کد خبر: 1345909
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
علی حسن‌حیدری

در شرایط امروز ایران، یک واقعیت تلخ، اما آشکار وجود دارد: بخش قابل توجهی از اپوزیسیون، نه صرفاً در تلاش برای ارائه بدیل سیاسی، بلکه عمدتاً به عنوان ابزار یا مکمل پروژه‌های فشار خارجی عمل می‌کند. این وابستگی راهبردی، هم در سطح تفکر سیاسی و هم در میدان عمل، پیامد‌های مستقیم و سنگینی برای جامعه به دنبال دارد. 
تحریم و فشار خارجی، در نگاه اپوزیسیون، ابزار سیاسی برای تغییر وضعیت داخلی است، اما در عمل، این ابزار بیش از آنکه به تغییر منجر شود، به مجازات جمعی مردم بدل می‌شود. محدودیت در واردات کالا‌های ضروری، افزایش هزینه زندگی، اختلال در خدمات عمومی و تضعیف ثبات روانی جامعه، همگی نمونه‌هایی از آثار مستقیم این سیاست خارجی هستند که مردم عادی باید بار آن را تحمل کنند، در حالی که اپوزیسیون از منافع سیاسی و رسانه‌ای آن بهره‌مند می‌شود. این وضعیت، تضاد عمیقی میان منافع کوتاه‌مدت سیاسی اپوزیسیون و منافع ملی مردم ایجاد می‌کند. وابستگی راهبردی اپوزیسیون به فشار خارجی، چند بعد کلان دارد:
۱. نیابتی‌شدن کنش سیاسی: جریان‌هایی که عملاً موفقیت یا دیده‌شدن خود را با تشدید فشار‌ها و تحریم‌ها گره می‌زنند، از یک بازیگر مستقل سیاسی به ابزار نیابتی خارجی تنزل می‌یابند. در این نقش، هدف اصلی سیاست نه ارائه راهکار یا اصلاح وضعیت، بلکه بهره‌برداری از فشار‌ها برای افزایش صدا، دیده‌شدن و مشروعیت مقطعی است. 
۲. تضعیف مشروعیت داخلی: جامعه‌ای که تجربه تاریخی فشار خارجی و مداخله خارجی را دارد، نسبت به کنشگرانی که با این فشار‌ها همراستا می‌شوند، بدگمان است. نتیجه، کاهش اعتماد عمومی و بی‌اعتباری تدریجی اپوزیسیون در میان مردم است، حتی اگر نقد‌ها و اعتراضات این جریان درست باشند، همراستایی با تحریم و جنگ علیه کشور باعث می‌شود این نقد‌ها به «هزینه‌ساز» بدل شوند. 
۳. پیامد‌های روانی و اجتماعی: وابستگی به فشار خارجی، در طول زمان، اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند. مردم احساس می‌کنند اعتراض‌ها و انتقاد‌ها نه در راستای حل مشکل، بلکه در راستای مصرف سیاسی یا افزایش فشار خارجی صورت می‌گیرد. این امر، نه تنها امید جامعه را کاهش می‌دهد، بلکه به نوعی سردرگمی هویتی و سیاسی دامن می‌زند و مردم را نسبت به هر نوع کنش اصلاح‌گر بی‌اعتماد می‌کند. 
۴. رواج سیاست منفعت‌محور: هنگامی که موفقیت سیاسی جریان معارض با شدت گرفتن فشار‌ها گره خورده باشد، منطق تصمیم‌گیری تغییر می‌کند: هر تصمیم یا اقدام نه براساس منافع ملی، بلکه بر اساس افزایش بازده سیاسی کوتاه‌مدت گرفته می‌شود. این وضعیت، به تضاد بین اهداف جریان معارض و منافع مردم منجر می‌شود و هزینه‌سازی اجتماعی را به یک رویه دائمی بدل می‌کند. در این چارچوب، اپوزیسیون فعلی ایران نه یک نیروی اصلاح‌گر و نه نماینده واقعی مطالبات مردم است. این جریان‌ها، با استقبال از تحریم‌ها و فشار خارجی، به شکلی مستقیم و غیرمستقیم، از نابرابری و فشار بر جامعه تغذیه سیاسی می‌کنند. هر موفقیت کوتاه‌مدت این اپوزیسیون در دیده‌شدن و رسانه‌ای‌شدن، با هزینه بلندمدت برای سلامت روان، معیشت و امنیت اجتماعی مردم همراه است. چنین وضعیتی نشان می‌دهد وابستگی راهبردی به فشار خارجی، نه یک تاکتیک موقت، بلکه عامل اصلی خسارت‌بار بودن اپوزیسیون فعلی ایران است. اگر هدف واقعی سیاست، خدمت به جامعه و ارائه راهکار باشد، هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند با بهره‌برداری از تحریم و فشار خارجی، مشروعیت درونی و کارآمدی واقعی داشته باشد. در غیر این صورت، اپوزیسیون به جای بازیگر سیاسی مسئول، صرفاً یک کنشگر منفعت‌جو و نیابتی در جنگ سیاسی- روانی- شناختی خواهد بود که هزینه آن به شکل مستقیم بر دوش مردم سنگینی می‌کند.

برچسب ها: راهبرد ، اپوزیسیون ، سیاست
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار