کد خبر: 1341434
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
حنیف غفاری 

پرونده گرینلند حالا بیش از آنکه یک موضوع جغرافیایی یا حقوقی باشد، به آینه‌ای شفاف برای دیدن نقطه‌ضعف تاریخی اروپا بدل شده است؛ آسیبی که می‌توان آن را «اعتیاد راهبردی به امریکا» نامید. سران اروپایی در چنین شرایطی به بن‌بستی رسیده‌اند که از یک سو با زیاده‌خواهی و رفتار‌های غیرقابل‌پیش‌بینی رئیس‌جمهور ایالات متحده مواجهند، و از سوی دیگر به دلیل وابستگی مطلق امنیتی، سیاسی و حتی روانی خود به واشینگتن، قادر به اتخاذ واکنشی مستقل، قاطع و مؤثر نیستند. این همان دوگانگی‌ای است که امروز اروپا را در آستانه روز‌های سخت و بحرانی قرار داده است. 
از یک طرف، شهروندان اروپایی به‌ویژه در مواجهه با پدیده‌ای همچون ترامپ، آشکارا خواستار موضع‌گیری سخت، عزتمندانه و مستقل هستند. آنان ترامپ و سیاست‌های مداخله‌جویانه امریکا را تهدیدی برای ثبات اروپا و توهینی به حاکمیت ملی خود می‌دانند. این احساس عمومی بازتاب یک روند ژرف‌تر است: میل به استقلال راهبردی، بازتعریف امنیت بر اساس منافع بومی و پایان دادن به دوران تبعیت از واشینگتن. در افکار عمومی اروپا، سیاست‌های ایالات متحده، چه در حوزه اقتصاد جهانی، چه در حوزه امنیتی، و چه در رفتار‌های پرتنش کاخ سفید، بیش از هر زمان دیگری غیرقابل‌اعتماد، پرهزینه و بی‌ثبات‌کننده تلقی می‌شوند. 
با این حال، در سوی دیگر معادله، رهبران اروپایی قرار دارند که هنوز از سایه جنگ سرد بیرون نیامده‌اند. آنان به‌رغم ادعا‌های بلندپروازانه درباره «استقلال راهبردی اروپا»، در عمل همچنان امنیت خود را به سپر ناتو گره زده‌اند؛ سپری که کنترل واقعی آن در واشینگتن است، نه بروکسل. این وابستگی ساختاری موجب شده است که حتی در برابر اقداماتی به‌وضوح تهدیدکننده، از جمله تلاش ترامپ برای تصاحب گرینلند، واکنش‌های اروپایی‌ها بیشتر محتاطانه، خنثی یا در بهترین حالت، نمادین باشد. چنین رویکردی نشان می‌دهد که نخبگان سیاسی اروپا هنوز فاقد اراده و شجاعتی هستند که ملت‌های‌شان انتظار دارند. 
تضادی که امروز اروپا را احاطه کرده است، تضادی عمیق و بنیادین است: تضاد میان مطالبات واقعی ملت‌ها و مسیر محتاطانه و محافظه‌کارانه رهبران. اروپایی‌ها نمی‌پذیرند که در قرن بیست‌ویکم، سرنوشت سرزمینی، چون گرینلند یا حتی سیاست‌های امنیتی خود را واشینگتن تعیین کند، اما ساختار‌های رسمی این قاره هنوز در مدار وابستگی به امریکا می‌چرخد. این تعارض، پیامد‌هایی فراتر از یک بحران مقطعی دارد: شکاف میان مردم و دولت‌ها افزایش می‌یابد، نهاد‌های سیاسی تضعیف می‌شوند و اروپا توان راهبردی خود را از دست می‌دهد. 
در واقع، روز‌های سیاه اروپا نه به دلیل فشار خارجی، بلکه محصول این دوگانگی درونی است. قاره‌ای که خواهان استقلال است، اما جرئت و ابزار عملی آن را ندارد؛ مردمی که خواستار مقاومت‌اند، اما نخبگانی که از خطر کردن می‌گریزند؛ ساختاری که به ظاهر متحد است، اما در بطن خود میان اراده عمومی و تصمیم سیاستمداران تعارضی روزافزون دارد. پرونده گرینلند تنها یک هشدار است؛ هشداری که نشان می‌دهد اروپا تا زمانی که زنجیر وابستگی راهبردی به امریکا را پاره نکند، همچنان با بحران‌هایی مشابه مواجه خواهد شد، بحران‌هایی که نه از بیرون، بلکه از درون ریشه می‌گیرند.

برچسب ها: امریکا ، ترامپ ، اروپا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار