امیرحسین ثقفی در هفتمین تجربهکارگردانی خود با فیلم «زندگی کوچککوچک» سراغ جهان کودکی میرود جوان آنلاین: امیرحسین ثقفی در هفتمین تجربهکارگردانی خود با فیلم «زندگی کوچککوچک» سراغ جهان کودکی میرود؛ جهانی که در نگاه نخست، میتواند بستری ناب برای پرداختن به مفاهیمی همچون رؤیا، تنهایی و رهایی باشد. با این حال، آنچه در نهایت بر پرده ظاهر میشود، اثری شاعرانه، اما ناهماهنگ است؛ فیلمی که میان فرم و روایت سرگردان مانده و نتوانسته از دل ایده درخشان خود، تصویری ماندگار بیافریند.
در جستوجوی معنای تنهایی
روایت فیلم از دل پرسشی انسانی برمیخیزد: وقتی نمیتوان تنهایی را با کسی تقسیم کرد، چه باید کرد؟ ثقفی پاسخ را در پناه بردن به رؤیا جستوجو میکند؛ رؤیایی که نه بهعنوان فرار از واقعیت، بلکه راهی برای معنا دادن به آن تجلی مییابد. «زندگی کوچککوچک» تلاش دارد جهان ذهنی کودکان را بهانهای کند برای بازنمایی انزوای جامعه امروز؛ جامعهای که در آن پیوندها گسسته و زبانها خاموش ماندهاند.
فیلم با تصویری نمادین از تابلوی «قربانی شدن حضرت اسماعیل (ع)» آغاز میشود و به تدریج ارجاعات خود به سینمای کیارستمی را آشکار میکند، بهویژه با یادآوری صحنههایی از «خانه دوست کجاست؟» و شخصیت زنی که سخن نمیگوید. این سکوت، بازتابی از وضعیت اجتماعی امروز ماست؛ جامعهای که در برابر خشونت و سردی روزگار، صدایش را از دست داده است. ثقفی در این اثر بیش از هر زمان دیگری کوشیده است از سینمای کیارستمی و مؤلفههای شاعرانه آن وام بگیرد. دوربین اغلب ثابت است یا حرکاتی نرم و همراه دارد؛ قابها دقیق طراحی شده و هر تصویر مانند نقشی از یک تابلوست. فرم در این فیلم، بر محتوا چیره میشود، بهگونهای که دقت در میزانسن و قاببندی، از نقاط قوت شاخص اثر به شمار میآید. با این حال، در سوی مقابل، فیلمنامه از ضعف درام و ریتمی کند رنج میبرد. روایت بهجای پیشرفت داستانی، بر ملودی تصاویر و ضرباهنگ بصری تکیه دارد. کنشها و واکنشها باورپذیر نیستند و حضور نابازیگران هرچند در خدمت واقعگرایی موجب شده بار احساسی سکانسها بهخوبی منتقل نشود. در نتیجه، تماشاگر بهجای درگیری با مضمون، از فضای درام فاصله میگیرد.
«زندگی کوچککوچک» سینمایی است فرمگرا و شاعرانه که در تلاش برای رسیدن به تراژدی نمادین، در روایت دچار گسست میشود. با وجود کارگردانی دقیق و تسلط ثقفی بر زبان تصویر، فیلم به دلیل ضعف در فیلمنامه و ریتم، نتوانسته به اثری تأثیرگذار بدل شود.
در نهایت میتوان گفت، ثقفی در این فیلم بیش از آنکه راوی داستانی از تنهایی باشد، ناظر زیباییشناسی لحظاتی است که در نگاه اول ناچیز، اما در ذات خود پرمعنا هستند. «زندگی کوچککوچک» تجربهای بصری و قابل تأمل است، اما از منظر روایت و درگیری مخاطب، نتوانسته در حافظه سینمای ایران جایگاهی ماندگار بیابد.