کد خبر: 1345386
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
علی حسن‌حیدری

یکی از خطا‌های مکرر در تحلیل رابطه ایران و امریکا، فروکاستن این تقابل تاریخی به اختلاف‌نظر‌های مقطعی، سوءتفاهم‌های دیپلماتیک یا دعوا بر سر چند پرونده سیاسی نظیر هسته‌ای، حقوق بشر یا نفوذ منطقه‌ای است. رهبر معظم انقلاب اسلامی با بیانی صریح و عاری از پیچیدگی‌های تصنعی دیپلماتیک، این خطای تحلیلی را کنار می‌زنند و مسئله را در «دو کلمه» خلاصه می‌کنند: امریکا می‌خواهد ایران را ببلعد، ملت ایران مانع است. این گزاره، اگرچه ساده بیان شده، اما حامل یک تحلیل عمیق از منطق سلطه در نظام بین‌الملل است. 
در ادبیات قدرت‌های بزرگ، کشور‌هایی با منابع عظیم، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ظرفیت تمدنی بالا یا باید «در مدار سلطه» قرار گیرند یا به‌عنوان تهدید مهار شوند. ایران به دلیل همین ویژگی‌ها، هرگز در دسته کشور‌های بی‌اثر یا قابل چشم‌پوشی نبوده است. 
رهبر انقلاب با استفاده از مثال عامیانه «خواستگاری» یک مفهوم پیچیده را به زبان اجتماعی قابل فهم تبدیل می‌کنند: وقتی یک طرف اصل تصرف و مالکیت را حق خود می‌داند و طرف مقابل اساساً این حق را به رسمیت نمی‌شناسد، دعوا بر سر جزئیات نیست، بر سر اصل رابطه است. پاسخ ملت ایران به این خواست سلطه‌گرانه، همان «غلط می‌کنید» تاریخی است؛ پاسخی که نه از سر لجاجت، بلکه از موضع دفاع از استقلال و کرامت ملی صادر شده است. تحلیل محتوایی این سخنان نشان می‌دهد ریشه دشمنی امریکا، نه رفتار جمهوری اسلامی، بلکه قطع شدن دست امریکا از ایران است. رهبر انقلاب به‌درستی یادآوری می‌کنند که پیش از انقلاب، امریکا عملاً بر شریان‌های حیاتی کشور مسلط بود: نفت، سیاست، امنیت، روابط خارجی و حتی ساختار تصمیم‌سازی. انقلاب اسلامی، این وضعیت را برهم زد و ایران را از «کشور تحت مدیریت» به «بازیگر مستقل» تبدیل کرد. این تغییر، برای قدرتی مانند امریکا قابل تحمل نیست، نه به‌دلیل ایدئولوژی، بلکه به دلیل از دست رفتن منافع. 
در این چارچوب، ادعا‌های امریکا درباره حقوق بشر، دموکراسی و آزادی، کارکردی ابزاری پیدا می‌کند. رهبر انقلاب با صراحت این مفاهیم را «حرف‌های مفت» می‌نامند، زیرا رفتار واقعی امریکا با ملت ایران و دیگر ملت‌ها، هیچ نسبتی با این شعار‌ها ندارد. 
تحریم‌های فراگیر، فشار معیشتی، حمایت از دیکتاتوری‌ها و مداخلات نظامی نشان می‌دهد مسئله، دفاع از انسان نیست، مسئله، بازگشت به کنترل است. از منظر تحلیلی، یکی از مهم‌ترین بخش‌های این بیانات، تعریف «جرم ملت ایران» است. رهبر انقلاب می‌گویند جرم ملت ایران این است که «محکم ایستاده و مانع است». این تعریف، یک جابه‌جایی مهم در فهم تقابل ایجاد می‌کند: فشار‌ها نه به دلیل ضعف ایران، بلکه به دلیل قدرت ایستادگی آن اعمال می‌شود. در منطق سلطه، کشوری که تمکین نکند، باید هزینه بدهد تا یا تسلیم شود یا برای دیگران عبرت گردد. نکته کلیدی دیگر در تحلیل این سخنان، نگاه به آینده است. رهبر انقلاب صرفاً گذشته را روایت نمی‌کنند بلکه مسیر پیش‌رو را نیز ترسیم می‌کنند. تأکید بر اینکه ملت ایران «محکم خواهد ایستاد» و طرف مقابل را از ادامه موذی‌گری مأیوس خواهد کرد، بیانگر این واقعیت است که راه‌حل تقابل، امتیازدهی و عقب‌نشینی نیست، بلکه تثبیت قدرت و استمرار مقاومت هوشمندانه است. در مجموع می‌توان گفت، این بیانات را باید یک مانیفست کوتاه، اما عمیق در تبیین دشمن‌شناسی دانست. 
دعوا، دعوای پرونده‌ها نیست؛ دعوای هویت و استقلال است. امریکا ایرانِ مستقل را نمی‌خواهد و ملت ایران حاضر نیست دوباره بلعیده شود. تا زمانی که این دو اراده در برابر هم قرار دارند، تقابل ادامه خواهد داشت، اما تجربه نشان داده است ایستادگی ملت‌ها، در نهایت طمع قدرت‌های متجاوز را فرسوده و ناکام می‌کند.

برچسب ها: دیپلمات ، ایران ، مذاکرات
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار