جوان آنلاین: هنوز زنگ اول نخوردهاست. گرم گفتوگو هستند و بعضی گوشهای ایستادهاند و تکالیف دقیقه نودی را مرور میکنند. دیوارها با جملات انگیزشی و چند آیه کوتاه آراسته شدهاست. فضای مدرسه حال و هوایی متفاوت دارد، مدرسهای مذهبی با رویکرد تربیتی – فرهنگی که تلاش کرده آموزش را از چارچوب صرفاً درسی فراتر ببرد. یکی از مسئولان امور تربیتی این مدرسه میگوید: «خیلیها هنوز امور تربیتی را فقط با تذکر انضباطی میشناسند، در حالی که بخش مهمی از کار ما گفتوگو، آرامسازی فضای مدرسه، برگزاری کارگاههای مهارتی و همراهی با دانشآموزان در مسائل فردی و اجتماعی است.»
مدرسه فقط کلاس درس نیست
زنگ زده میشود، دانشآموزان وارد کلاسها میشوند، اما فعالیت امور تربیتی محدود به زمان خاصی نیست. در راهروها، حیاط، جلسات مشاوره کوتاه و حضور مربیان تربیتی احساس میشود. یکی از مربیان امور تربیتی توضیح میدهد: «بخش زیادی از کار ما مدیریت بحرانهای کوچک است. سوءتفاهمها، اختلافات دوستانه، تنشهای رفتاری یا حتی افت روحیه. گاهی یک گفتوگوی کوتاه، مسیر یک دانشآموز را تغییر میدهد.»
مربی فعالیتهای فرهنگی هم گفت: «دانشآموزان وقتی حس کنند برنامهها واقعی و متناسب با نیازشان است، مشارکت میکنند. فعالیتهای کلیشهای یا خشک معمولاً اثرگذاری کمی دارد.»
نگرانیهای مشترک
مقابل مدرسه ابتدایی پسرانه، والدین منتظر بودند زنگ تعطیلی مدرسه زدهشود. چند نفری دور هم ایستاده بودند. موضوع دغدغه کار تربیتی و پرورشی را مطرح کردم. هر کدام دغدغهای را گفتند. یکی از مادرها دو فرزند دانشآموز داشت. او گفت: «بچههای امروز با فشارهای زیادی روبهرو هستند، درس، رقابت، فضای مجازی. مدرسه اگر فقط درس بدهد کافی نیست. مهارت زندگی، مدیریت هیجان، اعتماد به نفس. اینها هم لازم است.» بعد گفت: «وقتی پسرم از کارگاههای مهارتی تعریف میکند، متوجه میشوم این برنامهها چقدر برای روحیه بچهها مهم است.»
پدر یک دانشآموز نگاه دیگری داشت و گفت: «حجم تکالیف و کلاسها زیاد است. امور تربیتی میتواند نقش جدیتری در کاهش استرس دانشآموزان داشتهباشد.»
دیگری هم گفت: «اگر اطلاع رسانی درباره برنامههای تربیتی دقیقتر باشد، ما هم در خانه همراهی بهتری خواهیم داشت. گاهی مدرسه کارش را انجام میدهد، اما، چون بیاطلاع هستیم نمیتوانیم همراهی کنیم.»
ساده و صریح
چند دانشآموز هم با همان صداقت و سادگی کودکانه شان از تجربه هایشان میگویند.
امیرعلی، کلاس سوم: «من کارگاههایی را که بازی دارد، خیلی دوست دارم. وقتی با هم تمرین میکنیم مهربانتر هستیم و دعوا نمیکنیم، هم خوش میگذرد هم چیز یاد میگیریم.»
رضا، کلاس چهارم: «اگر با دوستم قهر کنم، مربی با ما صحبت میکند. بعد خیلی زود آشتی میکنیم. این کار مربی را هیچوقت فراموش نمیکنم. راستش از قهر با دوستم خیلی ناراحت بودم، ولی نمیدانستم چطور مشکلم را با او حل کنم.»
محمد مهدی، کلاس پنجم: «برنامههایی که گروهی انجام میدهیم، خیلی خوب است؛ مثلاً وقتی با هم کار میکنیم یا مسابقه داریم. برای ماه مبارک یک روز مشخص شدهاست تا گروهی یکی از داستانهای قرآنی را تعریف کنیم. برای روز افطاری مدرسه هم پکهای افطار را خودمان آماده میکنیم.»
کیان، پایه ششم دبستان: «وقتی مربی درباره ترس یا نگرانی صحبت میکند، حس میکنم دیگر ترس ندارم و آدم شجاعی هستم.»
آرین، کلاس چهارم: «من دوست دارم برنامههای شاد بیشتر باشد. مثلاً نمایش، مسابقه یا کارهای هنری.»
حسین، کلاس پنجم: «وقتی درباره احترام، کمک به دیگران یا راستگویی صحبت میکنم، مامانم هم خوشحال میشود که اینها را در مدرسه یاد گرفتهام.»
دغدغههایی که در همه گفتوگوها تکرار شد
مرور گفتوگو با دانشآموزان، والدین و مربیان نشان میدهد با وجود تفاوت نگاه ها، چند نگرانی و مطالبه مشترک بارها تکرار میشود. مهمترین دغدغه، حال روحی و آرامش روانی دانشآموزان است، موضوعی که هم خانوادهها بر آن تأکید دارند، هم مربیان و حتی خود بچهها با زبان ساده از آن میگویند. درخواست برای کارگاههای مهارت زندگی، مدیریت استرس، تقویت اعتماد به نفس و ارتباط مؤثر از جمله نکات پرتکرار است. بسیاری از خانوادهها خواهان ارتباط و اطلاع رسانی منظمتر مدرسه هستند. مسئله بعدی، جذابیت و کاربردی بودن برنامههای تربیتی است. برنامههایی که از حالت تکراری و صرفاً تئوری فاصله بگیرد و با بازی، گفتوگو و تجربه همراه شود، یعنی فعالیتهایی که به مسائل ملموس زندگیشان بپردازد. درخواست برای آموزش مهارتهای زندگی از مدیریت استرس و هیجان تا مهارت دوستی و ارتباط تقریباً در همه صحبتها شنیده میشود. همچنین نیاز به ارتباط منظمتر مدرسه و خانواده، نکتهای است که والدین و مربیان بر آن اتفاق نظر دارند. مربیان امور تربیتی نیز از محدودیت امکانات و زمان سخن میگویند و بر ضرورت همراهی خانوادهها تأکید دارند.
مجموعه این دغدغهها نشان میدهد انتظارات سه ضلع مدرسه، حول یک محور مشترک شکل گرفتهاست، مدرسهای آرام تر، برنامههایی واقعیتر و تربیتی ملموس تر.
امور تربیتی، فراتر از مناسبتها
خانم روشن پژوه مربی باسابقه پرورشی میگوید: «اگر فعالیت تربیتی فقط به چند مناسبت محدود شود، اثرگذاری عمیق ندارد. تربیت، کار روزمره و مستمر است که نباید از آن غافل شد.» او در ادامه افزود: «برنامهها باید با نیازهای واقعی دانشآموزان پیوند بخورد. اضطراب، روابط اجتماعی، اخلاق فردی، مسئولیتپذیری.» وی با اشاره به ماه مبارک رمضان که در آن به سر میبریم، افزود: «استفاده از ظرفیت زمانهای خاص و بهرهگیری از فرصتهای زمانی برای تقویت برنامههای تربیتی نیز قابلتوجه است. مثلاً در ماه رمضان میتوان برنامههای اخلاقی، همدلی، انس با قرآن و کمک به دیگران را در قالبهای ساده و دانشآموزپسند اجرا کرد. چنین فرصتهایی اگر متناسب طراحی شود، اثرگذاری خوبی دارد. این زمانها میتواند فضای اخلاقی مدرسه را تقویت کند، بدون اینکه برنامهها سنگین یا شعاری شود.»
تربیت در دل زندگی در مدرسه
روز تأسیس نهاد امور تربیتی، بیش از هر مراسم نمادینی یادآور نقشی است که هر روز در مدرسه جریان دارد. گفتوگو، آموزش مهارت ها، کاهش تنش ها، تقویت رفتارهای اخلاقی و شنیدن صدای دانشآموزان. امور تربیتی اگر به نیازهای واقعی دانشآموزان نزدیک بماند، از قالبهای تکراری فاصله بگیرد و با همراهی خانوادهها پیش برود، میتواند مدرسه را از محیطی صرفاً آموزشی به فضایی امن و الهام بخش تبدیل کند. جایی که دانشآموز نه فقط درس، بلکه زندگی را تمرین میکنند.