کد خبر: 1341117
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۰
اعتراف به قتل عمه برای سرقت ۳ میلیارد طلا تماس وحشت‌زده یک زن با پلیس در عصر شنبه بیست‌و‌هفتم دی‌ماه، پرده از جنایتی خانوادگی در خانی‌آباد برداشت، جایی که زن ۳۸ ساله‌ای در خانه‌اش با روسری خفه شده بود و طلا‌های میلیاردی مادر مبتلا به آلزایمرش به سرقت رفته بود. بررسی‌های پلیسی در نهایت به اعتراف برادرزاده معتاد مقتول و همدستش انجامید که برای تأمین هزینه موادمخدر، نقشه سرقتی مرگبار را اجرا کرده بودند. 
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: عصر روز شنبه ۲۷ دی‌ماه، زنی وحشت‌زده با اداره پلیس تماس گرفت و گفت: «خواهرم همراه مادر بیمارم زندگی می‌کرد و لحظاتی قبل وقتی به دیدن آنها آمدم با جسد خواهرم روبه‌رو شدم که به طرز مشکوکی فوت کرده است.»

کشف جسد زن ۳۸ ساله

با اعلام این خبر، تیمی از مأموران پلیس راهی یک ساختمان مسکونی در منطقه خانی‌آباد شدند و در آنجا با جسد دختر ۳۸ ساله‌ای به نام فریبا روبه‌رو شدند. بررسی‌های اولیه و به‌هم‌ریختگی وسایل خانه حکایت از آن داشت که زن جوان با انگیزه سرقت به قتل رسیده است. 

ورود بازپرس ویژه قتل به پرونده

لحظاتی بعد، قاضی صادق تبریزی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حادثه حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. 

تیم جنایی در تن‌پیمایی از جسد مقتول با شیار‌هایی روی گردن وی روبه‌رو شد. پزشکی قانونی نیز پس از معاینات اولیه اعلام کرد زن جوان بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی به قتل رسیده و چند ساعتی از مرگ او گذشته است. 

روایت خواهر مقتول از صحنه مرگ

خواهر مقتول که حادثه را به پلیس گزارش کرده بود، گفت: «مادرم پس از فوت پدرم به بیماری آلزایمر مبتلا شد و از آن موقع نیاز به مراقبت پیدا کرد. خواهرم فریبا آرایشگاه داشت و همراه مادرم زندگی و از او مراقبت می‌کرد. هرازگاهی برای سرکشی و احوالپرسی به خانه مادرم می‌آمدم. امروز چند باری با خواهرم تماس گرفتم، اما جواب نداد. نگران شدم و به خانه شان آمدم و وقتی در را باز کردم با صحنه عجیبی روبه‌رو شدم. وسایل منزل به‌هم‌ریخته بود و خواهرم نیز روی زمین افتاده بود. خواهرم نفس نمی‌کشید و معلوم بود فوت کرده است. مادرم گوشه‌ای از اتاق به من زل زده بود و حرفی نمی‌زد. با دیدن این صحنه، لحظاتی در شوک بودم و بعد با داد و فریاد از همسایه‌ها درخواست کمک کردم. سپس بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتم و حادثه را خبر دادم. الان متوجه شدم سارق یا سارقانی به خانه مادرم آمده‌اند و همه طلا‌های مادرم را که بیش از ۳ میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت کرده‌اند.»

فرضیه آشنایی قاتل با مقتول

تیم جنایی در ادامه بررسی‌ها متوجه شدند قفل در خانه سالم است و سارق یا سارقان به زور و تخریب وارد خانه نشده‌اند. همچنین بررسی‌های فنی نشان داد مقتول از سوی سارق یا سارقان غافلگیر شده و آنها با روسری خودش، او را خفه کرده و پس از آن طلا‌ها را به سرقت برده‌اند. به این ترتیب، فرضیه آشنا بودن عامل یا عاملان قتل برای مأموران قوت گرفت. 

اطلاع قاتلان از بیماری مادر مقتول

تحقیقات همچنین نشان داد عاملان قتل از بیماری آلزایمر مادر مقتول اطلاع داشتند، به همین دلیل شاهد حادثه را به قتل نرسانده‌اند، چراکه می‌دانستند وی قادر به شناسایی عاملان قتل نیست. 

ردپای برادرزاده معتاد

همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تیم جنایی تحقیقات خود را روی بستگان و آشنایان مقتول متمرکز کردند و دریافتند یکی از برادرزاده‌های مقتول، پسر ۲۳ ساله‌ای به نام کامران، معتاد به موادمخدر است. مأموران در تحقیقات میدانی پی بردند کامران بار‌ها برای تهیه مواد به پاتوق معتادان رفت‌وآمد داشته است. همچنین مشخص شد او برای هزینه تهیه موادش چند باری با خانواده‌اش درگیر شده است. 

ثبت تصویر مظنون در دوربین‌ها

با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران از همسایه‌ها تحقیق کردند که مشخص شد کامران چند ساعت قبل از حادثه در نزدیکی خانه مادربزرگش دیده شده است. بازبینی دوربین‌های مداربسته نیز تصویر مظنون را در اطراف محل حادثه ثبت کرده بود. 

دستگیری در پاتوق معتادان

بنابراین مأموران کامران را به عنوان مظنون به قتل عمه‌اش تحت تعقیب قرار دادند و موفق شدند او را در یکی از پاتوق‌های معتادان شناسایی و بازداشت کنند. 
متهم پس از انتقال به اداره پلیس ابتدا در بازجویی‌ها با تناقض‌گویی، جرم خود را انکار کرد و تلاش داشت مأموران را فریب بدهد، اما در بازجویی‌های فنی و در برابر قاضی صادق تبریزی ناچار لب به اعتراف گشود و به قتل عمه‌اش با همدستی یکی از دوستانش به نام ستار اعتراف کرد. 

ماجرای اعتیاد 

وی در توضیح ماجرای قتل گفت: «چند سال قبل در رفت و آمد با دوستان ناباب معتاد به مواد مخدر شدم. خانواده‌ام چند باری مرا در کمپ ترک اعتیاد بستری کردند. آنها خیلی تلاش کردند من اعتیادم را ترک کنم، اما هر زمانی از کمپ بیرون می‌آمدم دوستانم مرا تشویق به مصرف مواد می‌کردند و دوباره من آلوده به موادمخدر می‌شدم.»

نقشه سرقت طلا 

وی ادامه داد: «زندگی خوبی نداشتم و همیشه برای تهیه مواد با مشکل مالی روبه‌رو بودم. از طرفی خبر داشتم که مادربزرگم مقدار زیادی طلا در خانه‌اش نگهداری می‌کند. وسوسه سرقت طلا‌های مادر بزرگم به جانم افتاده بود تا اینکه چند روز قبل وقتی برای تهیه مواد به پاتوق معتادان رفتم، تصمیم گرفتم موضوع را با یکی از دوستانم به نام ستار در میان بگذارم. با هم مواد مصرف کردیم و به او گفتم که مادربزرگم مقدار زیادی طلا در خانه‌اش نگه می‌دارد و می‌توانیم با سرقت طلاهایش پولدار شویم. به ستار گفتم مادربزرگم بیماری آلزایمر دارد و به راحتی می‌توانیم طلا‌های او را سرقت کنیم بدون اینکه ما را بشناسد. از طرفی من محل نگهداری طلا‌ها را هم می‌دانستم و این کار ما را ساده‌تر می‌کرد و ما را در تصمیمان مصمم‌تر کرد.»

ماجرای قتل 

متهم گفت: «البته می‌دانستم عمه‌ام با مادربزرگم زندگی و از او مراقبت می‌کند، اما قرار شد زمانی به سرقت برویم که عمه‌ام در خانه نباشد. روز حادثه تصور کردیم فریبا برای انجام کاری از خانه بیرون رفته، اما وقتی به جلوی در خانه مادربزرگم رفتیم عمه‌ام در را باز کرد و چاره‌ای نداشتیم که به بهانه دیدن مادربزرگ وارد خانه شویم. فریبا از ما پذیرایی کرد که تصمیم گرفتیم نقشه سرقت را اجرا کنیم، اما عمه‌ام مانع ما بود. آن روز من مواد زیادی مصرف کرده بودم و حال خوبی نداشتم، به همین دلیل اشتباه بزرگی را مرتکب شدم. من دست و پای فریبا را محکم گرفتم و دوستم با روسری او را خفه کرد. سپس طلا‌های مادربزرگم را سرقت و از خانه فرار کردیم.»

فروش طلا‌های سرقتی 

کامران در پایان گفت: «خیلی ترسیده بودیم، اما تصور نمی‌کردیم شناسایی شویم، ما طلا‌های سرقتی را به مغازه طلافروشی بردیم و فروختیم. ما نقشه قتل نداشتیم و فقط می‌خواستیم طلا‌ها را سرقت کنیم و الان از قتل عمه‌ام پشیمان هستم و‌ای کاش همراه دوستم چنین تصمیمی را نمی‌گرفتیم.»

با اعتراف متهم، مأموران در دو عملیات جداگانه ستار و مرد طلافروش را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. ستار در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و گفت وقتی از دوستم شنیدم که مادربزرگش مقدار زیادی طلا دارد، وسوسه شدم و همراه او به سرقت رفتم، اما دستمان به خون زن بی‌گناهی آلوده شد. مرد طلافروش هم به خرید طلا‌های سرقتی اعتراف کرد. 

متهمان پس از اعتراف برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند. بررسی‌ها برای فاش شدن زوایای پنهان این حادثه مرگبار ادامه دارد.

برچسب ها: سرقت ، طلا ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار