کد خبر: 1346547
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۰
«تربیت» فقط یک اتاق در مدرسه نیست! هشتم اسفند که می‌رسد، دوباره اسم «امور تربیتی» وسط می‌آید. همه برنامه‌ها برای این روز در چند کار ساده خلاصه می‌شود
نیره ساری

جوان آنلاین: هشتم اسفند که می‌رسد، دوباره اسم «امور تربیتی» وسط می‌آید. همه برنامه‌ها برای این روز در چند کار ساده خلاصه می‌شود؛ از تقدیر زحمات مربیان پرورشی گرفته تا برگزاری چند مراسم و دست به دست کردن عکس‌هایی از جشن‌ها و برنامه‌ها در کانال‌های مدرسه. چند روزی درباره تربیت حرف می‌زنیم و بعد آرام‌آرام همه چیز برمی‌گردد به روال عادی. همان زنگ‌ها، امتحان‌ها، نمره‌ها و دغدغه‌های همیشگی که در مدارس هست، اما یک سؤال جدی این وسط بی‌جواب می‌ماند؛ آیا تربیت فقط یک «مناسبت» است؟!
آیا «امور تربیتی» فقط یک واحد اداری در مدرسه است؟ یک اتاق با چند پوستر و برنامه مناسبتی یا چیزی عمیق‌تر که باید در تار و پود زندگی بچه‌های ما جریان داشته باشد؟ راستش را بخواهید، اگر تربیت را به یک اتاق در مدرسه محدود کنیم، اولین بی‌عدالتی را در حق خود انجام داده‌ایم. ما معمولاً وقتی از رفتار نوجوان‌ها گلایه داریم، خیلی سریع به مدرسه اشاره می‌کنیم. می‌گوییم چرا بچه‌ها مسئولیت‌پذیر نیستند؟ چرا تحمل شنیدن نظر مخالف را ندارند؟ چرا زود عصبانی می‌شوند؟ چرا انگیزه ندارند؟ چرا در برابر کوچک‌ترین ناکامی فرو می‌ریزند؟ بعد در یک جمله خلاصه می‌کنیم: «مدرسه باید کار تربیتی بکند.»
بیایید صادق باشیم. تربیت از کجا شروع می‌شود؟
از همان خانه‌ای که در آن بزرگ می‌شوند. از همان لحن صدایی که ما با هم حرف می‌زنیم. از همان نحوه دعوا کردن و آشتی کردن خودمان. از همان وقتی که جلوی بچه‌ها درباره معلم، مدیر، قانون یا حتی رانندگی در خیابان می‌گوییم. اگر ما جلوی فرزندمان قانون را دور بزنیم و بعد از مدرسه انتظار قانون‌مداری داشته باشیم، تناقض را چه کسی حل می‌کند؟ اگر ما مسئولیت اشتباه خودمان را نپذیریم و مدام تقصیرات را به گردن دیگران بیندازیم، چطور انتظار داریم شجاعانه بگوید «اشتباه کردم»؟ بچه‌ها بیشتر از آنکه گوش بدهند، نگاه می‌کنند. بیشتر از آنکه از نصیحت تأثیر بگیرند، از الگو اثر می‌پذیرند. 
ما گاهی تربیت را با «کنترل» اشتباه می‌گیریم. فکر می‌کنیم اگر سخت بگیریم، اگر مدام تذکر بدهیم، اگر محدودیت ایجاد کنیم، کار تربیتی انجام داده‌ایم، در حالی که کنترل شاید رفتار را موقتاً مدیریت کند، اما شخصیت را نمی‌سازد. فرق است بین اینکه بچه از ترس تنبیه یا کم شدن نمره، کاری را انجام دهد، با اینکه خودش به این نتیجه برسد آن کار درست است. فرق است بین اطاعت کردن و باور داشتن. اگر دانش‌آموز فقط یاد بگیرد «جلوی ناظر» خوب باشد، این تربیت نیست؛ این مدیریت صحنه است. تربیت، یعنی حتی وقتی هیچ‌کس نگاه نمی‌کند، درست رفتار کرد. 
اینجاست که نقش واقعی امور تربیتی روشن می‌شود. اگر این نهاد فقط برگزارکننده مراسم باشد، کار بزرگی نکرده است، اما اگر بتواند حس تعلق به مدرسه را تقویت کند، فضای گفت‌و‌گو ایجاد کند، به بچه‌ها مسئولیت واقعی بدهد، آن وقت دارد کار تربیتی می‌کند. 
بچه‌ای که احساس می‌کند در مدرسه دیده و شنیده می‌شود و اثر دارد، کمتر سراغ رفتار‌های پرخطر می‌رود. بچه‌ای که عضو یک گروه دانش‌آموزی است و مسئولیتی واقعی (نه ظاهری) دارد، زودتر یاد می‌گیرد تصمیم بگیرد، پاسخگو باشد، شکست را تجربه کند و دوباره بلند شود. اما آیا ما واقعاً به نوجوان‌ها مسئولیت واقعی می‌دهیم؟
گاهی شورا‌های دانش‌آموزی تشکیل می‌شود، اما تصمیم‌ها از قبل گرفته شده است. گاهی تشکل‌ها فعالند، اما نقش‌شان بیشتر اجرایی است تا تصمیم‌ساز و گاهی از مشارکت حرف می‌زنیم، اما نقد شنیدن برایمان سخت است. نسلی که قرار است فردا مدیر، کارآفرین، معلم و مسئول این کشور باشد باید از امروز تمرین کند. تمرین کند و نظر بدهد. تمرین کند و محترمانه مخالفت کند. تمرین کند برای جمع تصمیم بگیرد و هزینه تصمیمش را بپذیرد. مسئولیت‌پذیری در کلاس درس حفظ نمی‌شود، بلکه در میدان تجربه شکل می‌گیرد. از طرف دیگر، یک واقعیت مهم را هم نباید نادیده گرفت. نسل امروز با فشار‌های زیادی بزرگ می‌شود. رقابت‌های درسی، کنکور، مقایسه‌های دائمی، فضای مجازی، نگرانی از آینده و اخبار تلخ، همه اینها روی روان نوجوان اثر می‌گذارد. وقتی حال درونی یک نوجوان خوب نیست، چطور می‌توان از او انتظار داشت فعال و مسئول باشد؟
کسی که مدام احساس ناکافی بودن دارد، چطور می‌تواند با اعتمادبه‌نفس در جمع حرف بزند؟ کسی که اضطراب رهایش نمی‌کند، چطور می‌تواند تصمیم‌های اجتماعی بگیرد؟ اینجا نقش امور تربیتی فقط برگزاری مراسم نیست؛ باید به سلامت روان هم فکر کند. باید مدرسه را از یک فضای صرفاً رقابتی به یک فضای انسانی‌تر تبدیل کند. 
گاهی یک اردوی ساده، یک فعالیت هنری، یک مسابقه ورزشی، یک جلسه گفت‌وگوی صمیمی، بیشتر از چندین کلاس رسمی اثر تربیتی دارد. چون در این فضا‌ها بچه تجربه می‌کند، احساس می‌کند، تعامل می‌کند. 
بیایید کمی هم به شکاف خانه و مدرسه فکر کنیم. اگر خانه و مدرسه دو پیام متناقض بدهند، نوجوان سردرگم می‌شود. یا دو چهره پیدا می‌کند یا از هر دو فاصله می‌گیرد. امور تربیتی اگر قرار است مؤثر باشد، باید پل باشد. پل گفت‌و‌گو بین والدین و مدرسه، آن هم از نوع پل همفکری، نه صرفاً اطلاع‌رسانی. 
هشتم اسفند می‌تواند فقط یک تاریخ در تقویم باشد یا می‌تواند یک تلنگر باشد. تلنگری برای اینکه از خودمان بپرسیم سهم ما در تربیت نسل آینده چیست؟ شاید وقت آن رسیده به جای اینکه دنبال مقصر بگردیم، به دنبال همراه باشیم. به جای اینکه بگوییم «مدرسه باید»، بگوییم «ما با هم باید». اگر امور تربیتی قرار است پرچم‌دار تربیت باشد، این پرچم را تنهایی نمی‌تواند نگه دارد. دست‌های خانه، مدرسه، رسانه، مسجد، فرهنگسرا و حتی فضای مجازی باید همراه باشد و در نهایت، تربیت یک پروژه کوتاه‌مدت نیست که با یک مراسم یا یک بخشنامه تمام شود. یک مسیر طولانی است. مسیر ساختن انسان‌هایی که فقط موفق نباشند، بلکه مسئول باشند؛ فقط باهوش نباشند، بلکه باوجدان باشند؛ فقط مطالبه‌گر نباشند، بلکه پاسخگو هم باشند. تربیت همین‌قدر نزدیک است و اگر باورش کنیم، امور تربیتی دیگر فقط یک اتاق در مدرسه نخواهد بود؛ یک جریان زنده در زندگی ما خواهد شد.

برچسب ها: تربیت ، سبک رفتار ، مدرسه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار