از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است. جوان آنلاین: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
به گزارش مهر، رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
رسانههای غربی با اشاره به بنبست در مذاکرات پاکستان بین ایران و آمریکا به بررسی سناریوهای پیش رو در این زمینه پرداختند. بر اساس این ارزیابی ها که توسط رسانه های مطرح غربی از جمله نیویورک تایمز، واشنگتن پست، آی پیپر و تلگراف تهیه شده، مذاکرات مستقیم بین آمریکا (به عنوان شیطان بزرگ) و ایران در اسلام آباد پایتخت پاکستان، پس از ۲۰ ساعت بحث فشرده، بدون توافق به پایان رسید و راه را برای مرحله ای مبهم باز کرد که گزارش های غربی آن را «بن بست استراتژیک» توصیف کردند.
نشریه های نیویورک تایمز، واشنگتن پست و تلگراف همگی توافق داشتند که شکست این دور از مذاکرات تعجب آور نبود، چرا که شکاف عمیقی در مواضع دو طرف، به ویژه در مورد برنامه هسته ای ایران و آینده ترتیبات امنیتی در منطقه وجود دارد.
مذاکرات از طرف آمریکایی توسط جی.دی. ونس معاون رئیس جمهور هدایت میشد. وی پس از پایان گفتگوها تأکید کرد که کشورش نتوانسته است به هیچ پیشرفتی دست یابد. او گفت: ما نتوانستیم به وضعیتی برسیم که ایران آماده پذیرش شرایط ما باشد!
بر اساس این گزارش، مهمترین نقاط اختلاف شامل اصرار واشنگتن بر پایان کامل برنامه هسته ای ایران، در مقابل اصرار تهران بر حق خود برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم و امتناع از دست کشیدن از توانایی های استراتژیک خود است. این اختلافات همچنین شامل پرونده های دیگری مانند کنترل تنگه هرمز، لغو تحریم های اقتصادی اعمال شده بر ایران، آزادسازی دارایی های مسدود شده ایران و غرامت های مربوط به جنگ، بعلاوه درخواست ایران برای آتش بس در لبنان بود.
این روزنامه ها معتقدند که دولت ترامپ با گزینه های «ناخوشایندی» مواجه خواهد بود که بین ورود به مذاکرات طولانی و پیچیده یا بازگشت به جنگ، یا تلاش برای مدیریت بحران بدون راه حل ریشه ای، در نوسان است.
به نوشته این منابع رسانه ای، از سرگیری درگیری ها می تواند بحران انرژی در جهان را بویژه با توجه به ارتباط درگیری ها با تنگه هرمز تشدید کند. واشنگتن پست در رابطه با این مذاکرات نوشت که این دور، بالاترین سطح تماس مستقیم بین دو کشور در دهه های اخیر را نشان می داد، اما بدون هیچ پیشرفت ملموسی به پایان رسید، در حالی که به صورت تئوریک، درها برای از سرگیری گفتگوها باز ماند.
روزنامه انگلیسی آی پیپر نیز اشاره کرد که آتش بس با توجه به ادامه تنش های میدانی همچنان شکننده است که این روند می تواند هر فرصتی را برای موفقیت مسیر دیپلماتیک تضعیف کند.
سناریوهای پیش رو
روزنامه تلگراف انگلیس ۳ سناریوی اصلی را تحولات آینده مطرح کرد:
اول: از سرگیری مذاکرات در آینده
بنا به تحلیل این روزنامه، خروج هیئت آمریکایی ممکن است یک گام تاکتیکی برای وادار کردن ایران به دادن امتیازات بعدی باشد، اما این روزنامه هشدار می دهد که این مسیر ممکن است به طولانی شدن بحران و تکرار وضعیت بن بست فعلی منجر شود.
دوم: بازگشت به تنش نظامی
این سناریو شامل از سرگیری گسترده جنگ یا انجام عملیات محدود، به ویژه در تنگه هرمز است. خطرات این سناریو برای واشنگتن در این است که می تواند بازارهای جهانی انرژی را مختل کرده و نرخ تورم را افزایش دهد، و باعث گسترش فشارهای سیاسی داخلی بر دولت آمریکا شود.
سوم: پایان جنگ بدون توافق
تلگراف می افزاید که رئیس جمهور آمریکا ممکن است عملیات نظامی را بدون دستیابی به توافق رسمی پایان دهد که این گزینه به معنی عقب نشینی آمریکا تفسیر می شود.
به نوشته این روزنامه های غربی، نتایج این دور به یک واقعیت پیچیده منجر شده است. این در حالی است که آمریکا خواستار جنگ طولانی و پرهزینه نیست و ایران از دادن امتیازات اساسی خودداری می کند.
نیویورک تایمز در گزارشی تحلیلی به تشریح چهار پیامد راهبردی جنگ شش هفته ای دونالد ترامپ علیه ایران پرداخت که جایگاه ایالات متحده را در سطح بین المللی تضعیف کرده است.
نخست، نیویورک تایمز به افزایش نفوذ ایران بر اقتصاد جهانی از طریق کنترل تنگه هرمز اشاره می کند و می افزاید که با وجود آتش بس، جمهوری اسلامی ایران همچنان تردد در این آبراه را محدود نگه داشته و عملاً از آن به عنوان یک اهرم دیپلماتیک استفاده می کند.
دومین ضربه به توان نظامی آمریکا وارد شده است. به نوشته نیویورک تایمز، پنتاگون بخش قابل توجهی از ذخایر تسلیحاتی راهبردی خود از جمله موشک های تاماهاوک و پاتریوت را مصرف کرده و جایگزینی آنها سالها زمان خواهد برد. همچنین این جنگ آسیب پذیری ارتش آمریکا در برابر تاکتیک های نامتقارن و کم هزینه را آشکار ساخت.
سومین مورد، تضعیف اتحادهای واشنگتن است. این گزارش تصریح می کند که متحدان کلیدی آمریکا از جمله ژاپن، کره جنوبی و کشورهای اروپای غربی از همراهی با این جنگ خودداری کرده و اکنون در پی تقویت روابط مستقل از واشنگتن هستند.
چهارمین عقب گرد نیز به تضعیف اقتدار اخلاقی آمریکا اختصاص دارد. نیویورک تایمز تهدیدهای دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع، به نابودی تمدن ایران و بی ر حمی کامل را مصداق نقض آشکار حقوق بین الملل و تضعیف رهبری اخلاقی آمریکا در جهان دانست.
روزنامه گاردین در مقاله ای به قلم جودیت لوین، رویکرد دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در قبال جنگ علیه ایران را به یک «بازی» خطرناک تشبیه کرد. به نوشته این روزنامه، ترامپ با تهدید به نابودی تمدن ایران و سپس اعلام آتش بس، عملاً این توهم را ترویج می کند که تهدید به نسل کشی ابزاری کارآمد در دیپلماسی است.
گاردین با اشاره به سخنان هگست در نشست خبری کاخ سفید، تصریح می کند که وی ضمن برشمردن اهداف منهدم شده نظامی و غیرنظامی ایران، با افتخار از «ویران کردن کارخانه ها» سخن گفت و حتی تهدید کرد که در صورت عدم پذیرش شروط آمریکا، نیروگاه ها و پل ها هدف بعدی خواهند بود؛ اهدافی که تخریب عمدی آنها مصداق جنایت جنگی است.
این گزارش می افزاید علیرغم ادعای پنتاگون مبنی بر دستیابی به تمامی اهداف، شواهدی دال بر نابودی توان هسته ای ایران وجود ندارد. در پایان، این نشریه انگلیسی به تناقض گویی های ترامپ درباره توافق آتش بس و ادامه حملات رژیم صهیونیستی به لبنان اشاره کرده و آینده این آتش بس را شکننده توصیف نمود.
واشنگتن پست در گزارشی اذعان داشت که ایالات متحده طی یک سال اخیر دو بار توسط رقبای خود تحقیر شده است؛ نخست چین با بهره گیری از سلطه بر مواد معدنی نادر و سپس جمهوری اسلامی ایران با بستن تنگه هرمز. این رسانه آمریکایی تصریح کرد که واشنگتن زمانی در عرصه جنگ اقتصادی یکه تاز بود، اما اکنون دیگر کشورها نیز نقاط اتکای اقتصادی آمریکا را شناسایی کرده و از آن به عنوان اهرم فشار استفاده میکنند.
به نوشته واشنگتن پست، وزارت خزانه داری آمریکا پیش از آغاز جنگ هیچ تحلیلی از پیامدهای احتمالی این مناقشه بر بازار انرژی انجام نداده بود و به همین دلیل در برابر اقدام ایران غافلگیر شد. این گزارش می افزاید با وجود آتش بس شکننده، حدود ۳۲۰۰ شناور از جمله ۸۰۰ نفتکش همچنان در خلیج فارس سرگردان هستند و ایران با دریافت عوارض، اجازه عبور محدود به برخی کشتیها را میدهد.
در ادامه این گزارش به نقل از مدیر یک شرکت تولیدکننده محصولات کشاورزی در فلوریدا آمده است که افزایش ۳۰ درصدی قیمت سوخت، بهای تمام شده کالاها از کود شیمیایی تا موز را به شدت افزایش داده و جهان با بحرانی به وسعت رکود بزرگ مواجه است. واشنگتن پست در پایان خاطرنشان ساخت که کشورهای وابسته به تنگه هرمز اکنون به دنبال یافتن مسیرهای جایگزین برای کاهش آسیب پذیری خود هستند.
بی بی سی در گزارشی از درون کنفرانس های خبری پنتاگون به بررسی میزان تحقق اهداف اعلامی واشنگتن در جنگ شش هفته ای علیه ایران پرداخت. این رسانه با اشاره به ادعای پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، مبنی بر «پیروزی قاطع نظامی»، تصریح کرد که شواهد چندانی دال بر دستیابی آمریکا به اهداف اصلی خود وجود ندارد
به نوشته بی بی سی، هدف اصلی دونالد ترامپ مبنی بر محروم سازی ایران از توانایی توسعه سلاح هسته ای محقق نشده و جمهوری اسلامی ایران همچنان ذخایر اورانیوم با غنای بالا را در اختیار دارد. همچنین هدف تغییر حکومت که در نخستین روزهای جنگ اعلام شده بود، با انتصاب آیت الله مجتبی خامنه ای به رهبری نظام به شکست انجامیده است.
این گزارش می افزاید که ادعای نابودی کامل زرادخانه موشکی و پهپادی ایران با ارزیابی های فاش شده اطلاعاتی مورد تردید قرار دارد. بی بی سی همچنین به هزینه های سنگین این جنگ برای آمریکا اشاره کرد؛ از جمله کشته شدن ۱۳ نظامی، مصرف انبوه مهمات راهبردی، و ایجاد شکاف سیاسی عمیق در میان هواداران ترامپ. در پایان، این رسانه انگلیسی به سوالات بی پاسخ درباره حمله هوایی به مدرسه ای در میناب که منجر به کشته شدن ۱۶۸ غیرنظامی شد، اشاره نمود.
رسانههای عربی و منطقهای
الجزیره با پوشش گسترده تحولات مربوط به شکست مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان نوشت: پاکستان و استرالیا پس از پایان مذاکرات مستقیم بین آمریکا و ایران در اسلام آباد که با عدم توافق پایان یافت، از ایالات متحده و ایران خواستند که آتشبس را رعایت کنند.
اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، روز یکشنبه گفت: ضروری است که هر دو طرف به تعهد خود به آتشبس پایبند باشند» و تأکید کرد که کشورش «به نقش خود به عنوان میانجی ادامه خواهد داد و برای تسهیل گفتگو بین ایران و ایالات متحده در روزهای آینده تلاش خواهد کرد. پنی وانگ، وزیر امور خارجه استرالیا، نیز پس از پایان مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد، خواستار حفظ آتشبس در خاورمیانه شد.
وانگ در بیانیهای گفت: اولویت اکنون باید ادامه آتشبس و بازگشت به مذاکرات باشد.» وی افزود: پایان مذاکرات اسلام آباد بین ایالات متحده و ایران بدون توافق ناامیدکننده است.
روزنامه القدس العربی با انتشار مقاله ای از وال استریت ژورنال با طرح این سوال که چرا ایالات متحده نتوانسته نظام ایران را سرنگون کند، نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور، بارها ادعا کرده است که نفس های آخر نظام جمهوری اسلامی به شماره افتاده است. این اظهارات در نهایت در بیانیه سهشنبه شب خود مبنی بر نابودی تمدن ایران، به اوج خود رسید.
با این حال، نظام ایران بیش از یک ماه در برابر بمباران بیوقفه قدرتمندترین ارتش جهان مقاومت کرد تا اینکه به توافق آتشبس با ایالات متحده دست یافت، توافقی که در نهایت ممکن است به ایران اجازه دهد نفوذ خود را بر یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان حفظ کند.
این روزنامه تاکید کرد ایران همچنان علیرغم تلفات سنگین غیرنظامیان، ترور اکثر رهبران و خسارات شدید اقتصادی، سر جای خود باقی مانده است.
در واقع، اگر ایران از جنگ جان سالم به در ببرد و قدرت خود را در داخل کشور تقویت کند، احتمالاً پس از آن مصممتر خواهد شد تا ایالات متحده را به چالش بکشد.
المیادین در گزارشی به نقل از نیویورک تایمز نوشت: تصمیم ترامپ برای حمله به ایران تصمیمی "بیملاحظه" بود که به تهران نفوذ جهانی بیسابقهای بخشیده و در مقابل، جایگاه آمریکا را تضعیف کرده است.
هیئت تحریریه نیویورک تایمز با انتقاد شدید از سیاستهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تصمیم او برای حمله به ایران در 28 فوریه را "بیملاحظه" توصیف کرد که ایالات متحده را در آستانه یک "شکست استراتژیک تحقیرآمیز" قرار میدهد.
در این گزارش آمده است: ترامپ بدون مجوز کنگره یا حمایت متحدان، جنگ را آغاز کرد و توجیهات سستی ارائه داد. او توضیح نداد که چرا معتقد است این "تلاش سادهلوحانه برای تغییر رژیم" بهتر از تلاشهای قبلی ایالات متحده در عراق، افغانستان و جاهای دیگر به پایان خواهد رسید.
این سیاست ترامپ، واشنگتن را با واقعیتی تلخ روبرو کرده است و مهمترین ضربه به ایالات متحده و جهان، نفوذ فزایندهای است که ایران بر اقتصاد جهانی اعمال کرده است. کوتهبینی ترامپ در مورد تنگه هرمز، نقص جدی عملیات ترامپ را آشکار کرد که فاقد هر گونه برنامه ریزی برای مقابله با واکنش ایران، یعنی بستن تنگه هرمز است که 20 درصد از نفت جهان از آن عبور میکند.
مصطفی کایا نماینده مجلس و نویسنده روزنامه ملی ترکیه نوشت: نتانیاهو در حالی رؤیای نابودی ایران با استفاده از قدرت آمریکا و تقویت جایگاه خود در خاورمیانه را در سر میپروراند که اکنون با وضعیتی روبهرو شده که هرگز انتظارش را نداشت. با وجود همه حملهها، آمریکا نتوانست مقاومت ایران را بشکند. کاخ سفید پس از ۴۱ روز مجبور شد پای میز مذاکره بنشیند. به این ترتیب، تلآویو از جنگ «آمریکا ـ ایران» که مدتها انتظارش را میکشید هیچ دستاوردی بهدست نیاورد و اکنون در برخی ابعاد، دستورکارش از واشنگتن جدا شده است. با وجود همه جار و جنجالهای نتانیاهو، آمریکا موضعی در حمایت از آتشبس و مذاکرات اتخاذ کرده است؛ یا بهتر بگوییم، به این مسیر مجبور شده است.
رسانههای چین و روسیه
خبرگزاری شینهوای چین، نشست اسلام آباد را «بدون پیشرفت، بدون توافق، اما نه فروپاشی کامل» توصیف کرد و نوشت: دو اختلاف اصلی عبارت بودند از عدم پذیرش حق غنیسازی ایران برای اهداف صلحآمیز توسط آمریکا و اصرار ایران بر حفظ کنترل کامل تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار.
همچنین پنج دلیل دیگر برای عدم توافق عبارتند از:
۱. مواضع کاملاً متضاد در مسائل کلیدی (از جمله غرامت جنگی، آزادی نامشروط داراییها و آتشبس کامل در کل محور مقاومت).
۲. انتظارات متفاوت: آمریکا به دلیل فشارهای داخلی (افزایش قیمت سوخت، ترس از دست رفتن کنگره در انتخابات میاندورهای) به دنبال توافق سریع برای «خروج شرافتمندانه» از جنگ است، اما ایران خواهان تضمینهای بلندمدت امنیتی است و عجله ندارد.
۳. باور به باقی ماندن گزینههای نظامی: هر دو طرف همزمان با مذاکره، نیروهای خود را در منطقه افزایش میدهند.
۴. نقش اسرائیل: اسرائیل خواهان توقف مذاکرات است و در حین گفتوگوها به حملات خود به متحدان ایران (مثل حزبالله) ادامه داد.
۵. بیاعتمادی عمیق: به گفته ایران، «پس از ۴۰ روز جنگ تحمیلی، فضای مذاکره پر از بدگمانی بود و نباید انتظار توافق در یک جلسه را داشت».
در پایان، تحلیلگران هشدار میدهند که آتشبس فعلی شکننده است و با شکست مذاکرات، احتمال از سرگیری و تشدید جنگ بسیار بالاست.
راشاتودی در تحلیلی با اشاره به تصمیم آمریکا برای خودداری از تشدید حداکثری درگیری علیه ایران، سه نتیجه مهم میگیرد:
اول اینکه قدرتهای بزرگ زمانی که منافع حیاتیشان مستقیماً در خطر نباشد، محدودیت های عملکردی دارند. دوم اینکه، سیاست بینالملل همچنان به سمت روند خطرناکی به پیش میرود. سوم، آمریکا نشان داد که «تضمینهای امنیتی» اش مشروط و محدود است و برای حفاظت از متحدانش تا هر جایی پیش نخواهد رفت.
نکته دوم از نظر نویسنده اینکه، آمریکا به این نتیجه رسید که این بازی ارزش هر کاری برای کسب پیروزی را ندارد. برخلاف بمباران اتمی ژاپن در سال ۱۹۴۵ که موجب تحقق اهداف استراتژیک حیاتی شد، در مورد ایران چنین ضرورتی وجود نداشته است. اما این عقبنشینی هزینههایی دارد: اعتماد اروپاییها (به ویژه کشورهای حاشیه غربی روسیه مانند فنلاند و کشورهای بالتیک) به حمایت بیقیدوشرط آمریکا دیگر مطلق نیست.
در نهایت، ترامپ و تیمش بیش از اینکه سیاستمدار باشند، بازرگان و کاسب هستند؛ شعارهای آخرالزمانی میدهند اما در عمل وقتی هزینه تشدید درگیری زیاد شود، آماده مصالحهاند. این الگو تا زمانی ادامه مییابد که آمریکا یا نقش جهانی کاهشیافته خود را بپذیرد یا خود را در موقعیت ضعیفتری بیابد. تنها در آن نقطه که هزینههای عدم اقدام از ریسک تشدید نبرد بیشتر شود، محاسبات تغییر خواهد کرد. اما در آن هنگام، عواقب حاصل شده دیگر مهارشدنی نخواهد بود.
اسپوتنیک در تحلیلی در مورد ماراتن آمریکا و ایران در اسلامآباد نوشت: این مذاکرات پس از ۲۱ ساعت به بنبست انجامید. مهمترین موانع توافق، اختلاف نظر برسر بازگشایی تنگه هرمز، حفظ حق غنیسازی اورانیوم برای ایران و برخی مسائل دیگر بود. معاون رئیسجمهور آمریکا گفت ایران «شرایط ما از جمله تعهد به عدم توسعه سلاح هستهای را نپذیرفت» و آمریکا «آخرین و بهترین پیشنهاد خود» را ارائه کرد. اما ایران خواستههای آمریکا را «بیش از حد» توصیف کرد و سخنگوی وزارت خارجه ایران تأکید کرد که «نباید انتظار داشت در یک جلسه به توافق برسیم» و قول ادامه تلاش برای نزدیک کردن دیدگاهها را داد.
رسانههای رژیم صهیونیستی
وای نت نیوز اسرائیل در تحلیلی نوشت: مذاکرات آمریکا و ایران در اسلامآباد بدون توافق پایان یافت؛ اما درها برای دیپلماسی باز ماند. دلیل اصلی اختلاف، برنامه هستهای ایران است. معاون رئیسجمهور آمریکا گفت ایران از تعهد به عدم تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای خودداری کرده است. فعلا دو طرف به آتشبس دو هفتهای پایبندند و تمایل به ادامه مسیر دیپلماتیک دارند. پاکستان از دو طرف خواست به آتشبس احترام بگذارند. اما در اسرائیل، مقدمات حمله احتمالی در مقیاس وسیع به زیرساختهای ایران در صورت شکست کامل دیپلماسی در حال انجام است. این مذاکره به توافق منجر نشد، اما هیچیک از طرفین در را به روی انجام دور بعدی مذاکرات نبسته است.
هاآرتص در تحلیلی با عنوان جنگی که بهعنوان «تغییر نظام کامل» فروخته شد، به بنبست انجامید، با اشاره به گزارش «عملیات شیر غران» که اهداف آن سرنگونی نظام ایران، حذف برنامه هستهای و خنثیسازی موشکهای بالستیک بود، نوشت: اعلام آتشبس پیش از تحقق هر یک از این اهداف، نشان میدهد که منبع ناشناس گزارشدهنده، خوب میدانسته چه میکند. در مقابل، ترامپ با اعتیاد به رسانه و جسارت در دروغگویی، اکنون مدعی «پیروزی کامل» و رسیدن «روز بزرگ صلح جهانی» شده است. برخلاف دوران گذشته که دروغهای دولت آمریکا افشا میشد، امروز رئیسجمهور علناً اعلام میکند «برنده شدیم» و کسی به دروغ او اهمیتی نمیدهد.
نویسنده فرض رایج مبنی بر اینکه نتانیاهو با وجود همه شکستها باز هم در انتخابات بعدی پیروز میشود را زیر سؤال برده و می نویسد: اگرچه لیکود هنوز بزرگترین حزب است و اپوزیسیون غیرالهام بخش عمل کرده، اما محبوبیت بلوک سیاسی حامی نتانیاهو مدتهاست رشد نکرده است. ماجرای اهانت مشاور نتانیاهو به یهودیان مزراحی و واکنش تند کانال ۱۴ (رسانهای وفادار به نتانیاهو) نشان میدهد که حتی هوادارانش هم گاهی از او دلزده میشوند. تا زمانی که جنگ ادامه داشت، نتانیاهو میتوانست بگوید تحقق اهداف فقط نیاز به زمان و صبر دارد. اما حالا که ترامپ به سمت «صلح جهانی» حرکت کرده، نتانیاهو دیگر نمیتواند این کالا را تا ابد بفروشد.
هاآرتص در تحلیلی با عنوان کوتهبینی اپوزیسیون اسرائیل درباره جنگ با ایران فقط به نتانیاهو کمک میکند، با انتقاد شدید از نتانیاهو نوشت: او همه کارزارهای نظامی را باخته، دستاوردی جز فاجعه ۷ اکتبر و مشروعیّت دادن به کاهانیسم (صهیونیسم مبتنی بر فاشیسم وافراطی گری مذهبی) نداشته، و اکنون نیز جنگ با ایران را به بنبست کشانده است.
نویسنده می افزاید رهبران اپوزیسیون (یائیر لاپید، نفتالی بنت، گادی آیزنکوت، آویگدور لیبرمن و یائیر گولان) نتوانستند نادرستی استراتژیک جنگ را از همان هفته دوم تشخیص دهند. در حالی که مقامات آمریکایی تلاش کردند ترامپ را از عملیات بیپروا منصرف کنند و بسیاری از شهروندان عادی اسرائیل پوچی جنگ را فهمیدند، اپوزیسیون یا بر حاشیهها متمرکز شد (لاپید و آیزنکوت) یا با تعریف و تمجید از ارتش، چشم بر همکاری فرماندهان با فریبکاری نتانیاهو بست (گولان). تنها استثنای نسبی گولان بود که مدام از لزوم حرکت دیپلماتیک همزمان با موفقیتهای نظامی گفت.
نویسنده هشدار میدهد این کوتهبینی به نتانیاهو خط اعتباری سخاوتمندانه میبخشد تا فاجعه را «گامی ضروری در مسیری طولانی» قلمداد کند و جنگ را برای بقای سیاسی خود ادامه دهد. اکنون حتی ارتش اسرائیل پذیرفته که هدف پوپولیستی «خلع سلاح حزبالله» غیرواقعی است. وقت آن رسیده که اپوزیسیون دیگر از تاکتیک «حمایت از نتانیاهو تا وقتی توپها شلیک میکنند» دست بردارد، زیرا این تاکتیک شکست خورده است.
معاریو در مقاله ای پیش بینی کرد اختلافات آمریکا و ایران بهقدری عمیق است که به احتمال زیاد به جای دور دوم مذاکرات آنها، شاهد دور دوم جنگ خواهیم بود. آتشبس دو هفتهای ترامپ، فقط یک توقف موقت در جنگ است.
از لحظه اعلام آتشبس، دست اسرائیل در لبنان بسته شده است. حملات هوایی فقط به جنوب لبنان محدود شده و بیروت و بقاع هدف قرار نمیگیرند. حزبالله بیش از ۳۰ موشک و پهپاد شلیک کرده (از جمله به شلومی) و به حیات خود ادامه میدهد. در این شرایط، حزبالله در پناه شهرهای امن لبنان باقی میماند و امکان خلع سلاح آن توسط دولت لبنان وجود ندارد. برای اسرائیل هرگونه توافق صلح با دولت لبنان در چنین وضعیتی بیارزش است، تا زمانی که حزبالله با پشتیبانی ایران حاکم واقعی لبنان است، همچنان با در اختیار داشتن ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده و تسلط بر تنگه هرمز، برگ برنده را در دست دارد.
معاریو در مقاله ای با اشاره به انتقادات تند رهبران اپوزیسیون اسرائیل از نتانیاهو، فضای ایجادشده توسط رهبران اپوزیسیون اسرائیل (یائیر لاپید، یائیر گولان و نفتالی بنت) را نقد میکند که بلافاصله نتیجه جنگ را «شکست فاجعهبار » و «تضعیف اسرائیل» قلمداد کردند. به اعتقاد نویسنده، این اظهارات عاری از واقعبینی است؛ چراکه از نظر وی، جنگ جاری موازنه قدرت در خاورمیانه را از پایه تغییر داده است.
نویسنده تأکید میکند که اسرائیل خواهان توقف جنگ نبود و نتانیاهو نیز تلاش کرد ترامپ را به ادامه دادن نبرد متقاعد کند، اما فرمانده کل عملیات، رئیسجمهور آمریکاست و تصمیم نهایی با اوست. در مقابل، اپوزیسیون که پیشتر خواستار توقف جنگ در غزه و عقبنشینی کامل بود، اکنون خود را جنگ طلبتر از نتانیاهو نشان میدهد.
ولی هیچ برنامه جایگزین روشنی از سوی آنها ارائه نشده است. همچنین آنها به ترامپ (که آشکارا از نتانیاهو حمایت میکند) حمله میکنند؛ در حالی که ترامپ حتی حاضر است برنامه سفرش به اسرائیل را بر اساس مصلحت نتانیاهو تنظیم کند. این یک نزدیکی بیسابقه میان نخستوزیر اسرائیل و رئیسجمهور آمریکاست.