کد خبر: 1350246
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۰
مهدی مولایی

«به هر صورت، ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازه‌ای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» این را رهبر معظم انقلاب اسلامی‌در نخستین پیام خود فرمودند.

در تاریخ جنگ‌ها، همیشه لحظه‌ای وجود دارد که میدان نبرد از خاکریز‌ها و پایگاه‌های نظامی‌عبور کرده و به خزانه‌ها، سهام‌ها، کارخانه‌ها و شریان‌های حیاتی اقتصاد می‌رسد. جایی که گلوله‌ها و بمب‌ها نه فقط بر سینه تفنگ‌داران و سقف پایگاه‌های دشمن، که بر ستون‌های فقرات ثروت او فرود می‌آیند. آنچه امروز در تقابل ایران و دشمن امریکایی صهیونی در منطقه دیده می‌شود، بیش از آنکه یک رویارویی کلاسیک صرف باشد، یادآور همان تغییر پارادایمی‌است که نخستین‌بار توسط ناپلئون بناپارات در آغاز قرن نوزدهم صورت‌بندی شد؛ انتقال مرکز ثقل جنگ از میدان نظامی‌به بستر اقتصاد.

ناپلئون، پس از آنکه دریافت نبرد دریایی و تقابل با ناو‌های بریتانیایی امری مستهلک و صعب است، به‌جای نبرد ناوها، به سراغ شریان‌های اقتصادی رفت. «سیستم قاره‌ای» او تلاشی بود برای خفه کردن اقتصاد دشمن از طریق قطع دسترسی به بازارها؛ نوعی محاصره ویرانگر که هدفش نه نابودی ارتش و قوای مسلح، بلکه فرسایش توان ملی و تاب‌آوری اقتصادی انگلیس‌ها بود.

ناپلئون با دستور برلین اعلام کرد که تمامی‌بنادر اروپایی تحت کنترل فرانسه یا متحدانش «برای کالا‌های بریتانیایی بسته» است سپس در دسامبر ۱۸۰۷ با دستور میلان، حتی کشتی‌های بی‌طرفی که با بریتانیا تجارت می‌کردند را مورد هدف قرار داد، به این معنا که هر کشتی که حتی از بندری در بریتانیا عبور کند، «مشمول ضبط» شود. ایده ناپلئون این بود که بریتانیا، که بیش از هر قدرت دیگری به بازار‌های صادراتی اروپا وابسته بود، بدون این ارتباط تجاری اقتصادش فلج شده و دولتش خانه‌نشین شود.

این الگو، امروز در رفتار ایران با صورت‌بندی مدرن‌تری بازتولید شده است؛ ضربه به دارایی‌های ارزشمند، اختلال در مسیر‌های حیاتی و افزایش هزینه‌های تداوم جنگ برای طرف مقابل. بستن تنگه هرمز، به‌عنوان مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. این اقدام، فراتر از یک مانور دریایی یا تاکتیک بازدارنده، مداخله‌ای مستقیم در «اقتصاد جهانی انرژی» است. با اختلال در عبور نفت، قیمت سوخت در بازار‌های جهانی جهش پیدا کرده و این افزایش، به‌طور غیرمستقیم، اما عمیق، اقتصاد امریکا را نیز تحت فشار قرار داده؛ چرا که اقتصاد مدرن، بیش از هر زمان دیگری به ثبات بازار انرژی وابسته است.

در امتداد همین منطق، حمله به زیرساخت‌های صنعتی، فناوری و اقتصادی منطقه، معنایی فراتر از یک عملیات نظامی‌محدود پیدا می‌کند. ضربه به بزرگ‌ترین کارخانه تولید آلومینیوم منطقه در بحرین، عامل اختلال در زنجیره تأمین فلزی است که در صنایع هوافضا، خودروسازی و تسلیحات نقش کلیدی دارد. این یعنی ضربه‌ای مهلک به پشت صحنه قدرت نظامی. به همین ترتیب، هدف قرار دادن قطب صنایع شیمیایی اسرائیل، به‌مثابه اختلال در یکی از ستون‌های فناوری و تولید پیشرفته در منطقه است؛ جایی که مواد اولیه بسیاری از صنایع راهبردی تولید می‌شود. در حمله به تجهیزات نظامی‌دشمن هم، قوای مبارز و سلحشور ایران بطوری هوشمندانه، دست روی تجهیزات گران‌قیمت و میلیون‌دلاری دشمن نظیر سامانه تاد و هواپیمای آواکس می‌گذارند.

این الگو زمانی کامل‌تر می‌شود که حملات به مراکز اقتصادی و فناوری وابسته به امریکا در منطقه نیز به آن افزوده شود. از آمازون تا مایکروسافت. در اینجا، هدف دیگر صرفاً تخریب فیزیکی نیست، بلکه «بی‌ثبات‌سازی اعتماد بازار» است. سقوط سهام شرکت‌ها، واکنش فوری به ناامنی در محیط سرمایه‌گذاری است؛ و این همان نقطه‌ای است که جنگ از جغرافیا عبور می‌کند و وارد تالار‌های بورس و نمودار‌های اقتصادی سهام‌ها می‌شود. به اعتقاد اقتصاددانان، سرمایه ذاتاً ترسوست؛ و هر انفجار، پیش از آنکه دیواری را فرو بریزد، یک شاخص اقتصادی را پایین می‌کشد.

در واقع، آنچه در حال وقوع است، نوعی «جنگ هزینه‌ها» ست؛ جنگی که در آن طرف هوشمند‌تر تلاش می‌کند با حداقل برخورد مستقیم، حداکثر هزینه را بر حریف تحمیل کند. این همان منطقی است که در ادبیات نظامی‌به‌عنوان جنگ نامتقارن شناخته می‌شود، اما در لایه عمیق‌تر، ریشه در همان درک ناپلئونی دارد. پیروز جنگ کسی است که علاوه بر ارتش دشمن، ستون‌های اقتصادی‌اش را هدف بگیرد.

در نهایت، آنچه از دل این تحولات برمی‌آید، بازتعریف مفهوم جنگ در قرن بیست‌ویکم توسط ایران است. جنگی که در آن میدان اصلی، نه خاکریز، بلکه بازار است؛ نه سنگر، بلکه بندر؛ و نه فقط سرباز، بلکه سهام‌دار نیز در آن درگیر است. جمهوری اسلامی‌ایران با بهره‌گیری از این منطق، در حال اجرای نسخه‌ای مدرن از همان تاکتیک ناپلئونی است؛ تاکتیکی که می‌داند گاهی سقوط یک شاخص اقتصادی، می‌تواند به اندازه سقوط یک شهر، سرنوشت‌ساز باشد!

برچسب ها: دشمن ، ایران ، غرامت
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ضربه به صهیونیست
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۱
0
0
ما ترجیح میدیم حملاتمون بیشتر سمت زیرساختهای اب، صنابع، برق، گاز نفت و بنادر مهم صهیونیست باشه. به صهیونیستها امون ندید. دشمن اصلی بشریت صهیونیستهان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار