در روزهایی که آسمان بسیاری از شهرها صدای هشدار و انفجار را تجربه میکند، صحنهای دیگر در خیابانها و محلهها جریان دارد؛ نانواییها روشناند، فروشگاهها پر از کالا هستند، کارگاهها چراغ تولید را خاموش نکردهاند و مردم با آرامش نسبی مایحتاج خود را تهیه میکنند. این تصویر شاید برای بسیاری از ناظران بیرونی عجیب باشد؛ کشوری که زیر فشار جنگ قرار دارد، اما زندگی اقتصادی روزمره در آن از حرکت بازنایستاده است. پشت این تصویر، نوعی اقتصاد اجتماعی مبتنی بر اعتماد، همدلی و مسئولیت عمومی شکل گرفته که ستون پنهان تابآوری جامعه در روزهای بحران است.
در بسیاری از جنگها، نخستین نشانههای بحران در خیابانها و فروشگاهها دیده میشود؛ صفهای طولانی، قفسههای خالی، افزایش ناگهانی قیمتها و نگرانی عمومی. اما آنچه در بسیاری از شهرها و روستاها مشاهده میشود، روایت دیگری از رفتار اجتماعی در شرایط سخت است. با گذشت روزها از آغاز جنگ، نه تنها بسیاری از فروشگاهها همچنان مملو از کالا هستند، بلکه بخش بزرگی از شبکه توزیع و تولید نیز به فعالیت خود ادامه میدهد.
در پایتخت و شهرهای دیگر، مغازهداران بسیاری تصمیم گرفتهاند در چنین شرایطی از افزایش قیمتها خودداری کنند. برای آنان، این روزها زمان آزمون اخلاق اجتماعی است. در واقع آنان میدانند که در شرایط بحران، اعتماد اجتماعی سرمایهای بزرگتر از سود کوتاهمدت اقتصادی است. وقتی یک فروشنده قیمتها را ثابت نگه میدارد، در حقیقت به مردم پیام میدهد که جامعه هنوز بر پایه همدلی و انصاف ایستاده است.
در کنار این رفتار مسئولانه، کارگران و تولیدکنندگان نیز نقش مهمی در تداوم زندگی اقتصادی ایفا میکنند. بسیاری از کارگاهها و واحدهای تولیدی با وجود دشواریهای ناشی از جنگ، همچنان به فعالیت ادامه میدهند. این استمرار تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه نوعی مشارکت اجتماعی در حفظ ثبات جامعه است. کارگری که در چنین شرایطی کار خود را رها نمیکند، در واقع به حفظ جریان زندگی کمک میکند؛ جریانی که اگر متوقف شود، فشار روانی و اقتصادی بر جامعه چند برابر خواهد شد.
در برخی مناطق حتی نمونههایی از تولیدهای داوطلبانه و حمایتی دیده میشود. کارگاههایی که بخشی از ظرفیت خود را برای تولید اقلام مورد نیاز مردم یا نیروهای امدادی اختصاص دادهاند، نمونهای از این روحیه مشارکت هستند. این اقدامات نشان میدهد که اقتصاد در چنین شرایطی تنها یک فعالیت مالی نیست، بلکه به بخشی از مسئولیت اجتماعی شهروندان تبدیل میشود.
نقش دولت نیز در چنین شرایطی تعیینکننده است. استمرار خدمات عمومی، تأمین کالاهای اساسی و مدیریت شبکه توزیع از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز التهاب اقتصادی جلوگیری کند. وقتی مردم میبینند که نهادهای مسئول برای حفظ ثبات اقتصادی تلاش میکنند، اعتماد عمومی تقویت میشود و جامعه با آرامش بیشتری به فعالیتهای روزمره خود ادامه میدهد. تزریق منابع به بخشهای حیاتی اقتصاد، حمایت از تولیدکنندگان و نظارت بر بازار نیز از جمله ابزارهایی است که در چنین شرایطی به کار گرفته میشود تا چرخه معیشت متوقف نشود.
برای بسیاری از ناظران خارجی شاید این تصویر باورپذیر نباشد. در برخی جوامع غربی، حتی بحرانهای کوچک اقتصادی یا طبیعی گاه به آشفتگی در بازارها و هجوم به فروشگاهها منجر میشود. تصاویر قفسههای خالی یا فروشگاههای غارتشده در بحرانهای مختلف بارها در رسانهها منتشر شده است. در مقابل، آنچه در بسیاری از شهرهای این کشور دیده میشود، نمونهای متفاوت از رفتار اجتماعی است؛ رفتاری که بر پایه همکاری، خویشتنداری و مسئولیت جمعی شکل گرفته است. این تفاوت را میتوان در مفهوم سرمایه اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و همکاری میان شهروندان گفته میشود که به جامعه امکان میدهد در شرایط سخت نیز کارآمد باقی بماند. وقتی مردم به یکدیگر اعتماد دارند و احساس میکنند سرنوشت مشترکی دارند، کمتر به رفتارهای سودجویانه یا مخرب روی میآورند. در چنین فضایی، حتی اقتصاد نیز به ابزاری برای تقویت همبستگی تبدیل میشود.
در واقع آنچه امروز در بازارها، کارگاهها و محلهها دیده میشود، نوعی اقتصاد ایستادگی است؛ اقتصادی که تنها بر پایه عرضه و تقاضا تعریف نمیشود، بلکه بر پایه اخلاق اجتماعی و حس مسئولیت مشترک شکل میگیرد. در این اقتصاد، فروشنده، کارگر، تولیدکننده و مصرفکننده همه بخشی از یک زنجیره اجتماعی هستند که هدف آن حفظ ثبات و امید در جامعه است.
ادامه فعالیت نانواییها، پر بودن قفسه فروشگاهها و روشن ماندن چراغ کارگاهها شاید در ظاهر امری عادی به نظر برسد، اما در شرایط جنگی معنایی فراتر پیدا میکند. اینها نشانههایی از تابآوری اجتماعی هستند؛ نشانههایی که نشان میدهند جامعه حتی در سختترین شرایط نیز میتواند زندگی را ادامه دهد.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این روزها همین باشد:
جنگ میتواند زیرساختها را هدف بگیرد، اما اگر اعتماد و همبستگی اجتماعی حفظ شود، چرخه زندگی متوقف نخواهد شد. اقتصادی که بر پایه همدلی شکل بگیرد، تنها ابزار تأمین معیشت نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی پایداری جامعه در روزهای بحران است.