ناکامی تیم فوتبال زیر ۲۳ سال ایران در جامملتهای آسیا یکبار دیگر به مدیران و استادان عوامفریبی و وعدهدادن نشان داد با این دستفرمان امیدهای کشورمان نهتنها موفقیتی به دست نخواهند آورد جوان آنلاین: ناکامی تیم فوتبال زیر ۲۳ سال ایران در جامملتهای آسیا یکبار دیگر به مدیران و استادان عوامفریبی و وعدهدادن نشان داد با این دستفرمان امیدهای کشورمان نهتنها موفقیتی به دست نخواهند آورد بلکه سال به سال بر تعداد شکستهایشان افزوده خواهد شد. عدمصعود تیم امید از مرحله گروهی جام ملتهای ۲۰۲۶ واقعیتهای تلخ عمیق فوتبال پایه را به رخمان کشید تا شاید پس از چند دهه تغییرات اساسی و هدفمند در دستور کار قرار بگیرد.
مشکلات ریشهای
باخت تیم امید به لبنان پس از دو تساوی بدون گل هیچکس را متعجب نکرد، حتی فدراسیون و کادرفنی را. حریف آخرمان در این رقابتها در دو بازی قبلیاش هفت بار دروازهاش باز شده بود، اما شاگردان امید روانخواه حتی موفق به گلزنی به لبنان هم نشدند! این آمار منفی اگرچه ناراحتکننده هستند ولی بهتر است به جای آنکه فاز ناراحتی و ناامیدی به خود بگیریم، دقیقتر و آگاهانهتر به این چالش نگاه کنیم.
عملکرد ضعیف امیدها در عربستان ریشهایتر از این حرفهاست که تنها به بررسی آمار به جای مانده از رقابتها اکتفا کنیم. سرمربی تیم تلاش کرد بهترینهای فوتبال ایران را به جام ملتها ببرد و اتفاقاً چند اردوی تدارکاتی و بازی دوستانه نیز در دستور کار قرار داشت. برخلاف همیشه تیمهای لیگبرتری نیز برای حضور بازیکنانشان در اردوی امیدها مشکلساز نشدند و با روانخواه همکاری کردند، ولی در نهایت این تیم توانایی باز کردن دروازه هیچکدام از رقبایش را نداشت و قعرنشین گروه خود شد؛ تیمی که زورش به ازبکستان، کرهجنوبی و لبنان نمیرسد، بدونشک با ضعفهای عمیقی روبهرو است که ریشه در بیتوجهیها و سوءمدیریتهای چند دهه دارند.
خلأ تفکرات حرفهای
در فوتبال روز دنیا مدعیان و تیمهای قدرتمند به استفاده از جوانان روی آوردهاند و ملیپوشان کمتر از ۲۰ سالشان در آوردگاهی، چون جامجهانی ستارههای تیمشان هستند. در نتیجه تیم زیر ۲۳ سال عملاً تفاوت زیادی با تیمملی بزرگسالان ندارد و نباید در این رده انتظار داشت مهاجمان تازه گلزنی یاد بگیرند و به هافبکها آموزش خلق موقعیت گل داد. درست همینجاست که فرق فوتبال حرفهای و آماتور عیان میشود و آنها که برنامهریزی بلندمدت و مدون خود را به دور از حواشی و تغییرات مدیریتی پیش بردهاند، موفقیتها را از آن خود میکنند.
درحالی که امیدهای ایران همچنان در بیبرنامگی و تفکرات نخنماشده فدراسیون غرق شدهاند و هیچ راه نجاتی ندارند، رقبای درجه ۲، ۳ آسیایی با الگو گرفتن از حرفهایها گامهای بلندی برای پیشرفت و ترقی برمیدارند. ما هم با حسرت به رشد آنها و صدالبته سقوط آزاد فوتبال ایران نگاه میکنیم. بعد از گذشت نیمقرن از ناکامی امیدها در صعود به بازیهای المپیک، هنوز مدیران و تصمیمگیرندگان فوتبال کشورمان تکلیفشان با خود و تیم امید مشخص نیست. صعود به المپیک و درخشش در جام ملتها رؤیایی دستنیافتنی است که علل آن را باید در ضعف شدید مدیریتی و تصمیمات مخرب فدراسیون جستوجو کرد. برگزاری چند اردوی تمرینی و انجام چند بازی دوستانه، آینده هیچ تیمی را تضمین نمیکند چراکه اول از همه باید دیدگاه مدیران نسبت به تیم امید و همچنین تیمهای پایه فوتبال دگرگون شود تا بلکه برای تغییرات و برنامهریزیهای واقعاً حرفهای قدمی برداشته شود.
سهم تاج و قلعهنویی
انتخاب نفر اول نیمکت امیدها همواره یکی از چالشهای مهم فدراسیون بوده و است. اینکه چه کسی با چه رزومه و کارنامهای سرمربی شود داستانهای خودش را دارد؛ بحثهای فنی یک طرف و مسائل پشتپرده طرف دیگر. بعد از هر ناکامی کادرفنی تیم فوتبال زیر ۲۳ سال دگرگون میشود و انتخاب سرمربی جدید راهکار دمدستی فدراسیون برای فعال نشان دادن مدیریت خودش است. جالب این است تاکنون هر مربی را انتخاب کرده و امیدها را دست هر کسی سپردهاند فایدهای نداشته و خبری از پایان دادن به حسرت صعود به المپیک نشده است. فرقی هم نمیکند چه کسی سرمربی باشد، ایرانی باشد یا خارجی، باتجربه یا تازهکار. در نهایت با اولین حذف تیم سرمربی کارش روی نیمکت امیدها تمام خواهد شد.
قبل از انتخاب امید روانخواه، پیشنهادهایی به چند مربی دیگر که در لیگبرتر فعال هستند داده شد ولی هیچکدام حاضر به قبول مسئولیت نشدند! قاعدتاً هم از نظر مالی به سودشان نبوده و هم از نظر کاری چراکه با این نوع مدیریت و برنامهریزی، کسی شکی در ناکامی تیم امید ندارد و این موضوع کسی را متعجب نمیسازد. گزینههای دیگر ترجیح دادند کارنامهشان خراب نشود و در لیگبرتر هم دستمزدهای میلیاردیشان را بگیرند تا اینکه نام روانخواه مطرح شد؛ گزینهای که امیر قلعهنویی سرمربی تیمبزرگسالان روی آن نظر داشت و با تأیید او، روانخواه سکاندار امیدها شد. به رغم تلاشهایی که روانخواه کرد و با مشکلاتی که سر راه تیمش قرار داشت، امیدها در جام ملتهای آسیا به بدترین شکل ممکن حذف شدند و دیگر جای هیچ دفاعی از او و تیمش باقی نمانده است.
امروز علاوهبر مهدی تاج، رئیس فدراسیون، قلعهنویی نیز باید پاسخگوی این ناکامی باشد و سهمش را در حذف از جام ملتها بپذیرد. تاج بارها تأکید کرد امیدها زیرنظر سرمربی تیم بزرگسالان فعالیت میکنند و حتی نقش قلعهنویی در انتخاب روانخواه را نیز پنهان نکرد. گره زدن برنامههای امیدها به بزرگسالان آن هم در سال جامجهانی و انتخابی المپیک، اشتباه بزرگ فدراسیون بود و مسئولیت سنگین دیگری را نیز روی دوش قلعهنویی گذاشت. اگرچه قلعهنویی خودش با آغوش باز و آگاهانه این مسئولیت را پذیرفته ولی تیمملی بزرگسالان هم اوضاع خوبی ندارد و فدراسیون نباید بار اضافی روی شانه سرمربی میگذاشت.