در بزنگاههای تاریخی، تهدید واقعی همیشه از جایی میآید که انتظارش نمیرود. گاهی نه از لوله توپ، بلکه از تیتر روزنامه. نه با زبان تهدید، بلکه با واژگانی آراسته به «عقلانیت» و «اصلاح». تجربه امنیت ملی ایران بارها نشان داده که دشمن، پس از ناکامی در میدان سخت، تمرکز خود را بر بازتعریف مفاهیم و جابهجایی خطوط قرمز میگذارد.
طرح دوباره بحث «ادغام ارتش و سپاه» دقیقاً در چنین بستری قابل فهم است. نه بهعنوان یک پیشنهاد فنی، بلکه بهمثابه یک کنش ادراکی در زمانی که بازدارندگی ایران در بالاترین سطح خود قرار دارد. پرسش اصلی این نیست که ارتش و سپاه چگونه میتوانند هماهنگتر باشند؛ این پرسش سالهاست پاسخ داده شده. پرسش این است که چرا یک موضوع مختومه، خارج از مجاری رسمی و در سطح افکار عمومی بازتولید میشود؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، طبق اصل ۱۵۰ قانون اساسی، نهادی عادی یا قابل جایگزینی نبوده و هیچ تداخلی با سایر نیروهای مسلح ندارد. این نهاد، بخشی از «هویت امنیتی» جمهوری اسلامی است؛ همانگونه که ارتش، ستون «دفاع کلاسیک و حاکمیتی» کشور است. تمایز مأموریتها، نه نشانه تفرقه، بلکه راز بقا و کارآمدی این مدل بوده است. مدلی که در سختترین شرایط، از جنگ تحمیلی تا جنگ ترکیبی امروز، کارنامهای بس درخشان ارائه داده است.
واقعیت این است که وحدت نیروهای مسلح ایران، نه مسیر غیرعقلانی و دشمنپسند «ادغام سازمانی»، بلکه از مسیر فرماندهی واحد، مأموریتهای مکمل و اعتماد متقابل نهادی شکل گرفته است. هرگونه اصلاح در تقسیم کار، اگر لازم باشد، تنها در صلاحیت ستاد کل نیروهای مسلح و تحت تدبیر فرماندهی کل قواست؛ نه تیترسازی رسانهای.
خطر اصلی طرح چنین مباحثی، ایجاد دوقطبی اجتماعی میان دو نهادی است که هر دو سرمایه ملی و بنیادین نظامند. ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه رقیب که دو بال یک پروازند. القای تضاد میان آنها، دقیقاً همان پروژهای است که اتاقهای فکر معاند سالها روی آن کار کردهاند. در شرایطی که امریکا آشکارا زبان تهدید بهکار میگیرد و آرایش نظامی خود را تغییر میدهد، جامعه ایران بیش از هر زمان نیازمند پیامهای اطمینان بخش است، نه بازکردن بحثهایی که میتواند سوءبرداشت خارجی و التهاب داخلی ایجاد کند. بازدارندگی، پیش از آنکه محصول موشک باشد، محصول انسجام ادراکی است. سپاه، با حفظ هویت انقلابی و مأموریتهای خاص خود، یکی از ارکان این بازدارندگی است؛ همانگونه که ارتش، با ساختار حرفهای و کلاسیک، ضامن تمامیت ارضی کشور است. تضعیف هرکدام، تضعیف کل نظام است.
جمعبندی کاملاً روشن است: امروز زمان حساسیت است، نه سادهانگاری. زمان تقویت اعتماد نهادی است، نه آزمونهای پرهزینه رسانهای. هر صدایی که ناخواسته شکاف میسازد، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، باید با دقت، مسئولیت پذیری و هوشیاری پاسخ داده شود. امنیت ملی، میدان آزمون و تجربه احزاب سیاسی نیست؛ میراثی است که با خون حفظ شده و با عقل باید پاسداری شود.