کد خبر: 1340432
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۰۰
اپوزیسیون از براندازی به خودزنی رسید اوضاع و احوال این روز‌های اپوزیسیون برانداز بی‌وطن که طشت رسوایی‌اش در حمایت از اقدام نظامی علیه ایران، از بام افتاده است، به اسب‌های درشکه‌ای می‌ماند که در سربالایی نفسگیری قرار گرفته‌اند که نای رفتن ندارند، بنابراین از فرط خستگی و کلافگی همدیگر را گاز می‌گیرند
فاطمه بصیری

جوان آنلاین: اوضاع و احوال این روز‌های اپوزیسیون برانداز بی‌وطن که طشت رسوایی‌اش در حمایت از اقدام نظامی علیه ایران، از بام افتاده است، به اسب‌های درشکه‌ای می‌ماند که در سربالایی نفسگیری قرار گرفته‌اند که نای رفتن ندارند، بنابراین از فرط خستگی و کلافگی همدیگر را گاز می‌گیرند.

در حالی که امریکا و رژیم‌صهیونیستی تلاش می‌کنند علم شکسته‌شده پهلوی را به عنوان لیدر اپوزیسیون برای مقابله با جمهوری اسلامی بر سر دست حفظ کنند، آغاز دوباره اغتشاشات در ایران ماهیت متزلزل جریان‌های اپوزیسیون و شکاف‌های عمیق و غیرقابل ترمیم بین آنها را عیان کرد. این رسوایی مجدد، هنگامی رخ داد که جریان‌های ضدانقلاب بعد از ناکامی در اقدام میدانی و راه‌اندازی آشوب و جنایت، یکدیگر را مقصر دانستند و علناً به جان هم افتادند.

مصی علی‌نژاد، مهره سوخته جریان‌های برانداز که اسناد متعلق به دریافتی‌های وی از امریکا و رژیم صهیونی منتشر شده، در فیلمی از سرخوردگی خود و اینکه محل تهمت و فحاشی دیگر عناصر معاند است، سخن گفته است. علی‌نژاد که پیش‌تر دولت امریکا از وی خواسته بود هویتش را تغییر دهد، از سوی گروه فمینیست و اعضای زن، زندگی، آزادی در امریکا طرد شده بود و این گروه آن را مهره‌ای سوخته نامیدند که با وی دیگر کار نخواهند کرد.

در نمونه‌ای دیگر، «علی جوانمردی» که به تازگی مسئولیت تلویزیون صدای امریکا را بر عهده گرفته است، با انتقاد از انتساب رهبری به پهلوی برای جریان‌های اپوزیسیون، از روایت‌سازی رسانه‌های دیگر ضدانقلاب از روابط میان رضا پهلوی و ترامپ سخن گفته و تماماً آن را تکذیب و بازی رسانه‌های ضدانقلاب خوانده است.

در انگلیس، مأوای گروه‌های برانداز، تجمعات معاندین به درگیری و ضرب و شتم کشید تا جایی که پلیس لندن برای آرام کردن اوضاع وارد عمل شد و تعدادی از آنها را دستگیر کرد.

از سوی دیگر، هجمه‌ها و فحاشی‌ها علیه پهلوی بعد از شکست در اغتشاشات اخیر به حدی زیاد شد که یکی از مشاوران پهلوی در گفت‌وگویی تلویزیونی واکنش تندی به آنها داشت و از بقیه جریان‌های اپوزیسیون خواست از تصفیه‌حساب و بی‌اعتباری پهلوی دست بکشند.

افزایش اختلافات درونی و رواج ادبیات توهین‌آمیز میان جریان‌های اپوزیسیون، به‌حدی است که حتی رسانه‌ای مانند بی‌بی‌سی نیز ناچار به بازتاب و انتقاد از این وضعیت شده است، البته وجود چنین رفتاری مسبوق به سابقه است و در هر بزنگاهی که قرار است کسی عنوان لیدر اپوزیسیون را به خود نسبت دهد و سهم شکست را متحمل شود، جریان‌های برانداز به جان هم می‌افتند.

مثلاً در آذر امسال، زمانی که تجمعات هنجارشکنانه ضدایرانی به بهانه مراسم ختم یکی از وکلا به نام علی کردی با حضور چند چهره مشهور ضدایرانی در مشهد ضریب داده شد، جریان‌های اپوزیسیون باهم درگیر شدند و نشان دادند حتی به قدر مدیریت یک جمع چند‌ده نفره هم قدرت اجماع ندارند. درحالی‌که نرگس محمدی با بیانیه‌خوانی سعی داشت پروژه را به نفع منافقین مصادره کند، برخی سلطنت‌طلبان حاضر علیه او و مجاهدین خلق شعار دادند. برادر متوفی نیز از سلطنت‌طلبان خواست «خفه شوند» تا نرگس محمدی بتواند بیانیه منافقین را تا آخر بخواند.

این وقایع در کنار هم به خوبی نشان می‌دهد گروه‌های اپوزیسیون حتی توانایی اجماع و رفع اختلافات داخلی بین خود را ندارند و حاضرند برای کسب منفعت بیشتر و متواری شدن از موقعیت شکست، یکدیگر را حذف کنند، چه برسد به اینکه حکومتی تشکیل دهند و جامعه‌ای را مدیریت کنند.

شکاف بیشتر، امریکای سردرگم‌تر

امریکا برای آنکه خلأ ویترین سیاسی را برای زمامداری فردای ایران پر کند، در سال‌های اخیر و به ویژه از سال ۱۴۰۱ برنامه سازماندهی و اتحاد پوشالی جریان‌های برانداز خارج‌نشین را کلید زد و با هماهنگی‌های پشت پرده، نمایشی از یک ساختار منسجم در برابر ایران را به معرض دید همگان گذاشت، با این تصور که وجود اکثریت براندازان با دیدگاه‌های مختلف می‌تواند به جذب معناداری از گروه‌های مردم کشور منجر شود، اما نتیجه این بازی نمایشی، چیزی جز بروز اختلافات عمیق، درگیری‌های لفظی و حتی فحاشی بین رهبران و طرفداران آنها نبود. این اقدام مانند تیر به کمانه بازگشت و با تشدید اختلافات و درگیری‌ها، جریان‌های ضدانقلاب را در مقابل هم قرار داد و پوچ و بی‌معنا بودن این اتحاد را اثبات کرد. اپوزیسیون بار‌ها از جمله در پاره شدن منشور همبستگی ناتوانی خود را به رخ کشید و نشان داد حتی در تجمع تعداد معدود طرفداران، قدرت اجماع با یکدیگر را ندارند و با شعار و ناسزا، خشونت را علیه یکدیگر هم اعمال می‌کنند.

یکی از دلایل این اتفاقات، بی‌اعتباری و ناتوانی پهلوی در اداره کردن اپوزیسیون و حتی جریان سلطنت‌طلب است. پهلوی خود به عدم‌پذیرش از سوی مردم و ضعف عقلایی در قامت یک لیدر سیاستمدار معترف است. آنچه وی در مورد موقعیت متزلزل خود به عنوان دولت گذار در فردای جمهوری اسلامی می‌گوید، مؤید این است که جریان سلطنت‌طلب خودش می‌داند که نقش یک عروسک خیمه‌شب‌بازی را برای نمایش وجود یک دولت مورد قبول کاخ‌سفید در آنچه آنها براندازی تصور می‌کنند، بازی می‌کند و بدون آن کارکردی ندارد، زیرا خارج از این بازی نمایشی از سوی امریکا، رضا پهلوی نسخه ضعیف‌شده همان پهلوی متواری شده است که بدون ارتزاق از بودجه‌های ناتو و رژیم‌صهیونیستی، بقا و زندگی طبیعی‌اش در حد یک شهروند هم به خطر خواهد افتاد.

حتی تحلیلگران غربی و طرفدار سلطنت‌طلب هم به ناتوانی ذاتی پهلوی معترفند. نشریه مشهور اکونومیست با انتشار پستی در ایکس به بررسی ضعف‌های رضا پهلوی پرداخت و تأکید کرد که او هرگز «منتقدان جمهوری اسلامی در تبعید را متحد نکرده است». فرامرز دادرس، افسر سابق گارد پهلوی هم در اعترافات جدید خود پس از شکست پروژه امریکایی- پهلوی گفت که «رضا پهلوی اگر می‌توانست کاری کند، جلوی اخراج ایرانی‌ها از امریکا را می‌گرفت.»

بنابراین امریکا هم به خوبی دریافته که سرمایه‌گذاری روی پهلوی‌ها یک قمار از قبل شکست خورده است و نتیجه‌ای جز بی‌اعتباری بیشتر امریکا در بین مردم ایران و جهان ندارد، اما چاره‌ای ندارد که برای فقدان یک چهره اپوزیسیون بازی با پهلوی‌ها را ادامه دهد تا در باتلاق براندازی جمهوری اسلامی سریع‌تر فرو رود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار