توجه به کرامت دیگران، گرفتن دست اطرافیان و دیدن حال دل مردم، یکی از مهمترین راههای آمادگی برای ماه رمضان و رسیدن به حالوهوای واقعی در شبهای قدر است جوان آنلاین: ماه رمضان فقط گرسنگی و تشنگی نیست، فرصتی است برای بازگشت به خدا، تقویت روابط خانوادگی و پرورش اخلاق و روح انسان. در این ماه میتوانیم با مراقبت از رفتار خود و فرزندان، خانه را به فضای آرامش و همدلی تبدیل کنیم و قدمهای کوچک، اما مداوم برای بهتر شدن خود و خانواده برداریم. اما در این مسیر، نه افراط و نه تفریط بلکه تعادل و همراهی، کلید تجربه یک رمضان واقعی است.
حجت الاسلام علی هوشیار، کارشناس مذهبی میگوید: «رمضان فرصتی است که اگر درست از آن استفاده کنیم، خانوادهها نه تنها به هم نزدیکتر میشوند، بلکه دلهایشان سبکتر و زندگی شان پر از برکت میشود.» در ادامه خواهید خواند چگونه میتوان از همین ماه نورانی، فرزندانی شاد و تربیت یافته، روابط خانوادگی گرمتر و زندگی پرمعناتر ساخت.
از نگاه شما، ماه مبارک رمضان چه جایگاهی دارد و مهمترین کارکرد آن چیست؟
در یک نگاه کلی، ماه مبارک رمضان یعنی مسیر حرکت به سمت خدا. همه انسانها در حال حرکت و نزدیکی به خداوند هستند یا در حال دور شدن از خدا. قرآن هم همین را میگوید، هرکس قدم در مسیر عدالت، بندگی و حق بردارد، در واقع به سمت خدا حرکت کرده است. در این مسیر، دشمنی مثل شیطان داریم که امکانات و تواناییهای خاص خودش را دارد. برای اینکه انسان بتواند به مقصد برسد، خداوند برای او موقعیتها و فرصتهای ویژهای در اختیار گذاشته است که ماه رمضان یکی از بهترین و مهمترین این فرصتهاست. بنابراین اگر درست وارد این ماه شویم و آن وظایفی را که خدا به عهده ما گذاشته انجام دهیم، در معرض رحمت الهی قرار میگیریم. نتیجه قرار گرفتن در معرض رحمت خدا، رشد و تقرب است، یعنی انسان به آن جایگاهی که باید برسد نزدیکتر میشود، به جایگاه انسانی که قرار است خلیفهالله باشد.
دستاوردهای این مسیر فقط محدود به یک بعد نیست. از نظر معنوی و اخلاقی، انسان به خودسازی میرسد، احساس مسئولیتش تقویت میشود، تابآوریاش بالا میرود و قدرت کنترل نفس پیدا میکند. ممکن است کسی قبلاً زود عصبانی میشده یا روی رفتار خودش کنترل نداشته، اما به واسطه همین تقرب و معنویت، بتواند آرامتر و متعادلتر رفتار کند. از نظر مادی هم بیتأثیر نیست. وقتی انسان به خدا نزدیک میشود، چون خداوند منشأ همه خیرات و برکات است، بقیه خوبیها هم در کنار آن شکل میگیرد. هرکس به اندازه توان و ظرف وجودی خودش از این تقرب بهره میبرد و آثارش را در زندگی میبیند. این مسیر، انس با اهل بیت (ع) را هم بیشتر میکند و راه هدایت را روشنتر میسازد. شب قدر در همین فضا معنا پیدا میکند، وقتی انسان در این مسیر قرار گرفته باشد، آنچه قرار است برای یک سال او مقدر شود، با کیفیت بهتر و بهره بیشتری نصیبش میشود.
این ماه چگونه میتواند خانوادهها را از نظر روحی و عاطفی بازسازی و روابط میان اعضای خانواده را تقویت کند؟
ماه رمضان قبل از هر چیز، ماه بازگشت به خداست. وقتی انسان رابطهاش را با خدا اصلاح میکند، به صورت طبیعی رابطهاش با مردم، خانواده، همسر و فرزندانش هم بهتر میشود. اگر ما خدا را درست بشناسیم و به سمت او برگردیم، این بازگشت فقط فردی نیست، بلکه آثارش در رفتار ما با دیگران هم دیده میشود.
از طرف دیگر، در فضای خانواده باید به این نکته توجه کنیم که فرزندان ما این ماه را چگونه درک میکنند. کودک، روزهداری را بیشتر با گرسنگی و تشنگی میبیند، بنابراین لازم است با او با ملاطفت و رفتار ویژه برخورد شود. نباید این ماه برای بچهها تبدیل به یک تجربه سخت و تلخ شود، بلکه باید به شکلی باشد که به رمضان جذب شوند. این فضا برای هر خانواده متفاوت است. هر پدر و مادری باید با توجه به شرایط خانواده خودش، روحیه فرزندش و چیزهایی را که کودک به آن علاقه دارد، برنامهریزی کند. اگر این توجه و ظرافت در رفتار وجود داشته باشد، ماه رمضان میتواند فرصتی برای صمیمیت بیشتر، آرامش روحی و تقویت پیوندهای عاطفی در خانواده باشد.
برای ورود بهتر به ماه مبارک رمضان، خانوادهها چه کارهایی میتوانند انجام دهند؟
آمادگی برای ماه رمضان از همان روزهای عادی و به ویژه از ماه شعبان شروع میشود. در ادعیهای مثل صلوات شعبانیه از خدا میخواهیم به ما توان دهد تا به دیگران کمک کنیم، این دعاها فقط خواندنی نیست، بلکه جهت دهی به رفتار ماست. واقعیت این است که امروز شرایط اقتصادی بسیاری از خانوادهها مناسب نیست. اگر کسی توان مالی دارد، هرچقدر میتواند از این فرصت استفاده کند و به اندازه وسع خودش کمک کند. این کار، هم ما را برای ورود به ماه رمضان آماده میکند و هم زمینهساز درک عمیقتر شبهای قدر میشود. البته کمک فقط به معنای کمک مالی مستقیم نیست. گاهی حداقل کار این است که به رخ نکشیم. اگر کاری انجام میدهیم، خریدی میکنیم یا حتی قصد سفر داریم، باید مراقب حال اطرافیانمان باشیم. اگر میدانیم کسی در اطراف ما توان مالی کمتری دارد و نمیتوانیم به او کمک کنیم، دستکم طوری رفتار کنیم که او متوجه نشود و اذیت نشود. این توجه به کرامت دیگران، گرفتن دست اطرافیان و دیدن حال دل مردم، یکی از مهمترین راههای آمادگی برای ماه رمضان و رسیدن به حالوهوای واقعی در شبهای قدر است.
در موضوع روزهداری فرزندان، مهمترین نقش پدر و مادر چیست و چگونه باید با بچهها برخورد کرد؟
مهمترین نقشی که پدر و مادر میتوانند داشته باشند، آمادهسازی فضای خانواده است. یعنی فضاسازی درست در خانه به شکلی که بچه بتواند از ماه رمضان استفاده کند. شاید مهمترین کار والدین همین باشد که محیط خانه را طوری تنظیم کنند که امکان جسمی و روحی روزهداری برای فرزند فراهم شود. برای مثال، نظم خواب بچه خیلی مهم است. اگر اذان ساعت چهار یا پنج صبح است ولی کودک ساعت دو نیمهشب میخوابد، طبیعی است که بیدار شدن برایش سخت و آزاردهنده باشد. والدین باید فضای خانه را طوری مدیریت کنند که بچه بتواند خواب مناسب داشته باشد و اذیت نشود. از نظر تربیتی هم هرچه کودک به سن تکلیف نزدیکتر میشود، اهمیت کار تربیتی بیشتر میشود. هرچه این نزدیکی بیشتر است، توجه والدین باید جدیتر باشد، حواسشان جمعتر باشد و آمادگی فرزند را دقیقتر در نظر بگیرند. البته نباید از کودک انتظار تکلیف قبل از رسیدن به سن تکلیف داشت. به طور مثال اگر بچهای هنوز به سن تکلیف نرسیده، اما علاقهمند است، مشتاق است و دوست دارد خودش بیدار شود یا تمرین روزهداری کند، وظیفه ما این است که کمکش کنیم و همراهیاش کنیم. در اینجا باید تعادل را رعایت کرد؛ هم مراقب میل و کشش درونی بچه باشیم و هم به او فشار نیاوریم.
درباره فرزندانی که به سن تکلیف رسیدهاند چه کنیم؟
در مورد بچهای که سنش بالاتر است و حتی به سن تکلیف رسیده، وظیفه والدین روشن است. همان چیزی که شرع گفته، نه بیشتر و نه کمتر. نباید بالای سرش بایستیم، دعوا کنیم، تند برخورد کنیم یا با جملاتی مثل «چرا بیدار نمیشوی؟ چرا سحری نمیخوری؟» فضا را متشنج کنیم. انتظار رفتارهای خاص، عبادتهای نمایشی یا فشار بیش از حد، درست نیست. از آن طرف هم نباید کاملاً رها کنیم، صدا نزنیم یا بگوییم به ما ربطی ندارد. وظیفه ما این است که حد وسط را رعایت کنیم، نه افراط، نه تفریط. هم همراهی، هم مراقبت، هم احترام به توان و حال فرزند. اگر این تعادل در خانواده رعایت شود، سحر و افطار و روزهداری میتواند به یک تجربه شیرین و تربیتی برای بچهها تبدیل شود.
اگر این فرزندان در برابر روزه گرفتن مقاومت کنند، والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟
یک قاعده کلی و مهم در معارف دینی وجود دارد. هرچه فرزند به سن تشخیص و فهم نزدیکتر میشود، وظیفه والدین این است که از قبل برای او زمینهسازی کرده باشند. اشتباه بزرگ این است که ما هیچ آمادگی قبلی ایجاد نمیکنیم. فضای خانه رنگ و بوی رمضان نداشته باشد و بعد ناگهان در اولین روز ماه رمضان، آن هم با بینظمی خواب و فشار صبحگاهی، بالای سر بچه بایستیم و او را مجبور کنیم. این شیوه قطعاً نتیجه معکوس میدهد. امروز نسل جوان، نسلی است که اگر با او صحبت شود، اگر برایش توضیح داده شود و با دلیل و منطق در معرض معارف واقعی دین قرار بگیرد، پذیرش دارد. بسیاری از مقاومتها از اینجا میآید که ما اصلاً توضیح نمیدهیم. گفتوگو نمیکنیم و چراییها را برای فرزند روشن نمیکنیم. اگر والدین صحبت کردهاند، توضیح دادهاند، فضاسازی کردهاند و تلاش خودشان را انجام دادهاند، وظیفهشان را به جا آوردهاند. بعد از آن، برخورد خشن، تحکم، دعوا یا رفتاری که باعث دین گریزی فرزند شود، نه تنها کمکی نمیکند بلکه آسیبزاست. در نهایت، باید همان چیزی را که حکم شرعی گفته رعایت کنیم، نه بیشتر از آن، نه کمتر. نه سختگیری افراطی و نه رهاسازی کامل. اگر این تعادل رعایت شود، حتی در شرایط ماه رمضان امسال که همزمان با ماه آخر سال و مدرسه است، میتوان از آسیبهای تربیتی جلوگیری کرد و مسیر دینداری را برای فرزند هموارتر ساخت.
یک تعریف از رمضان واقعی بگویید.
رمضان واقعی، همان ماه رمضان ایده آل است که همه دوست داریم تجربه کنیم، آرامش، معنویت، افطارهای شاد خانوادگی و فرصت برای بودن کنار هم و تربیت فرزندان و این دست یافتنی است. قرار نیست اتفاق خارق العادهای بیفتد یا انسان به یک حالت غیرواقعی برسد. منظور همان رمضانی است که برای فرد و خانواده یک دستاورد داشته باشد، رمضانی که روح انسان را پالایش کند و او را از نظر روحی، اخلاقی و حتی روانی سالمتر و توانمندتر کند. مشکل اینجاست که آنچه امروز در برخی موارد میبینیم، فاصله زیادی با این معنا دارد. گاهی ماه رمضان فقط به گرسنگی و تشنگی تقلیل پیدا میکند، یعنی فرد فقط به رعایت ظاهری روزه بسنده میکند، بدون اینکه به هدف اصلی رمضان فکر کند. حتی ممکن است کسی روزه باشد، اما نسبت به نماز یا سایر واجبات بیتفاوت باشد. این دیگر آن رمضان واقعی نیست.
این فاصله از کجا آمده است و ریشه آن بیشتر در خانواده است یا نهادهای فرهنگی و دینی؟
دوباره تأکید میکنم که همه چیز نباید عجیب و غریب باشد. واجبات خود را انجام دهیم و با توجه به شرایط، سراغ مستحبات و امور مستحب هم برویم. واجبات یعنی همان دستورات شرعی، اگر روزه واجب است بگیریم و اگر واجب نیست یا ضرر دارد، نگیریم. بعد از این مرحله، مستحبات و ادعیه ماه رمضان وارد میشوند. اینها مثل ادویهای هستند که ارزش رمضان را بیشتر نشان میدهند و ما را با حقیقت ماه رمضان مواجه میکنند. ادعیهای مثل «ابو حمزه ثمالی» مضامین بسیار بلندی دارند که خواسته شده از طریق آنها معارف و عقاید را درک کنیم. حالا اینکه جامعه چهقدر در معرض این معارف قرار گرفته و چرا فاصله گرفته است، باید گفت که هر کس به عنوان مسلمان، چه در جایگاه فردی و چه مسئولیت اجتماعی، باید خودش ابتدا مراقب باشد و خود را در معرض حقیقت رمضان قرار دهد. یعنی هر کس مسئول فضای خود است؛ چه در خانواده، چه در محیط کاری، چه در فضای رسانهای. ما نمیتوانیم بیتفاوت باشیم. هر کسی که در جامعه مسئولیتی دارد، اول باید حواسش به اطراف خودش باشد. مادامی که خودمان را در معرض حقیقت رمضان قرار ندهیم، نمیتوانیم انتظار تأثیر واقعی در جامعه داشته باشیم. اول خودمان رشد کنیم، بعد حواسمان به اطراف باشد، چون جامعهای که در آن زندگی میکنیم، از ما تأثیر میگیرد و ما هم میتوانیم تأثیر بگذاریم. اما لازم است هم در خانوادهها بازنگری کنیم، هم در شیوههای آموزش دینی و فرهنگی. لازم است فلسفه روزه، هدف رمضان و آثار آن برای زندگی فردی و اجتماعی، به زبان ساده و قابل فهم توضیح داده شود تا رمضان دوباره به همان جایگاه اثرگذار خودش برگردد. بخشی از این فاصله هم به نگاههای سطحی یا حتی خرافی برمیگردد؛ نگاهی که میگوید «همین قدر که چند ساعت گرسنه و تشنه باشیم، کافی است و خدا قبول میکند»، بدون اینکه فرد به هدف و فلسفه روزه فکر کند؛ لذا برای ترمیم این فاصله باید به پرسشها پاسخ داده شود و به صورت جدی برای اصلاح نگاهها، آموزش درست و بازگرداندن معنای واقعی رمضان اقدام جدی کرد.
چطور میتوان آموختههای حاصل از این ماه و حال وهوای آن را پایدار کرد؟
نباید انتظار داشته باشیم همه ماههای سال مثل رمضان باشند. رمضان یک موقعیت ویژه و یک فرصت خاص است که خداوند برای رشد انسان فراهم کرده است. امکاناتی که در این ماه وجود دارد، در ماههای دیگر به این شکل نیست، بنابراین نباید دنبال یک حالت دائمی غیرواقعی باشیم. ولی این به معنای رها کردن دستاوردهای رمضان نیست. وقتی انسان محبت خدا را میچشد، وارد مهمانی خدا میشود و از این فضا لذت میبرد، میتواند یک تصمیم عملی و ماندگار بگیرد. قرارهم نیست کارهای خیلی بزرگ و سخت تعریف کنیم. کافی است هرکس با خودش یک قرار کوچک بگذارد. مثلاً اگر یک ضعف اخلاقی دارد، تصمیم بگیرد فقط روی همان یک مورد کار کند یا بگوید تا رمضان آینده مراقب زبانم باشم. یا اگر کاری خوب بوده که قبلاً به آن عادت نداشته، مثل شرکت در نماز جمعه یا یک عبادت مشخص با خودش قرار بگذارد که هفتهای یکبار آن را انجام دهد. یا حتی یک کار بد کوچک که به آن عادت داشته را کنار بگذارد، یا یک کار خوب کوچک را به عادت تبدیل کند. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «کار کم، اما مداوم، بهتر از کار بزرگِ مقطعی است که ادامه نداشته باشد» ماه رمضان فرصتی است که خداوند کمک بیشتری میکند، رحمتش گستردهتر است و زمینه برای تغییر فراهمتر است. انسان میتواند از همین ماه شروع کند و آن تصمیم کوچک را تا رمضان سال آینده ادامه دهد. سال بعد هم یک قدم دیگر، یک صفت خوب دیگر و همینطور آرام و پیوسته جلو برود. اگر این مسیر را درست طی کنیم، انشاءالله به آن مقصدی که خداوند از ما خواسته، نزدیکتر میشویم.
بعضی میگویند، طبق روایات، شیطان در ماه رمضان به غل و زنجیر کشیده میشود، پس چرا در این ماه، هم گناه و هم رفتارهای نادرست دیده میشود؟ این روایات را چطور باید فهمید؟
این سؤال، سؤال دقیقی است و در جواب باید گفت، وقتی گفته میشود شیطان در ماه رمضان به غل و زنجیر کشیده میشود، چند احتمال قابل طرح است. احتمال اول اینکه همه شیاطین به غل و زنجیر کشیده نمیشوند. شیاطین هم مثل انسانها، دستهبندی و مراتب مختلف دارند. در قرآن و متون دینی، از گروههای متفاوتی از شیاطین نام برده شده است. بنابراین اینکه تصور کنیم همه شیاطین بدون استثنا کاملاً مهار میشوند، برداشت دقیقی نیست. ممکن است بخشی از آنها یا بخش زیادی از آنها محدود شوند، اما رأس این جریان شیطانی، یعنی ابلیس و جریانهای اصلی، همچنان فعالیت خودشان را دارند. احتمال دوم که به نظر میرسد برداشت دقیقتری باشد، این است که «به غل و زنجیر کشیده شدن» به معنای تعطیل شدن کامل شیطان نیست. این تعبیر بیشتر ناظر به محدود شدن قدرت و آزادی عمل اوست. در ماه رمضان، به واسطه رحمت ویژه الهی، روزهداری، عبادتها و نزدیکتر شدن مؤمنان به خدا، دست و بال شیطان بستهتر میشود. آن قدرت و نفوذی که در شرایط عادی دارد، در این ماه کمتر میشود. اما این به معنای زندانی شدن کامل یا از کار افتادن صددرصدی او نیست. شیطان همچنان در کمین است و همچنان تلاش خودش را میکند، فقط شرایط برای او سختتر میشود. بنابراین، این روایات قرار نیست ما را غافل کند، بلکه برعکس، یادآوری میکند که اگر در این ماه هم مراقب نباشیم، شیطان هرچند با محدودیت، باز هم میتواند اثر بگذارد. وظیفه انسان در ماه رمضان، هوشیاری بیشتر و استفاده حداکثری از این فرصت ویژه است.