ایران هیچ مسئولیت و تکلیفی در محدودیت نسبت به پاسخهای مشروع خود در هر سطح، مقام، جغرافیا و زمانی ندارد؛ زیرا با انفجار در ساختار ماهوی و شکلی نظام حقوق بینالملل، دیگر توقف بر اقدامات تدافعی و تقابلی محدود طبق حقوق بینالملل، فاقد معنا است جوان آنلاین: با تجاوز آشکار و تعدی ایالات متحد امریکا و رژیم صهیونی علیه ایران بار دیگر عدم التزام این یاوه گویان به قواعد نظام حقوق بین الملل آشکار شد. مواردی واضح از قواعد نظام بینالملل در این تعدی نقض شده است که فهرست مختصر آنها را میتوان اینگونه دستهبندی کرد:
۱-اعلان رسمی تجاوز نظامی وحشیانه علیه همه حریمهای زمینی، هوایی و دریایی ایران به معنای نقض و ریشخند واضح به قاعده اصطلاحا آمرانه منع توسل به زور در نظام حقوق بین الملل است. به موازات این نقض، تجاوز آشکار آمریکایی – صهیونی علیه ایران، جنایتی قطعی حسب اساسنامه دیوان بین المللی کیفری است؛
۲-اقدام وحشیانه، بدون لحاظ قواعد مصونیت و عرفهای جاری بین المللی در خصوص صیانت از مقامات عالی کشورها و شهادت رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی ایران در حین انجام وظایف ملی و در منزل مسکونی به همراه خانواده به موازات مذاکرات ادعایی، یکی دیگر از مصادیق نقض بدیهیات در حقوق بینالملل است.
۳-هدف قرار دادن و به خاک و خون کشیدن کودکان و مردم غیر نظامی در مدارس و بیمارستانها، نهتنها نقض فاحش حقوق بنیادین بشر با هر فکر و مسلکی است، بلکه نقض کنوانسیونهای چهارگانه ژنو در خصوص عدم تفکیک و ارتکاب جنایت جنگی بوده و اساسا کاربرد سلاح با تخریب مضاعف و کشتار جمعی علیه این اماکن، نقض رژیم حقوقی لاهه در خصوص کاربرد ابزارهای جنگی، تجاوز از همه آستانههای انسانی و قطعا جنایت علیه بشریت مطابق اساسنامه دیوان بین المللی کیفری است.
۴-حمله به تاسیسات صلح آمیز هستهای ایران به کرات و به مخاطره افکندن حیات بشریت به نحو کورکورانه و انتقامجویانه در حالی که مراجع بینالمللی علیرغم دستمایه بودن، بارها بر عدم انحراف ایران و فقد تسلیحات هستهای در کشور ما اذعان نمودند و آمریکا پس از جنگ تجازوکارانه ۱۲ روزه مکررا بر انهدام و نابودی آن تاکید کرده بود، یکی دیگر از مواردی است که نشان میدهد خطوط قرمز و بدیهیات حقوقی در این تعدی آشکار به ایران نقض شده است.
در نهایت میتوان اینگونه نوشت که با توجه به نقضهای گسترده که به بخشی از آنها در بالا اشاره شده، خصوصا به شهادت رساندن رهبر الهی-مردمی کشور جمهوری اسلامی ایران با لحاظ همه قواعد و هنجارهای نظام حقوق بینالملل پیشگفته و با انفعال، عدم کارایی و بعضا جانبداری مجامع فاقد استقلال و دولتهای بیاراده خارجی، شواهد و دلایل بیانگر عدم حیات نظام به اصطلاح حقوق بینالملل و عدم تنظیمگری در روابط بینالملل است.
اکنون در برههای از تاریخ هستیم که تقریبا هیچ قاعدهای بینالمللی در ماهیت آن کاربردی نداشته و نظام حقوق بین الملل در عمل مضحمل شده و فروریخته است. در چنین شرایط جنگلگونه و هرجومرج محوری، ایران هیچ مسئولیت و تکلیفی در محدودیت نسبت به پاسخهای مشروع خود در هر سطح، مقام، جغرافیا و زمانی برای خود متصور نخواهد بود؛ زیرا با انفجار در ساختار ماهوی و شکلی نظام حقوق بینالملل، دیگر مبنای حقوقی و مستندی برای توقف بر اقدامات تدافعی و تقابلی محدود فاقد معنا است؛ چراکه، اصولا در حال حاضر امیدی برای اصلاح و مقابله با نقضهای مکرر متجاوزان در جهان دیده نمیشود.
آنطور که تاریخ ایران، بهویژه در دو سه سال گذشته نشان داده، ملت باشکوه، متمدن و با شرف ایران علیرغم تمام نقدها و گلایهمندیهای بحق خود نسبت به برخی دولتمردان و جناحها، اما در خصوص تعدیات خارجی و بهویژه اقدام انتقامجویانه علیه رهبری و خاک و ناموس خود ذرهای تردید، خلل و سستی به خرج نمیدهند؛ این ایستادگی و ثمرات آن در تاریخ جاویدان خواهد شد، آنچنان که پروردگار در آیه شریفه فرموده است:
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون»
و فردوسی حکیم به درستی و دقیق سرود که:
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
استادیار حقوق بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد