بر خطوط بین المللی ناوبری دریایی تأثیر میگذارد.
مقاومت اسلامی در عراق؛ فشار بر حضور آمریکا
مقاو مت اسلامی در عراق نقش برجستهای در فشار بر حضور نظامی آمریکا در عراق و منطقه در چارچوب جنگ طولانیمدت با آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفا میکند. این گروهها طی هفته های اخیر دهها حمله همزمان موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکایی در داخل و خارج عراق انجام داده اند. در بیانیههای این گروه ها از این حملات به عنوان عملیات مربوط به «آزادسازی عراق از نیروهای آمریکایی و ادامه رویارویی جامع با دشمن» توصیف شده است.
گروههای مقاومت در عراق مجموعهای از حملات دقیق را به پایگاههای نیروهای آمریکایی در داخل عراق انجام دادند که انبارهای مهمات، مواضع تدارکاتی و پرسنل اشغالگران را هدف قرار داد و منجر به بروز خسارات ملموس در میان آنها شد. این حملات در زمانهای نزدیک به عملیات در سایر جبههها انجام شد که به افزایش فشارهای میدانی بر موجودیت آمریکا در منطقه کمک کرد.
ایران و حزبالله: هماهنگی استراتژیک برای ضربه زدن به عمق تل آویو
مقاومت اسلامی لبنان اخیرا و همزمان با حملات موشکی و پهپادی ایران به سرزمین های اشغالی، مجموعهای از حملات موشکی دوربرد را به شهر حیفا و مناطق اطراف آن انجام داد. ایران سه شنبه به صورت همزمان با حزب الله حملات موشکی را به پالایشگاه حیفا انجام داد که نشاندهنده برنامهریزی مشترک بین دو طرف است. این حملات بر اهداف استراتژیک دور از خطوط درگیری مستقیم، از جمله تأسیسات حیاتی و مواضع نظامی متمرکز بود، که نشاندهنده تکامل کیفیت بازدارندگی و توانایی محور برای رسیدن به اهداف عمیق است.
«هماهنگی عملیات میدانی» از دیگر ابعاد این تقسیم نقش بود. در همین رابطه حملات حزبالله رادارهای صهیونیستی را مختل کرده و دفاع هوایی آن را محدود کرد تا به موشک های ایرانی اجازه دهد با دقت به اهداف خود برسند. همچنین عملیات ایران شامل هدف قرار دادن پایگاهها در شمال فلسطین اشغالی به موازات تحرکات حزب الله انجام می شود که نشاندهنده وحدت جبههها و برنامهریزی استراتژیک مشترک است.
اولویتهای محور مقاومت در جنگ با آمریکا و اسرائیل
با انتقال محور مقاومت از تعدد عرصه های درگیری به وحدت جبههها، اهداف استراتژیک بزرگی پدیدار شد که این نیروها را گرد هم میآورد. برجستهترین این اهداف آزادسازی فلسطین و شکست اشغالگری صهیونیستی است که با تمامی عملیات ها در لبنان، یمن، عراق و ایران مرتبط است. فشار بر موجودیت نظامی آمریکا در منطقه از طریق حملات همزمان به پایگاههای آن و ایجاد فرسایش مستمر از دیگر اهداف این ائتلاف است.
علاوه بر این، تحمیل معادلات بازدارندگی جدید از طریق هماهنگی بین جبههها و هم پوشانی مشترک بین آنها از دیگر اهداف محور مقاومت است که نشاندهنده تکامل ملموس در استراتژی مقاومت و توانایی آن در تأثیرگذاری بر موازنه قدرت منطقهای است. بنابراین، منطقه امروز شاهد تحولی کیفی در درگیری با آمریکا و رژیم صهیونیستی است و نیروهای مقاومت در این مرحله دیگر به طور مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند، بلکه جبههها به هم پیوسته شده و برنامههای مشترک با ظهور یک هدف واحد در اولویت قرار گرفته که «شکست اشغالگری صهیونیستی» و «پایان موجودیت نظامی آمریکا در منطقه» است.