تحلیل غالب در شبکههای لندنی در دو روز اخیر با تغییر آشکار این بود که حمایت بیدریغ سران امریکا و اسرائیل از اعتراضات ایران و در ادامه، «جنگجنگ» کردن تحلیلگران اشتباه بوده است، زیرا موجب شد پشت اعتراضات خالی شود. در ادامه علت عقبنشینی امریکا از حمله نظامی را پیام عراقچی به ویتکاف میدانند که در آن گفته است «ایران تصمیمی برای اعدام بازداشتشدگان آشوب ندارد».
چند فریب در این ادعاها آشکار است؛ اول اینکه قطعاً اگر آشوبها ادامه داشت، چنین تغییر رویکردی در تحلیلها نمیدادند، زیرا در زمان خود گمان میکردند که «همزمانی تهدید حمله با آشوب»، کارساز است، اما حالا و بعد از پایان آشوب، با این تغییر میخواهند القا کنند که در ایران جنبشی بزرگ شکل گرفته بود که اشتباه ترامپ و اسرائیل و برخی تحلیلگران و مجریان این جنبش را خراب کرد! واقعیت این است که کل ماجرای آشوب اخیر در چارچوب همان «آشوب با وعدهی جنگ» میگنجد و چیزی خارج از آن، وجود خارجی نداشت. آن آشوب و آن وعدهی حمله نظامی به ایران با هم پیوسته و یک بستهی واحد بود. چنان به «وعدهی جنگ ترامپ» خوشبین و امیدوار بودند که با قاطعیت میگفتند «کل ماجرا یک جنگ است و جنگ، کشته دارد». حتی وقتی گفتند «باکی نداریم که یک میلیوننفر هم کشته شوند و این خاصیت جنگ است»، نشان دادند که نقشه واقعی آنان کشتهسازی میلیونی بود و آن را تنها راهحل فروپاشی تمدنی ایران میدانستند. با اینحال، وقتی آشوب پایان یافت، شکست را به گردن اشتباه «جنگنامیدن» آن میاندازند. اگر فایننشالتایمز میگوید «کماندوهای اسرائیلی در تجمعات تهران بودند» و والاستریتژورنال میگوید «هدف این آشوب فروپاشی تمدنی و تجزیهی سرزمین ایران بود»، اینها یعنی دقیقاً برنامهی آنان نه این تعداد کشته بلکه کشتههای میلیونی بود، هرچند حالا حرفزدن از آن را عامل شکست پروژه میدانند! مگر جز با آن حرفزدن و تبلیغ و وعدهدادن به جنگ، چنین آشوبی تقویت میشد؟! تحلیلگرشان حالا میگوید، چون ترامپ و سران اسرائیل و تحلیلگران غربی حرف از جنگ و حمله زدند، پروپاگاندای جمهوری اسلامی در خارج از کشور قوی شده و برخلاف دفعات قبل اینبار حتی فمنیستها نیز حمایتی از آشوب در ایران نکردند.
فریب دوم آن است که قبلاً بنیان مرصوصشان ترامپ بود و میگفتند ترامپ تهدید کرده اگر در آشوبها کشتهها زیاد شود، به ایران حمله نظامی خواهد کرد و حالا با آنکه همزمان شمار کشتهها را هزاران نفر حدس میزنند، آن وعده ترامپ را نادیده میگیرند و مدعی میشوند که عقبنشینی از حمله به خاطر دلایل دیگر از جمله وعدهی ایران برای اعدامنشدن بازداشتیها است! درواقع بهطرز عجیبی چند خبر و تحلیل متضاد و متناقض را حتی در یک بسته خبری همزمان میآورند؛ از یک طرف میگویند اگر معلوم شود کشتهها زیاد است، ترامپ حمله میکند، سپس میگویند کشتهها زیاد بود، اما امریکا به این دلیل حمله نکرد که ترامپ معتقد است کشتهها زیر دستوپای خودشان لهشدند. سپس میگویند حرفهای ترامپ برای فریبدادن ایران است و قطعاً حمله خواهد کرد، زیرا دفعهی قبل هم در حین مذاکره و با فریب حمله کرد. بعد میگویند بله حمله منتفی شده، زیرا قرار است بازداشتیها اعدام نشوند، و بالأخره مدعی میشوند که دخالت ترامپ جنبش را خراب کرد.
در تناقضی دیگر با آنکه برخی میهمانان آنان میگویند دخالت نظامی نمیتواند به معترضان کمک کند، و برخی دیگر نیز معتقدند امریکا و اسرائیل در شرایط حمله به ایران بهخاطر ناتوانی از کنترل عواقب نظامی و اقتصادی آن نیستند، گزارشگران این شبکهها عقبنشستن امریکا از حمله را «محبت و منت ترامپ بر مردم ایران» معرفی و تحلیل میکنند. گزارشگرانشان لباس سیاه پوشیدهاند، با آنکه چند ماه قبل و در زمان حملهی امریکا و اسرائیل و کشتهشدن هزار و اندی از مردم عادی و کودکان و نظامیها و دانشمندان، نه لباس سیاه پوشیدند و نه اثری از اندوه در چهرهی آنان بود، بلکه آن زمان هم برای نابودی تمدن ایرانی دندانتیز کرده بودند و حتی مثل اینبار چمدانهایشان را برای ورود به ایران بسته بودند.
این فضای پر از تضاد و تناقض بیشتر پیامد دروغگویی مستمر این شبکههاست که گفتهاند «دروغگو کمحافظه است» و این دروغها موجب میشود اخبار خلافواقع و ضد یکدیگر را حتی در یک گزارش خبری ببینیم. با صراحت میگویند اینترنت قطع است و هیچ خبری از داخل ایران نداریم و سپس با آمار دقیق و اطلاعاتی که در خود ایران و برای رسانههای ایران تازگی و تعجب دارد، از وقایع قطعی در ایران خبر میدهند.
میخواهند تمدن ایرانی و فرهنگ غنی ایرانی را که چه در تاریخ گذشته و چه در نیمقرن اخیر مقابل توفانها ایستاده است، با فوتکردن از بین ببرند؛ و جز اهالی حزب باد را با خود همراه نکردهاند.