کد خبر: 1343936
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
‌محسن سلگی‌

بیانات رهبر انقلاب اسلامی در آغاز دهه فجر را می‌توان متنی دانست که فراتر از هشدار نظامی، حامل یک «منطق سیاسی بازدارنده» است؛ منطقی که در آن، انقلاب اسلامی و مقاومت دو مقوله جدا از هم نیستند، بلکه یک کل واحد را می‌سازند. در این خوانش، جنگ محتمل امریکا علیه ایران، نه یک رخداد تصادفی بلکه پیامد اجتناب‌ناپذیر تقابل دو منطق متضاد قدرت است. 
‌در نظریه‌های کلاسیک قدرت، از هابز تا رئالیسم تهاجمی، دولت‌ها زمانی وارد تقابل می‌شوند که منافع حیاتی‌شان تهدید شود. رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه مسئله اصلی امریکا «بلعیدن ایران» است، نزاع را از سطح اختلافات سیاسی یا حقوق بشری خارج می‌کنند و به سطح نزاع بر سر سلطه ساختاری و حیات وجودی ارتقا می‌دهند. 
‌در چشم‌انداز فوق، انقلاب اسلامی همان لحظه‌ای است که ایران از وضعیت «دولت پیرامونی قابل بلع» خارج می‌شود؛ و مقاومت، ادامه طبیعی همین خروج است. بنابراین جنگ، واکنش قدرت مسلط به گسست انقلابی است؛ سپس پاسخ به رفتار‌های مقطعی. 
‌در نظریه‌های نوواقع‌گرایانه، بازدارندگی فراتر از جنبه نظامی، ترکیبی از اراده، مشروعیت و هزینه‌سازی است. تأکید رهبر انقلاب بر حضور میلیونی مردم، بر امید جوانان و بر استمرار فتنه‌ها، دلالت مهمی دارد که آن دلالت این است که ستون اصلی بازدارندگی ایران، جامعه سیاسی بسیج‌شده است. اینجا مقاومت بس بالاتر از مقاومت مسلح، به معنای تبدیل مردم به عامل محاسبه‌گر در ذهن دشمن است. این دقیقاً همان چیزی است که نظریه‌های «قدرت نرمِ سخت‌شده» بر آن تأکید دارند. هشدار صریح درباره «جنگ منطقه‌ای» را می‌توان در چارچوب نظریه امنیت شبکه‌ای فهم کرد. در این نظریه، بازیگر انقلابی که در یک منطقه نفوذ هنجاری و ایدئولوژیک دارد، دیگر یک واحد منفک و منزوی نیست. بیان رهبر انقلاب در این باره، توصیف یک واقعیت ژئوپلیتیکی است که بیان می‌کند ایران انقلابی، به دلیل پیوند‌های مقاومت، به گرهی در شبکه منطقه‌ای تبدیل شده و هر ضربه به آن، کل شبکه را فعال می‌کند. این خود نوعی بازدارندگی پیشینی است. وقتی رهبر انقلاب می‌گویند فتنه‌ها ادامه خواهد داشت، در واقع به یک اصل در نظریه‌های انقلاب اشاره می‌کنند که قدرت مسلط، انقلاب تثبیت‌شده را تحمل نمی‌کند. از منظر نظریه‌های ضدانقلاب، جنگ نرم، اغتشاش و حتی جنگ سخت، مراحل متفاوت یک پروژه واحد هستند. در این خوانش، مقاومت فراسوی واکنش، وضعیت دائمی یک انقلاب زنده است. انقلابی که مقاومت نکند، به دولت معمولی و قابل هضم تبدیل می‌شود و به اصطلاح وارد دوره ترمیدور با استحاله می‌گردد. 
‌نکته مهم دیگر، تمایز اخلاقی است که رهبر انقلاب میان «ما شروع‌کننده نیستیم» و «پاسخ قاطع خواهیم داد» ترسیم می‌کنند. این منطق، همزمان با نظریه جنگ عادلانه و با اخلاق انقلابی و الهی سازگار است. 
‌در این لحظه و نقطه، مقاومت، قابل فروکاست و کاهش به ماجراجویی و نیز انفعال نیست، بلکه کنش مسئولانه در برابر تهدید وجودی است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که انقلاب، مشروعیت دفاعی خود را بازتولید می‌کند. 
‌در مجموع، بیانات رهبر انقلاب نشان می‌دهد که احتمال جنگ امریکا علیه ایران، تابعی از ماهیت انقلابی نظام است و پاسخ ایران نیز نه یک واکنش احساسی، بلکه برآمده از یک منطق سیاسی ریشه‌دار، دینی، فلسفی، هستی‌شناسانه و الهی و انسانی است که تا حدی با نظریه‌های قدرت، انقلاب و بازدارندگی قابلیت توضیح و تبیین دارد. در این منطق، انقلاب بدون مقاومت قابل بقا نیست و مقاومت بدون انقلاب، معنای سیاسی خود را از دست می‌دهد. اگر جنگی از سوی امریکا علیه ما رخ دهد، این جنگ آغاز یک مسیر تازه نیست، بلکه ادامه طبیعی نزاعی است که از ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ آغاز شده و همچنان در سطوح مختلف ادامه دارد.

برچسب ها: مقاومت ، دهه فجر ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار