استاد سیدهادی خسروشاهی:آغاز حرکت امام خمینی و نهضت پانزدهم خرداد، باعث شد تا همه طلاب ـ یا اکثریت آنها ـ به میدان بیایند، به عرصه مجلات، روزنامهها و کتابها پا بگذارند و آشکارا در سیاست و مسائل اجتماعی دخالت کنند. این امر، تحول بزرگ و بسیار مهمی به شمار میرفت. اینها همگی از برکات قیام پانزدهم خرداد بود. من معتقدم هیچکس به غیر از امامخمینی قادر نبود، تا این سد را بشکند و این فضای نادرست را اصلاح کند و این مانع ارتجاعی را از سر راه بردارد جوان آنلاین: مقالی که درپی میآید، به بازخوانی کارنامه یکی از مصلحان نامآور جهان اسلام و تشیع در زمانه ما، در حوزه روزنامهنگاری دینی پرداخته است. زندهیاد استاد سید هادی خسروشاهی در مقطع معاصر و در میان حوزویان، از پیشکسوتان روزنامهنگاری بود و راه را برای بسا همدورگان و نسلهای پس از خویش هموار نمود. تفصیل ماجرا را در نوشتار پیآمده میخوانید.
طرح مسئله
زندهیاد استاد سید هادی خسروشاهی (۱۳۹۸ ـ ۱۳۱۷) را میتوان از نویسندگان حوزوی پیشگام و فعال در عرصه نشر و روزنامهنگاری دانست. وی از دوره نوجوانی، مطبوعات کشور را رصد میکرد و با توجه به دانشی که داشت، در این عرصه ورود میکرد. به تعبیر رسول جعفریان، «بدون تردید آقای سیدهادی خسروشاهی، یکی از پرکارترین نویسندگان مذهبی ـ سیاسی دهه ۴۰ و ۵۰ است که تعداد فراوانی کتاب در زمینههای مختلف اسلامی و فرهنگی، پیش از انقلاب منتشر کرده است. علاوه بر آن، وی از سالها قبل، با مطبوعات دینی مختلف همکاری داشته و مقالاتی در بیشتر آنها و تقریباً به طور مرتب در مکتب اسلام به چاپ رسانده است». (نگاهی به زندگی و آثار استاد سیدهادی خسروشاهی، ص ۳۳) او با غالب نشریات و مطبوعات دینی روز در قم و تهران و تبریز و رشت و مشهد و کرمان (جمعاً ۲۴ مجله)، همکاری داشته است و برای آنها مقاله مینوشته یا ترجمه میکرده است. خسروشاهی با نشریات و مجلات زیر، به صورت مستقیم و خاص همکاری داشته است که مکتب اسلام، مکتب تشیع، معارف جعفری، سیمای اسلام، صوت الامه، العالم، نور دانش، آشفته، پیکار اندیشه، نسل جوان، ندای حق، مسلمین، آئین اسلام، وظیفه، گلستان، آستان قدس، اطلاعات، راه حق (رشت)، استوار (قم)، مهد آزادی (تبریز)، پرتو اسلام و جهان اسلام (کرمان) از جمله آنهاست. (ر. ک: همان، ص ۱۲۷) و مصاحبههای زیادی از او در روزنامه «جوان»، هفتهنامه پنجره، هفتهنامه مثلث، ماهنامه شاهد یاران، فصلنامه یادآور و... نیز منتشر شده است. وی تجربه سردبیری و تأسیس و نشر مجلاتی را هم داشته است.
شروع کار نویسندگی در مطبوعات
«جمعیت امر به معروف و نهی از منکر» که در تبریز به همت شیخ علی اکبر صحت تأسیس شده بود و هفتهنامه «حدید» ارگان رسمی آن بود، نخستین پایگاه فعالیت مذهبی ـ سیاسی خسروشاهی بود. (ر. ک: نگاهی به زندگی و آثار، ص ۹۱) او در کتاب «مجموعهای از خاطرات» (در گفتوگو با مرکز اسناد انقلاب اسلامی و از مجموعه حدیث روزگار) میگوید: «نویسندگی بنده هم از تبریز شروع شد که محدود به شرح زندگی و آثار مرحوم والد نبود، بلکه من در هفتهنامه مهد آزادی تبریز و بعضی نشریات تهران مقالاتی مینوشتم و با امضای س. ه. تبریزی در تهران، بیشتر در هفتهنامه ندای حق مقاله مینوشتم... البته مقالات که نمیشود گفت، مثلاً کلمات قصار ترجمه میکردم و میفرستادم. یا چیزهای کوتاه. همین برنامه را در ماهنامه مجموعه حکمت چاپ قم هم داشتم و مطالب صفحه «گوناگون» آن را من با همان امضای مستعار از تبریز میفرستادم. البته در همان مهد آزادی تبریز مقالات بیشتری داشتم، ولی نویسندگی واقعی و جدی در واقع در قم شروع شد و همکاری با هفتهنامه ندای حق، جدیتر و مرتبتر شد...» (مجموعهای از خاطرات؛ از آغاز زندگی تا سال ۱۳۳۱، صص ۷۸ و ۷۹)
خسروشاهی درباره نشریه «ندای حق» در تهران میگوید: «(ندای حق) در تهران منتشر میشد. سردبیر و صاحب امتیاز آن، مرحوم سید حسن عدنانی بود و شاید تنها هفتهنامه مذهبی آن زمان بود». وی با دیگر نشریه مذهبی قم یعنی استوار نیز همکاری داشت. او ترجمه بخشهایی از کتاب «در اسارت اسلامیه» سید قطب را نخستین بار در اواسط دهه ۴۰ و در هفتهنامه ندای حق و بخشی دیگر را در نشریه استوار قم منتشر کرد و بعدها آنها را با نام «ما چه میگوییم؟»، به صورت مستقل چاپ نمود. او درباره سبک و سیاق خود، در همکاری با نشریات آن زمان قم میگوید: «هر نشریهای که در قم در میآمد، من با آن همکاری داشتم و برایم جناح بندی، خط و خطوط مصطلح حوزوی و پیروی از این یا آن مرجع مطرح نبود، بلکه اصل هدف مطرح بود». (مجموعهای از خاطرات، ص ۸۳)
وی محدود به نشریات فارسی زبان نماند و برای نشریات عربی نیز مقاله مینوشت. انتشار مقالهای درباره زندگی و فعالیتهای شهید سید مجتبی نواب صفوی در مجله «البعث الاسلامی» (به صاحب امتیازی ابوالحسن علی الحسنی الندوی، چاپ لکنهو هندوستان) در ابتدای سنین جوانی (رجب ۱۳۷۷ ق/ بهمن ۱۳۳۶ ش)، اولین مقاله منتشر شده عربی اوست.
نهضت امام خمینی، احیاگر حوزههای علمیه
استاد معتقد است: «آغاز حرکت امام و نهضت پانزدهم خرداد، باعث شد تا همه طلاب ـ یا اکثریت آنها ـ به میدان بیایند، به عرصه مجلات، روزنامهها و کتابها پا بگذارند و آشکارا در سیاست و مسائل اجتماعی دخالت کنند. اینها همگی از برکات قیام پانزدهم خرداد بود و من معتقدم، هیچکس به غیر از امامخمینی قادر نبود، تا این سد را بشکند و این فضای نادرست را اصلاح کند و این مانع ارتجاعی را از سر راه بردارد». (درباره امام خمینی، ۱۵ خرداد و مسأله انقلاب، صص ۲۱ و ۲۲)
خسروشاهی در جریان نهضت اسلامی و به همراه شماری از همفکران خود، نشریه داخلی حوزه علمیه قم را با عنوان «بعثت» و طی سالهای ۴۴ ـ ۴۲ منتشر کرد. این نشریه با همکاری اکبر هاشمی رفسنجانی، علی حجتی کرمانی، سید محمود دعایی و او منتشر میشد و «ازسوی عناصر مبارز اعم از طلبه، دانشجو، بازارى و کارگر، در سطح وسیعى، در قم، تهران و شهرهاى بزرگ، توزیع مىشود». (اسناد نهضت اسلامی ایران (ج ۱ و ۲): بعثت و انتقام، ص ۲۳) «نشریه بعثت به رغم حجم کم، در آن دوران خفقان، بسیار سازنده و امیدبخش بود و در واقع پس از قیام ۱۵خرداد و سرکوب حرکت اسلامى ایران و قتلعام مردم ازسوی رژیم و ادامه حبس غیرقانونى امامخمینى در سال ۱۳۴۲، نقش استمراربخشى مبارزه را بر عهده داشت که به قول آیتالله رفسنجانى ـ در ضمن یک مصاحبه ـ کار مهمى بود و خیلى مؤثر که تا به حال هم تاریخ این نشریه روشن نشده براى مبارزان!». «بعثت» در میان همه محافل اسلامى ـ ملى و همه عناصر فعال سیاسى آن زمان، «بُرد» داشت و، چون براى نخستین بار یک نشریه سیاسى، آن هم بهطور «مخفى و زیرزمینى» از حوزه علمیه قم منتشر مىشد، مورد توجه همگان قرار گرفته بود و حتى طبق اطلاع، در بعضى از شهرستانها ـ از جمله «مشهد» ـ ازسوی مبارزان آن مناطق، تکثیر و توزیع مىشود». (همان، ص ۲۴)
همکاری با نشریه مکتب اسلام
مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، نشریهای مذهبی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی بود که با همت جمعی از فضلای حوزه علمیه قم در سال ۱۳۳۷ و با هدف مبارزه فرهنگی و مقابله با فساد اخلاقی و اجتماعی، کار خود را آغاز نمود و با ارائه رویکرد اصلاح دینی جامعه، به شدت مورد توجه مردم قرار گرفت و توانست در شکل دادن به هویت دینی مردم به خصوص نسل جوان، تأثیر بسزایی داشته باشد. خسروشاهی، در عداد تحریریه دوره دوم این نشریه بود و سالها با این نشریه همکاری داشت و مقالات زیادی ـ اعم از تألیف و ترجمه ـ در این نشریه به چاپ رساند. وی بعدها، برخی از همین مقالات را با افزودههایی در قالب کتاب نیز عرضه میکرد. بعدها در اسفند ۱۳۹۱، با حضور وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر حوزههای علمیه، در همایش گرامیداشت ۵۴ سال انتشار مجله درسهایی از مکتب اسلام از پایهگذاران این مجله مانند آیات عظام: مکارم شیرازی و سبحانی و برخی نویسندگان پیشکسوت مجله مانند آقایان: خسروشاهی، پیشوایی، فرجاللهی و مرحوم دوانی و نیز مرحوم محمود حکیمی، تجلیل و تمبر یادبود این نشریه رونمایی شد.
نمایندگی امامخمینی در وزارت ارشاد ملی
تجربه فعالیت مطبوعاتی خسروشاهی و شناخت وی از وضعیت رسانهای کشور و معروفیت او به عنوان یک نویسنده و کنشگر فرهنگی فعال با روابط عمومی گسترده و ارتباطات متنوع باعث شد، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از سوی امام خمینی (ره)، به مدت دو سال، به عنوان نماینده امام در وزارت ارشاد ملی منصوب شود. وی در گفتوگویی بیان میکند «پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی برای آنکه بر حسن جریان امور نظارتی باشد، در بعضی نهادها، نمایندگانی انتخاب فرمودند؛ بر امور اشراف داشتند. در میان وزارتخانهها، به نظرم فقط در دو وزارتخانه نماینده تعیین فرمودند: یکی وزارت دفاع بود که آیتاللهخامنهای را به علت صلاحیتهای ویژهای که داشتند، انتخاب فرمودند و دیگری وزارت ارشاد ملی بود که اینجانب را به علت آشنایی به امور مطبوعاتی و تبلیغات بینالمللی ـ همانطور که در متن حکم آمده است ـ انتخاب فرمودند.» (نگاهی به زندگی و آثار...، صص ۴۷ و ۴۸)
کار فرهنگی و مطبوعاتی در واتیکان و ایتالیا
فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی خسروشاهی، در دوران سفارت وی در واتیکان نیز ادامه یافت و حتی انتقاداتی از عملکرد واتیکان و پاپ وقت نیز داشت و بدین گونه فعالیتهای او گستره بینالمللیتری یافت و با غالب مجلات جریانات اسلامگرای انقلابی و اصلاحی وقت در اروپا، ارتباط و همکاری داشت. وی در دوران مسئولیتش در واتیکان، «مرکز فرهنگی اسلامی اروپا» را تأسیس کرد که علاوه بر تشکیل جلساتی برای دانشجویان مسلمان ایرانی و عرب، عمدتاً به نشر کتابها و رسالههای اسلامی به زبان ایتالیایی، انگلیسی و فرانسوی پرداخت. (همان، ص ۶۴)
ادامه انتشار هفتهنامه «بعثت»
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به طور مشخص از بهمن ۱۳۵۸، از سوی خسروشاهی، «هفتهنامه بعثت» به صورت مستمر تا پایان حیاتش منتشر میشد. در این نشریه، افکار و گزارشات و تحلیلهایی در فضای جهان اسلام و اندیشمندان اسلامی با رویکرد تقریبی و آسیبشناسی فضاهای فرهنگی و دینی منتشر میشد. شاید بتوان گفت یکی از کارهای ماندگار استاد، انتشار نشریه «بعثت» بود که طی چهار دهه و در بیش از هزارو ۶۰۰ شماره، نشر یافت. این هفتهنامه برای برخی مراکز و غالب شخصیتهای فرهنگی و تقریبی شاخص کشور، به رایگان ارسال میشد و مخاطبان را از آخرین اخبار سیاسی و فرهنگی جهان اسلام و بینالملل مطلع میکرد. چهرههای فرهنگی و دینی بسیاری از این نشریه استقبال و برخی مانند علامه سید مرتضی عسکری هم از آن تقدیر کردند.
انتشار فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر»
خسروشاهی در دهه ۷۰، فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» را منتشر کرد. طی ششسال، ۲۴ شماره از این نشریه منتشر شد و سه ویژهنامه تخصصی از این نشریه درباره سید جمالالدین اسدآبادی، آیتالله کاشانی و مکتب تفکیک نیز به دست علاقهمندان رسید. این فصلنامه در برخی کتابفروشیها و مراکز نشر مقابل دانشگاه تهران، مانند: طهوری، توس، مدرس، دفتر نشر فرهنگ اسلامی یا شرکت سهامی انتشار (خیابان جمهوری، نرسیده به میدان بهارستان) و دفتر فروش سازمان تبلیغات اسلامی (میدان فلسطین) نیز توزیع میشد. (ر. ک: فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۱۱ و ۱۲، ص ۳۵۲)
اهداف و سبک کاری «تاریخ و فرهنگ معاصر»
ستاد در مورد سبک و سیاق و رویکردهای این فصلنامه مینویسد: «چارچوب اصلی مجله ما، تاریخ و فرهنگ بود، با قید «معاصر» ... چراکه عصر دیگران گذشته است! و اگر ما به عصر خود نپردازیم، دیگران به آن خواهند پرداخت و تاریخ ما را آنطور خواهند نوشت که خود آنها میخواهند. طبیعی است که کنکاش در تاریخ و فرهنگ بدون ورود به میدان جامعه و سیاست، عملی و مقدور نیست، این بود که روش مجله از روز نخست: تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اعلام شد و به همین دلیل، در همه زمینههای فوق، مقالاتی در فصلنامه منتشر میشود و جای شگفتی از دوستانی است که پیوند تنگاتنگ «تاریخ و فرهنگ» با «سیاست و اجتماع» را نادیده میانگارند و هوادار مقالاتی منهای سیاست هستند!... (فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۱۳ و ۱۴، بهار و تابستان ۱۳۷۴، ص ۵) وی در شمارهای دیگر میگوید: «ما اهل خط بازی نیستیم و خود را فوقالخطوط میدانیم و هدفی هم، جز خدمت به نام خدا و برای خلق نداریم...». (فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۸، زمستان ۱۳۷۲)
در برخی شمارههای فصلنامه، بخشی به عنوان «سخن آخر» یا «نامههای وارده» وجود دارد. در سخن آخر، او برخی دغدغهها و مشکلات نشر این فصلنامه را ذکر میکند و در «نامههای وارده» که افراد مختلفی برای مجله یا او نامه مینویسند و او نیز ملزم به پاسخگویی است، توضیحاتی هر چند کوتاه بیان مینماید. وی در پایان شماره ۸ این فصلنامه (که پایان سال دوم انتشار این فصلنامه است)، مینویسد: «نشریهای، چون تاریخ و فرهنگ معاصر که در چارچوب مشخص تاریخ و فرهنگ منتشر میشود، در همه دنیا با همکاری و کمک گروهی ثابت و مشخص و شاید هم ادارهای مجهز با هزینهای از قبل آماده و تأمین شده منتشر میشود، اما نشریه ما چنین نیست و خود همه وظایف را به عهده گرفتهایم و سنگینی آن را ـ که اهل فن از وزن آن آگاهند ـ بر دوش میکشیم، تا هم استقلال و آزادی را حفظ کنیم و هم تحمیلی بر دیگران نباشد!». (همان، شماره ۸، ص ۳۵۱)
خسروشاهی در برخی شمارههای نشریه مطالبی مینویسد که گویای شرایط فرهنگی و فکری آن روز جامعه است. وی در شمارهای مینویسد: «از محصول کار سه ساله خود خوشنود هستیم، چراکه وسع ما بیشتر از این نیست... تلاش و کوششی است در حد توان و میدانیم که اگر دوستان! همکاری معنوی با ما داشتند، مجله پربارتر و مفیدتر میشد، اما اگر دوستان یاری نمیکنند، دیگر چه توقعی؟ بیتردید ما با کمبودهای مجله، بیشتر از خوانندگان محترم آشنا هستیم، ولی چگونه میتوان آنها را برطرف ساخت؟ به نظر ما راه تعاون ـ همکاری و همفکری ـ میتواند کمبودها را برطرف سازد، اما متأسفانه اغلب دوستان وعده ارسال عکس و خاطره و مقاله میدهند، ولی به علت کثرت مشاغل و ضیق وقت به این وعدهها وفا نمیشود. بگذریم از دوستان «دگراندیشی» که داعیه تحمل عقاید دیگران را دارند، اما آنچنان دچار ضیق حناق هستند که حتی از معرفی مجله ما در نشریات خود پرهیز میکنند! تا عملاً نشان دهند چگونه با تنگنظریها و انحصارگراییها مخالفند!». (فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۱۳ و ۱۴، ص ۵)
برخی دیدگاههای دوره سردبیری «تاریخ و فرهنگ معاصر»
خسروشاهی به صورت ویژه، به نوشتن تاریخ معاصر تأکید دارد و در اینباره معتقد است: «بر این باوریم تاریخ را باید به طور گروهی نوشت... یعنی هر کسی که بخشی از کارهای تاریخی را به عهده داشته یا آنها را انجام داده است، باید به تحریر و تقریر آن بخش بپردازد... و به ما رخصت دهد که در برداشتهای خود آزاد باشیم. از آغاز، هدف ما آن بود که تاریخ و فرهنگ معاصر، منبر یا تریبونی آزاد برای همه تاریخنویسان و صاحبان اسناد باشد و آنها با عدل و انصاف، به تحریر حقایق بپردازند و ما منتشر سازیم، ولی متأسفانه گروهی آن چنان خود را در همه چیز محق میدانند که باز برخلاف ادعا، نه تنها تحمل شنیدن عقاید و افکار و برداشتهای تاریخی ـ فرهنگی دیگران را ندارند، بلکه با چماق تهمت و چاقوکشی قلمی، به میدان میآیند و تصور میکنند هنوز ما در قرون وسطی به سر میبریم یا درها، در همه جا و همیشه، به روی یک پاشنه میچرخد!». (فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۱۳ و ۱۴، بهار و تابستان ۱۳۷۴، ص ۵)
همکاری مستمر و طولانی مدت با روزنامه اطلاعات
استاد، سالهای طولانی و به صورت مستمر، مقالات، یادداشتها و گزارشاتی در روزنامه اطلاعات منتشر میکرد که برخی از آنها در قالب مجموعه کتابهایی از جمله مجموعه «حدیث روزگار» منتشر شده است. از سویی دیگر برخی کتابهای مهم خودش را نیز از طریق انتشارات اطلاعات منتشر مینمود. او در دهه پایانی عمر پربار خود، با روزنامه «جوان» و نشریات شاهد یاران و یادآور نیز همکاری مستمری داشت که خود از آن همکاریها به نیکی یاد میکرد.
همکاری با ناشران مختلف
وی علاوه بر نشریات، با ناشران مختلف قم مانند: دارالعلم، دارالفکر، دارالتبلیغ اسلامی، شفق، نسل جوان، خرم، بوستان کتاب در قم و مراکز انتشاراتی تهران مانند: اطلاعات، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بعثت، شرکت سهامی انتشار، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مؤسسه تحقیقاتی امام موسی صدر، مجمع تقریب مذاهب اسلامی و... همکاری داشته است و برخی کتابهایش را از این طریق روانه بازار نشر ساخت.
منابع
۱. نگاهی به زندگی و آثار استاد سید هادی خسروشاهی، به کوشش سید محمود خسروشاهی، چاپ اول، ۱۳۸۷، قم: انتشارات امام عصر (عج).
۲. اسناد نهضت اسلامی ایران (ج ۱ و ۲): بعثت و انتقام، به کوشش سید هادی خسروشاهی، چاپ اول (ویراست دوم)، زمستان ۱۳۹۵، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۳. درباره امام خمینی، ۱۵ خرداد و مسئله انقلاب، خاطرات مستند استاد سیدهادی خسروشاهی، به کوشش معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۷، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج.
۴. شمارههای فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، به صاحب امتیازی و سردبیری سیدهادی خسروشاهی، قم: مرکز بررسیهای اسلامی.
* پژوهشگر تاریخ معاصر