در روزهای اخیر و با شدت گرفتن اغتشاشات ساماندهی شده و به منظور مدیریت فضا و مقابله با ساماندهی مزدوران در این فضا و همچنین تهییج جوانان و نوجوانان از سوی مزدوران و جاسوسان، محدودیتهایی در فضای مجازی اعمال شد جوان آنلاین: در روزهای اخیر و با شدت گرفتن اغتشاشات ساماندهی شده و به منظور مدیریت فضا و مقابله با ساماندهی مزدوران در این فضا و همچنین تهییج جوانان و نوجوانان از سوی مزدوران و جاسوسان، محدودیتهایی در فضای مجازی اعمال شد. محدودیتهایی که شاید اگر شبکه ملی اطلاعات و اینترنت ملی به شکلی قوی و بر مبنای اسناد بالادستی همچون اساسنامه مرکز ملی فضای مجازی کشور شکل گرفتهبود، به گونهای که نیازهای ضروری زندگی امروز تأمین میشد، شاید اصلاً نیازی به اتصال به اینترنت جهانی نداشتیم! همچنان که کشورهایی مانند چین و روسیه سالهاست بدون اتصال به اینترنت جهانی نیازهای خود را به فناوری اطلاعات تأمین میکنند. در کشور ما، اما به دلیل عدمتوسعه زیرساختها و برنامهریزی برای به حداقل رساندن اتکای کشور به کشورهای دیگر در استفاده از فضای مجازی و توابع آن در عرصههای فنی مطابق با اساسنامه مرکز ملی فضای مجازی، در مواقع بحران چارهای جز محدودیت در اینترنت باقی نمیماند. در واقع اینجا هم بار کمکاری دستگاههای متولی بر دوش نهادهای امنیتی و نظامی آوار میشود! این در حالی است که تجربه نشان داده مردم نسبت به خدماتی که نیازهایشان را برآورده کند، اقبال نشان میدهند، اما وقتی یک موتور جستوجوگر با قدرت متوسط هم در کشور وجود ندارد، بدیهی است قطع شدن یا محدودیت اینترنت میتواند چالشبرانگیز شود. به سراغ دکتر سید جواد شیخالاسلامی، پژوهشگر فضای مجازی رفتهایم تا وضعیت اینترنت ملی یا شبکه ملی اطلاعات را مورد واکاوی قرار دهیم.
با عنایت به اینکه طبق فرمایش رهبری به شورای عالی فضای مجازی باید اینترنت ملی و حتی سیستم عامل ملی راهاندازی میشد، تا چه اندازه در دستیابی به این هدف موفق بودهایم؟
برای بررسی اینکه چقدر این موضوع که جزو وظایف این شورا بود، اجرا شده در شرایط بحرانی دقت بفرمایید که چقدر از نیازهای افراد برطرف میشود.
مثلاً یکی از الزامات شبکه ملی اطلاعات یا همان اینترنت ملی داشتن موتور جستوجو است. حالا سؤال اینجا است واقعاً در زمان قطعشدن اینترنت بینالملل ما میتوانیم سایتهای داخلی را جستوجو و نیاز خودمان را برطرف کنیم؟ تازه موتورهای جستوجو مثل سلام و یوز الان کجا هستند؟ چرا هزینههایی که برای آنها شده امروز بیفایده بوده و حتی دیگر اثری از آنها نیست، کسی هست؟ در این خصوص پیگیری کند، این نشان میدهد، جایگاه شورای عالی فضای مجازی به جای پر رنگ شدن، دارد بیرنگتر میشود. وقتی به آخرین حکم این شورا که توسط امام جامعه در سال ۱۳۹۴ صادر شد، رجوع میکنیم، متوجه میشویم ایشان برای قویتر شدن این شورا حکم دادند که دیگر شوراهای موازی تعطیل شود و تمام وظایفشان به شورای عالی فضای مجازی انتقال یابد، اما این قویتر شدن صورت نپذیرفته و امروز تنها شبحی از شورا باقی مانده و خیلی از دستورات امام جامعه بر زمین مانده است. در حالی که در زمان بحران تازه نیاز به این موضوعات کلان مشهود میشود.
آیا میتوان به درجهای از اینترنت ملی دست یافت که ما را از به اینترنت جهانی بینیاز کند؟ دیگر کشورها چه تجربههایی در اینباره دارند؟
این سؤال اساس احساس نیاز بود که به تأسیس شورای عالی فضای مجازی منتج شد، اما فعلاً استقلال حداقلی در فضای مجازی رخ نداده، اما کشورهایی مثل چین و روسیه سعی کردند به این موضوع نزدیک شوند و موتور جستوجوی ملی، دانشنامه بومی داشته باشند. حتی چین سیستم عامل هامونیک را جایگزین اندروید ارائه کردهاست، اما تلاشهایی که قبلاً به آن نیز اشاره شده مانند رسیدن به یک موتور جستوجوی ملی امروز هیچ اثری از آنها نیست! گویا ما این مسیر را داریم بر میگردیم و داراییهایی را که داشتیم ایجاد میکردیم نیز نابود کردیم که جای بسی تأسف است!
چه کشورهایی خدمات اینترنت و فضای مجازی خود را بدون وابستگی به اینترنت جهانی و بر بستر اینترنت ملی ارائه میدهند؟
روسیه و چین پیشروترین کشورها برای تهیه چنین بستری بودهاند و الان چین گوی سبقت را از همه ربودهاست و امریکا را به ترس وادار کرده که علاوه بر عدمدسترسی به دادههای مردم چین، بحث اقتصاد را هم دارد از دست شرکتهای امریکایی خارج میکند.
آیا میتوان در مواقع حساسی همچون روزهای اخیر از روش دیگری به جز محدودسازی و قطع فضای مجازی بهره گرفت؟
اگر ما سناریوهای پیشدستانه داشتهباشیم و موضوع حکمرانی فضای مجازی را محدود به شرایط بحرانی نبینیم، حتماً راههایی به جز محدودسازی پیش روی ما خواهد بود. اتفاقاً شناسایی و برخورد با اغتشاشگران مجازی راحتتر خواهد بود.
چرا بعد از ۱۳ سال از راهاندازی شورای عالی فضای مجازی همچنان در اینترنت ملی، زیرساختها و خدماتدهی آن مشکل داریم؟
به نظرم بیاهمیت بودن فضای مجازی در همه دولتها دیده میشود و فقط در زمان بحران متوجه اهمیت آن میشوند و آن را به عنوان یک تهدید میببیند که باید مسدود شود. هیچ گاه این فضا را زیستگاه مردم نمیبینند که در آن حیات دارند و گاهیوقتها به واقعیت سر میزنند! برای فهم بهتر این موضوع خوب است به دور و برمان نگاه کنیم؛ مانند وقتی که در مترو یا اماکن شلوغ یا میهمانیها هستیم، همه دنیایی کف دست خود دارند که در آن حرکت و زندگی میکنند و فقط جسم هایشان در کنار هم است! این مانند حرکت ماشینها در یک جاده است که هر ماشین برای خود دنیایی دارد و فقط در کنار هم هستند، اما همراه نیستند و به هم توجه نمیکنند. تازه سعی میکنند به هم برخورد نکنند. این همه حضور ماشینها در کنار هم در یک جاده است. آیا دولتها به این فضا توجه میکنند و مانند امام جامعه به آن اولویت میدهند؟ تا زمانی که چنین اولویتی در ذهن مسؤلان وجود ندارد، ما شاهد هدررفت منابع هستیم که یک چیزی تولید شده بعد نابود میشود. واقعاً کسی به موضوع فضای مجازی اهمیت نمیدهد.
الان بحث هوش مصنوعی در صدر اخبار فضای مجازی و جزو پیشروترین موضوعات است. چقدر شورای عالی فضای مجازی به این موضوع پرداخته است؟ اگر بررسی کنید کلاً از زیربار این مسئولیت شانه خالی کرده و در مجموعههای دیگر دنبال تهیه و تحقق سند هوش مصنوعی هستند! با این مدل هیچگاه ثمری از وجود نهادی مانند شورای عالی فضای مجازی نخواهیم دید.
تجربه نشان داده که اقبال مردم به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و خدمات آنها مانند هوش مصنوعی یا موتورهای جستوجوگر بر مبنای کیفیت خدمترسانی آنهاست. اگر در این زمینه قوی باشیم به نظر شما مردم به سراغ نوع وطنی این خدمات نمیآیند؟
به نظرم اگر قوی باشیم و خدمات با کیفیت داشتهباشیم، مردم به سمت استفاده از فناوری داخلی خواهیم رفت، اما عدم پاسخگویی و پشتیبانی مردم را از اعتماد به این مجموعهها دلسرد میکند که باید هم به مردم و هم به مسؤلان بگوییم که این موضوع برای کشور حیاتی است، بنابراین مردم صبوری و مسؤلان تلاششان را بیشتر کنند.
برای روزهای آینده چگونه میتوان هم به فضای مجازی متصل شد و هم از آسیبهای آن در امان ماند، چراکه طبعاً فیکنیوزها و برنامهریزیهای دشمن برای بهرهگیری از این فضا هم آغاز خواهد شد؟
متأسفانه با ابزارهای کنونی و نبود قانون و عدم برخورد قاطع با افراد اغتشاشگر مجازی این جریان متوقف نخواهد شد و اگر فضای مجازی باز شود مانند سدی است که پشتش پر از محتوا پالایش نشدهاست و اگر به مخاطب برسد، او را آلوده میکند و جو روانی جامعه را به هم میزند. اگر این سد برداشتهشود، ما شاهد به هم خوردن جو روانی جامعه هستیم. حتی بعضی از اغتشاشگران که دانشی در این حوزه ندارند و خودشان از بعضی از مردم عوامترند، در جایگاه افراد معروف و سلبریتی به محتواهای جعلی ضریب میدهند و جو روانی جامعه را مسموم میکنند و، چون تا کنون برخورد قاطعی هم ندیدند، هیچ الزامی برای توجه به قانون و حداقلهای سواد این حوزه ندیده و صرفاً برای دیده شدن با عنوان مردمی بودن هر چیزی را نشر میدهند.
در پایان باید بگویم ما نیازمند به یک حکمرانی در فضای مجازی هستیم که اول مسؤل فضای مجازی مشخص شود؛ اینکه فضای مجازی چندین مسئول داشتهباشد، به جای آرامکردن بیشتر فضا را متشنج میکنند و به جای پاسخگو کردن افراد و متخلفان راههای فرار را برای آنها باز میکند.
دومین بحث قانون شفاف و به روز است و مسئله مهمتر از این قانون ضمانت اجرا است که باید فکری برای آن کرد.
انشاءالله به شکلی پیش برویم که همانطور که با اغتشاشگران کف جامعه برخورد میشود تا امنیت فیزیک جامعه حفظ شود، متولیان به امنیت روانی جامعه هم توجه کنند و برای فضای مجازی هم تدبیری داشتهباشند.