اولویت این بود که صرف موضوع مرگ دستمایه شوخی نشده باشد و بعد اخلاقی و اجتماعی کار در مسیر قصه شکل بگیرد و پیامی داشته باشد، یعنی سرگرمی اولویت نباشد جوان آنلاین: «شیش ماهه» جدیدترین سریال مهران مدیری است که با بازگشت او به قاب تلویزیون، توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است. مدیری که با آثار طنز اجتماعی شناخته میشود، اینبار سراغ داستانی رفته که در عین سادگی، ظرفیت دراماتیک درخور توجهی دارد: مردی که متوجه میشود تنها شش ماه از عمرش باقی مانده است. همین خبر، نقطه آغاز مجموعهای از اتفاقات خانوادگی و اجتماعی میشود که فضای اصلی سریال را شکل میدهند.
به گزارش «جوان»، در سریال طنز «شیش ماهه» تازهترین اثر مهران مدیری، خانواده و اطرافیان شخصیت اصلی نقش پررنگی دارند و واکنشهای متفاوت آنها به خبر بیماری، موتور حرکت داستان است. سریال بیشتر از آنکه بر حادثههای بزرگ تکیه کند، بر گفتوگوها، سوءتفاهمها و تغییرات رفتاری تمرکز دارد؛ عناصری که باعث میشود فضای اثر نزدیک به زندگی روزمره و قابللمس به نظر برسد. این سریال را میتوان تلاشی برای روایت یک موقعیت خاص زندگی با زبانی قابلتماشا و خانوادگی دانست؛ روایتی که محور آن «زمان محدود» و تأثیر آن بر روابط انسانی است.
تعادل بین سرگرمی و انتقال پیام
احمدرضا کاظمی، یکی از نویسندگان سریال «شیش ماهه» درباره نحوه همکاری سه نویسنده بودن این سریال ۱۷ قسمتی بیان کرد: ما از قدیم با هم کار کرده بودیم و در برنامه «اسکار» (مجموعه نمایش خانگی با اجرا و کارگردانی مهران مدیری محصول ۱۴۰۲) هم با هم بودیم. بر این اساس در «شیش ماهه» با هم طراحی میکردیم و قسمتها را برای اینکه سرعت بالاتر برود، با هم تقسیم کردیم که هرکسی قسمتی را بنویسد و دیگران ویرایش کنند.
وی ادامه داد: در ابتدا طرح دیگری درباره مفهوم مرگ داشتیم که روی آن کار کرده بودیم، آقای مدیری کلیت آن را دوست نداشت، اما از این ایده که قصهای درباره مرگ با طنزی سیاه طراحی و نوشته شود خوشش آمد. درنهایت، در جلساتی که داشتیم ایده «شیش ماهه» براساس اتفاق شکل گرفت و این ایدهای جمعی بود. نوشتن این قصه کمی طول کشید، چون در ابتدا درگیر قصه قبلی بودیم و گاهی رفتوبرگشتهایی هم در آن رقم میخورد و از طرفی پس از جمعبندی نهایی و قرار به ساخت، برای این طرح عجله داشتیم. برای نوشتن فیلمنامه این قصه با تجمیع زمانهای غیرمفید، زمانی یکساله و به صورت مفید زمانی سهماهه صرف شد. این نویسنده در پاسخ به این سؤال که فیلمنامه «شیش ماهه» چه میزان تغییرات را در اجرا پشت سرگذاشته است، گفت: در این داستان بازنویسی اساسی نداشتیم و چیزی را تغییر ندادیم. صرفاً نکتههای مطرحشده مدیری را اصلاح میکردیم و آنهم درمجموع چیز زیادی نبود. البته، چون قصه کوتاه بود، بسط دادن این داستان در ۱۷ قسمت سخت بود و نیاز به داستانهای فرعی داشت، اما نباید این داستانهای فرعی، داستان اصلی را بهحاشیه میبرد. اساساً ربط دادن این داستانهای فرعی (خرید قبر یا ماشین و عمل کردن) به داستان اصلی سخت بود.
وی با اشاره به پایان این قصه عنوان کرد: پایانبندی قصه از اول مشخص بود و چند گزینه داشتیم که در نهایت بر اساس خرد جمعی و مشورت با مهران مدیری یکی را انتخاب کردیم.
کاظمی تصریح کرد: این سریال در موضوعاتی، چون فضای مجازی و روابط آدمها، رویکردی نقادانه به جامعه دارد و هرچه از فضای آپارتمانی خارج میشود و به سمت جامعه میرود – مانند بسیاری از کارهای پیشین آقای مدیری- به سمت بررسی مسائل اجتماعی حرکت میکند.
داستانی با سه نقطه عطف
نویسنده سریال «شیش ماهه» درباره نحوه ایجاد تعادل بین مرز سرگرمی و انتقال پیام در این اثر یادآور شد: مرز میان سرگرمی و پیامرسانی برای هر کسی رویکردی دارد، یعنی اینکه چه چیز را اولویت قرار دهم و چه چیز را بعد از آن بگذارم. زمانی که داستان شما درباره آدمی است که در آستانه مردن است و بازخورد رفتاری دیگران نسبت به این آدم لایه اجتماعی پیدا میکند، نیاز به سعی خاصی نیست. درنتیجه اولویت این بود که صرف موضوع مرگ دستمایه شوخی نشده باشد و بعد اخلاقی و اجتماعی کار در مسیر قصه شکل بگیرد و پیامی داشته باشد، یعنی سرگرمی اولویت نباشد تا بدون پیام باشیم. از سوی دیگر نمیخواستیم داستان خشکوخالی و بدون شوخی باشد و میخواستیم از هردو بعد –سرگرمی و پیامرسانی- بهموازات و هرجایی که به درد قصه میخورد، بهره ببریم.
کاظمی با اشاره به بازخورد مخاطبان بیان کرد: واکنشها در فضای مجازی متفاوت با آدمهایی است که آنان را حضوری میبینیم و البته بسیار ضدونقیض. البته همیشه در کارهای مهران مدیری، بهخصوص در ابتدای کار این واکنشهای متفاوت مسبوق به سابقه بوده است. برخی میگویند داستان کند است و کند پیش میرود و این شاید نقدی پرتکرار باشد. از سوی دیگر مثبتترین تعریف این است که یک شوخی بسیار جدی با قضیهای - مرگ یک آدم جوان – داشتیم که صحبت کردن در مورد آن غمگینکننده و شاید کمسابقه باشد.
وی یادآور شد: این داستان سه نقطه عطف داشت: اولین آن شنیدن خبر شش ماه زنده بودن بازیگر اصلی است؛ نقطه عطف دومی هم هست، اما نقطه عطف سوم بامزهترین بخش این سریال و قصه است که نمیخواهم آن را لو بدهم، ولی بینندگان منتظرش باشند. کاظمی اظهار کرد: تاکنون صحبتی برای فصل بعدی نشده است. این داستان در همین فصل بسته میشود، اما تجربه نشان میدهد که اگر ارادهای برای ادامه باشد، داستانها را میشود دوباره باز کرد. البته صحبتی برای ادامه نشده است.
یک دقیقه خنده مردم برای ما کافی است
سعید قلوبی، دستیار تهیه سریال «شیش ماهه» با بیان اینکه این سریال تجربه خوبی بود که به کارهایم اضافه شد، گفت: پشتصحنه و صحنه خیلی خوبی داشتیم و همه باهم روابط دوستانهای داشتند. کار کردن با مهران مدیری بسیار خوب بود. او میگفت نیازی نیست ۴ و ۵ صبح سرکار بیاییم. ساعت ۹ و ۱۰ میآییم و تا آخر شب کار را میگیریم. ضمن اینکه جمعهها را تعطیل میکرد. وی افزود: کسی سرکار او نمیتواند دادوفریاد کند، همه در آرامش کارشان را میکردند و میرفتند. از سوی دیگر گروه کارگردانی او و هماهنگیشان با گروه تولید بسیار خوب بود.
قلوبی تصریح کرد: حدوداً در ۲۵ اثر، دستیار تهیه بودهام و این دومین کار کمدی من بود. وقتی نفر اول کار را درست انجام میدهد، همه حالشان خوب است. مانند کنسرتی که باید همه چیز سرجای خودش باشد تا شما لذت ببرید.
وی در پایان با تأکید بر ظرفیتهای این سریال افزود: کمدی کم داریم و هرچه برای مردم کمدی بسازیم، کم است. مردم اگر یک دقیقه در این ۵۰ دقیقه (هر قسمت این سریال) بخندند برای ما کافی است و به هدفمان رسیدهایم.