بیتردید انسجام و اتحاد ملی یکی از مؤلفههای قدرت کشورمان در شکست اسرائیل و امریکای جنایتکار در جنگ ۱۲ روزه بوده که هم در دلگرمی و روحیه رزمندگان ما برای مقاومت و قدرت نظامی نقش همافزا داشت و هم برخلاف تصور باند مافیایی حاکم بر تلآویو، مانع شورش داخلی و باز شدن میدان برای ورود گروهکهای برانداز و تجزیهطلب و کشیده شدن کشور به فروپاشی و تجزیه یا پذیرش تسلیم در مقابل متجاوزان شد.
از این رو جنایتکاران حاکم بر تلآویو و واشینگتن بهدنبال جبران شکستهای خود بودند که شیوه کمهزینه برای خود و پرهزینه برای جمهوری اسلامی را اغتشاش و شورش داخلی میدانستند که تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمی و ایجاد اختلال در مبادلات اقتصادی و تجاری ایران برای تشدید نارضایتیهای داخلی مقدمه این نقشه جدید بود.
استفاده از نفوذ برای اختلال در بازار ارز از طریق فشار بر صرافیهای طرف معامله با ایران در امارات، اقلیم کردستان عراق و حتی افغانستان یکی از اقدامات عملیاتی برای فشار بیشتر و برهم زدن اوضاع اقتصادی ایران بود که با متمم جنگ روانی و تهدیدهای متوالی به شکلگیری روند افزایشی و نوسانات در بازار ارز و تحریک افکار عمومی به هجوم به خرید ارز و سوءاستفاده صاحبان سرمایه و مرتبط با عرضه و تقاضای ارز کمک میکرد. پدیدهای که از قدرت مدیریت دولت برای کنترل قیمت ارز فراتر رفت و سودهای نجومی را به نفع دلالان حرفهای رقم میزد و لذا دولت برای خروج از تله آنان و حذف رانت و فساد ارز بازار چندنرخی، اقدام به حذف ارز ترجیحی و اعلام و اعمال آن بدون زمینهسازی روانی و اقناع افکار عمومی نمود. به عبارتی هنوز شوک افزایش قیمت بنزین پشت سر گذاشته نشده بود که شوک ارزی بازار را ملتهب و بازاریان را بیقرار و به میدان اعتراض کشاند که البته منطقی و درست بود.
اما در این میان، اعتراض بازاریان با ورود گروههایی مشکوک به سمت اغتشاش سوق یافت و به شهرهایی کشیده شد که با ویژگیهای قومی و همچنین احساس محرومیت استعداد خشونت بیشتری دارند. با بروز درگیریها، سکوهایی در فضای مجازی با انعکاس برخی صحنهها به خشم و نفرت و همچنین القای وجود نظام در شرایط ضعف و بحران ایستیلا ضریب داده و اغتشاشگران را تحریک و تشجیع و به ادامه خشونت و تخریب میکردند.
در همین حال رئیسجمهور امریکا که نظارهگر میدان بود و از تخلیه هیجانات اغتشاشگران اکثراً جوان و فروکش کردن اغتشاشات نگران شده بود، وقیحانه به مداخله رو آورد و تهدید کرد اگر جمهوری اسلامی ایران با اغتشاشگران برخورد کند، به ایران حمله خواهد کرد.
این تهدید در حالی بود که با ورود عناصر مسلح و حرفهای نهتنها به سمت پلیس در خیابان شلیک میشد و مراکز دولتی و حتی خصوصی تخریب و به آتش کشیده میشد، بلکه به مراکز نظامی نیز برای خلع سلاح حمله میشد. جالبتر اینکه با این تهدید ترامپ که در آستانه ربایش رئیسجمهور ونزوئلا و قدرتنمایی ترامپ انجام شده بود، برخی گروهکهای تجزیهطلب و معاند نیز اعلام فراخوان گسترده داده و موج بعدی آشوبها در گستره بیشتر و با شدت خشونت بالاتر در روزهای پنج شنبه و جمعه بهوقوع پیوست که اینبار در برخی شهرها عناصر آشوبگر از سلاح گرم برای تصرف مراکز نظامی و همچنین کشتهسازی استفاده میکردند که این اقدام کثیف به افزایش تلفات منجر شد و تعدادی کشته برجای گذاشت که به شکل مشکوک حتی در محلهای غیر درگیر مورد اصابت سلاح سرد و گرم قرار گرفته بودند.
این سیاست کثیف و جنایتکارانه در راستای تداومبخشی به اغتشاشات و توسعه خشونت با متهمسازی نظام در دستور کار هستههای خفته و مسلحی بود که پیش از این توسط گروهکهای معاند و جذبشده، آموزش دیده و مسلح شده بودند. جالبتر اینکه حمایتهای ضمنی اسرائیل از شورشها هم دیگر شکل علنی به خود گرفت و جریان سلطنتطلب که در شعارها نقش محوری یافته بود در خارج از کشور با پرچمهای اسرائیل و پرچمهای جعلی ایران تجمعات مشترک با عناصر صهیونیست برگزار و مسئولان اسرائیلی رسما اعلام کردند نیروهای ویژه آنان در کنار اغتشاشگران در میدان حضور دارند. به عبارتی همان جنایتکاران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که دستشان به خون بیش از هزار ایرانی شریف آلوده بود و تسلیم یا تجزیه ایران را در راستای پیادهسازی نقشه خاورمیانه جدید و تکرار سرنوشت سوریه و لیبی در ایران را هدفگذاری کرده بودند، به حمایت علنی و مستقیم از اغتشاش پرداخته و پیش از این آموزش جنگ شهری و سلاح و مهمات را توسط گروهکهای تجزیهطلب در اختیار اغتشاشگران قرار داده بودند، مستقیماً در میدان رسانهای و عملیات هر دو حضور داشتند تا انتقام خود را از اتحاد ملی ایرانیان و شکست در جنگ ۱۲ روزه جبران نمایند.