کسری شدید آبهای زیرزمینی و برداشت بیرویه، دشتها و زیرساختهای کشور را در معرض فرونشست و بحران زیستمحیطی قرار دادهاست جوان آنلاین: سالیان سال از منابع طبیعی و آبهای زیرزمینی، بیش از آنچه زمین تاب داشت، برداشت کردیم. کشاورزی، صنعت و شهرها به جای هماهنگی با ظرفیتهای طبیعی، از ذخایر پنهان کشور استفاده کردند و حالا در مقابل اینها، زمین واکنش نشان دادهاست. فرونشست در دشتها، خشکشدن رودخانهها و تالابها و گسترش بیابانها، تنها بخشی از نشانههای خشم خاموش طبیعت هستند که دیده میشود.
متأسفانه به جای آنکه هشدارهای زمین را جدی بگیریم، چشمهایمان را بستهایم و امروز به نقطهای رسیدهایم که اگر اصلاح الگوی مصرف و مدیریت منابع آغاز نشود، شاید دیگر فرصت جبران باقی نماند. کسری ۱۶۰ میلیارد مترمکعبی آب زیرزمینی، چاههایی با عمق ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر، کانونهای فعال گرد و غبار و بیش از ۱۴ میلیون هکتار اراضی در معرض بحران، به روشنی نشان میدهد که برداشت بیش از حد و مدیریت ناکارآمد منابع آب، کشور را به نقطهای شکننده رساندهاست. بیتردید پیامدهای ادامه این روند، نهتنها منابع طبیعی بلکه زندگی روزمره مردم، امنیت غذایی و زیرساختهای شهری را به شدت تهدید میکند که باید از همین حالا بدان توجه ویژهای شود.
کسری آب زیرزمینی
حسن وحید، معاون مراتع و امور بیابان سازمان منابع طبیعی، با تصویری نگرانکننده از وضعیت زیستمحیطی هشدار میدهد: «کشور در نقطهای بحرانی قرار گرفتهاست و بهرهبرداری بیش از حد از منابع طبیعی، خشکسالیهای پیدرپی، تغییرات اقلیمی و مدیریت ناپایدار منابع آب، این وضعیت را رقم زدهاند.»
به گفته او، کسری آب زیرزمینی حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب یکی از شاخصهای این بحران است و در بسیاری از مناطق، عمق چاهها به ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر رسیدهاست. این روند، فرونشست زمین را به تهدیدی جدی برای آثار تاریخی، زیرساختهای شهری و اراضی کشاورزی تبدیل کردهاست، وضعیتی که دشت اصفهان نمونهای روشن از آن به شمار میرود.
وحید با اشاره به خشک شدن رودخانهها، تالابها و آبراههها، این روند را عامل شکلگیری کانونهای فعال گرد و غبار داخلی میداند: «وسعت کانونهای بحران داخلی به بیش از ۱۴ میلیون هکتار میرسد، در کنار کانونهای خارجی که بر شرایط زیستمحیطی کشور اثرگذارند.»
او در عین حال به تجربههای موفق هم اشاره میکند: «در حوضه دریاچه نمک، از ۱۲۰ هزار هکتار کانون بحرانی، حدود ۱۰۰ هزار هکتار با اجرای طرحهای جنگلکاری مدیریت شدهاست.»
معاون سازمان منابع طبیعی مشارکت بخش خصوصی را نیز «اتفاقی بزرگ و امیدوارکننده» میداند و معتقد است همافزایی دولت، بخش خصوصی و مردم میتواند کشور را از «پیچ خطرناک زیستمحیطی» عبور دهد، هر چند این مسیر دشوار و نیازمند تصمیمهای جدی و مستمر است.
وابستگی خطرناک
آمار رسمی نشان میدهد که حدود ۵۵ درصد آب مصرفی کشور از منابع زیرزمینی برداشت میشود و در استانهای کمبارش مانند کرمان، یزد و خراسان جنوبی این رقم به ۸۰ تا ۹۰ درصد میرسد. مصرف سالانه کشور نزدیک به ۹۵ تا ۱۰۰ میلیارد مترمکعب برآورد شده که عمدتاً در بخش کشاورزی مصرف میشود. این روند باعث ایجاد بیلان منفی پایدار در آبخوانها شده که جبران آن در کوتاهمدت دشوار است.
در این رابطه، داریوش عمادی، کارشناس صنعت آب، وضعیت ایران را «فرسودگی آبی» مینامد: «سطح برداشت به حدی رسیده که حتی در سالهای پربارش نیز امکان جبران کامل کسری وجود ندارد.»
او یکی از دلایل اصلی را عدم تناسب سیاستهای توسعهای با ظرفیت منابع آبی میداند: «در بسیاری از مناطق، توسعه کشاورزی و صنعتی بدون توجه به محدودیت آب انجام شده و تعادل طبیعی حوضههای آبریز به هم خورده است. هر تصمیمی درباره آب و توسعه باید مبتنی بر آمایش سرزمین و ظرفیت واقعی منابع باشد.»
عمادی خاطر نشان میکند که حدود دو سوم دشتهای کشور در وضعیت بحرانی یا ممنوعه قرار دارند و کاهش سطح ایستابی، دسترسی به آب را سخت و پرهزینه کرده و کیفیت آن را نیز کاهش دادهاست: «این بحران تنها مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه امنیت غذایی و اقتصادی کشور را مستقیماً تهدید میکند.»
او همچنین بر ضرورت بازچرخانی و استفاده مجدد از پسابها تأکید دارد و هشدار میدهد که بحران آبتنها با محدود کردن مصرف حل نمیشود، بلکه نیازمند تغییر نگرش کلان، بازنگری در الگوی کشت، بهبود فناوریهای آبیاری و مشارکت مردم است.
پیامد فرونشست زمین
یکی از ملموسترین پیامدهای افت آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین است، بحرانی که دیگر محدود به چند دشت خاص نیست و در بسیاری از مناطق کشور قابلمشاهده است. فرونشست نتیجه مستقیم کسری مخازن آب زیرزمینی است، وقتی آبخوانها بیش از ظرفیت طبیعی تخلیه شوند، ساختار خاک فرو میریزد و این تخریب غیرقابل بازگشت است.
علیرضا کرمی، مدرس دانشگاه و دکترای مهندسی مدیریت منابع آب میگوید: «از دشتهای مرکزی ایران تا استان فارس، نشانههای واضحی از ناپایداری زمین دیده میشود. ریشه اصلی فرونشست بحران آب و مدیریت ناپایدار منابع است.»
او با اشاره به دشتهای فارس توضیح میدهد: «مرودشت، فسا، جهرم و داراب و بخشهایی از شیراز طی سالهای اخیر به دلیل افت شدید سطح آب زیرزمینی در معرض فرونشست قرار گرفتهاند. این وضعیت تهدیدی جدی برای کشاورزی، زیرساختها و میراث تاریخی استان است.»
کرمی هشدار میدهد که خشکسالی تنها عامل نیست: «خشکسالی زمانی به بحران تبدیل میشود که مدیریت منابع آب مبتنی بر واقعیتهای اقلیمی وجود نداشته باشد و کمبود آب با برداشت بیشتر از سفرههای زیرزمینی جبران شود. کاهش بارندگی، افزایش دما و تبخیر، تغییر الگوی بارش و کاهش روانابها، اتکای کشاورزی به آبخوانها را افزایش داده و روند فرونشست را تسریع کردهاست.»
او سازوکار فنی فرونشست را اینگونه توضیح میدهد: «وقتی سطح آب زیرزمینی شدیداً افت میکند، فشار آب منفذی کاهشیافته و لایههای رسی و سیلتی فشرده میشوند. این فشردگی باعث نشست دائمی زمین میشود که حتی با ترسالیهای مقطعی قابلجبران نیست. در بسیاری از دشتها ظرفیت ذخیره آبخوانها برای همیشه کاهش یافته و سرمایهای بین نسلی از دست رفتهاست.»
کرمی تصریح میکند که مقابله با فرونشست بدون اصلاح مدیریت منابع آب امکانپذیر نیست: «انسداد چاههای غیرمجاز، کنترل برداشت از چاههای مجاز، اصلاح الگوی کشت، افزایش بهرهوری آب، تغذیه مصنوعی آبخوانها و سامانههای پایش مستمر باید همافزا اجرا شوند. تا زمانی که الگوی مصرف اصلاح نشود و ارزش واقعی آب لحاظ نگردد، حتی پرهزینهترین پروژههای آبرسانی نمیتوانند مانع گسترش فرونشست شوند.»
مسئله فقط کمبارشی نیست
تحلیل کارشناسان نشان میدهد بحران آب در ایران تنها ناشی از خشکسالیهای مقطعی نیست، بلکه به پدیدهای عمیقتر به نام «خشکسالی ساختاری» مرتبط است. الگوی مصرف، مدیریت منابع و سیاستگذاریهای چند دهه گذشته، منابع آب را به نقطهای شکننده رساندهاند. حتی در سالهای نرمال، به دلیل برداشت بیش از حد و مدیریت ناکارآمد، تراز آبهای زیرزمینی بهبود نیافتهاست.
به باور کارشناسان، ادامه روند فعلی میتواند بحران آب را از یک چالش زیستمحیطی به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند، بحرانی که پیامد آن در قالب مهاجرت، تخریب سرزمین و کاهش امنیت غذایی نمایان خواهد شد. عبور از این وضعیت نیازمند تصمیمهای سخت، اصلاح الگوی مصرف و بازنگری جدی در سیاستهای مدیریت آب است، و تعلل در این زمینه، هزینههای آینده را به مراتب سنگینتر خواهد کرد.