دیشب میدان امامخمینی (ره) تهران، حال و هوای دیگری را تجربه کرد. میدانی که معمولاً محل عبور روزمره شهروندان است، اینبار در میان نورافکنها، سازه عظیم «فاتح خیبر» و موج جمعیت، به صحنهای زنده برای روایت تاریخ اسلام و مقاومت معاصر تبدیل شد جوان آنلاین: دیشب میدان امامخمینی (ره) تهران، حال و هوای دیگری را تجربه کرد. میدانی که معمولاً محل عبور روزمره شهروندان است، اینبار در میان نورافکنها، سازه عظیم «فاتح خیبر» و موج جمعیت، به صحنهای زنده برای روایت تاریخ اسلام و مقاومت معاصر تبدیل شد و صدالبته، تصویری که از حضور گسترده مردم در این رویداد به نمایش درآمد، درست پس از تهدیدات اخیر دشمنان و فضاسازی برخی جریانهای همسو با آنها، معنایی بسیار فراتر از یک تجمع فرهنگی داشت، چراکه بسیاری، آن را پاسخی روشن، جمعی و معنادار به زیادهگوییهای دشمنان میدانستند.
از همان لحظهای که جمعیت آرامآرام به میدان آمد، میشد حدس زد که قرار است شبی پرتب و تاب، رقم بخورد. شبی که هنر، تاریخ و حماسه در کنار هم قرار بگیرد و پایتخت را به شهری با ضربان تندتر تبدیل کند. سازه «فاتح خیبر»، همراه با حضور دهها هنرمند و صحنهای که تا دوردست میدان ادامه داشت، این اجرای خیابانی را در جایگاه یکی از بزرگترین و پرجزئیاتترین نمایشهای میدانی سالهای اخیر نشاند، نمایشی که بیش از آنکه دیده شود، با تمام وجود احساس شد.
سفر به دل تاریخ
بخش اولیه برنامه، تماشاگران را به دل تاریخ برد. نورهای متمرکز، موسیقی زنده و حرکت هماهنگ بازیگران، ۱۲ پرده از زندگی امیرالمؤمنین (ع) را پیش چشم مردم زنده کرد، از تولد در کعبه تا همراهی با پیامبر اسلام (ص) و نهایت فتح قلعه خیبر.
در میان موج جمعیت، مردی که دست دختر کوچکش را گرفته بود، آرام به او گفت: «نگاه کن، امشب شهرمان، شکل دیگری دارد» دخترک هم با چشمانی که از نورها برق میزد، فقط سرش را تکان میداد.
اوج این بخش اما، لحظه رونمایی از یادمان فاتح خیبر بود، سازهای غولپیکر با ارتفاع ۱۷ متر (اندازه ارتفاع ساختمان شش طبقه) و عرض ۱۴ متر که لحظه کندن درِ قلعه خیبر را بازآفرینی میکرد. نورپردازی دقیق و جلوههای ویژه، این سازه را به نقطهای خیرهکننده در میدان تبدیل کردهبود.
موبایلها بالا رفته بود، فلاشها روشن، و همزمان نیز از گوشه و کنار میدان صدای تحسین شنیده میشد. پیرمردی که عصا به دست داشت، با لبخندی روی لب گفت: «این مراسم یک چیز دیگر است، احساس افتخار میکنم.»
بازخوانی سالهای آتش و مقاومت
با آغاز بخش دوم، نمایش از تاریخ صدر اسلام عبور کرد و به وقایع معاصر رسید. صحنهای به وسعت هزارو۸۰۰ متر مربع، میزبان ۱۲۰ هنرمند نمایش و موسیقی بود، ترکیبی از بازیگران، گروههای حرکتی، نوازندگان و اجراگران جلوههای ویژه.
این بخش با مرور تلاشهای حاج قاسم سلیمانی آغاز شد، روایتی تصویری از سالهایی که او برای امنیت ایران و منطقه جنگید. سپس نمایش به نبردهای اخیر ایران با رژیم صهیونیستی و امریکا در «جنگ ۱۲ روزه» رسید. ویدئومپینگ، نورهای لیزری و افکتهای صوتی، میدان را به صحنهای سینمایی تبدیل کردهبود.
در لحظهای که صدای انفجار پخش شد، پدران و مادران، کودکانشان را بغل کردهبودند و با آنها صحبت میکردند، تا مبادا بترسند.
در آن لحظه، مردی با ریش جوگندمی، دستش را روی سینه گذاشت و گفت: «این نمایش، تنها گوشهای از واقعیتاست. خوب است که این چیزها را نشان میدهند، مردم باید بدانند چه گذشته است.»
او درست میگفت. نشان دادن این نمایشها، خیلی چیزها را روشن میکند، همان واقعیتی که شاید به مرور زمان به فراموشی سپرده شود، حال با اجرای تئاتر خیابانی، دلاوریها و رشادتهای قهرمانان کشورمان برای بار دیگر، یادآوری میشود.
پیام روشن یک حضور جمعی
در اطراف میدان، اکرانهای محیطی، تیزرهای تلویزیونی و محتوای شبکههای اجتماعی نیز دیده میشد، محتواهایی که شکستهای تاریخی دشمنان ایران را با محوریت امیرالمؤمنین (ع) و سردار سلیمانی روایت و فضای مراسم را تکمیل میکردند.
سه دختر جوان که کنار یکی از سازههای نورپردازی ایستادهبودند، درباره کیفیت اجرا صحبت میکردند. یکیشان گفت: «به گمانم تهران دارد کمکم یاد میگیرد که چطور شهروندانش را با اجرای نمایشی جذاب، غافلگیر کند.»
دیگری که گوشیاش را بالا گرفتهبود و فیلمبرداری میکرد، اضافه کرد: «اما مهمتر از اجرا، این است که مردم دور هم جمع شدند، این خودش در چنین روزهایی، پیام مهمی دارد.»
بیتردید برگزاری این رویداد در شب سالروز ولادت امیرالمؤمنین (ع) و ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، حالوهوای مراسم را رنگی از حماسه و انسجام ملی بخشیده بود. بسیاری از حاضران این همزمانی را پاسخی فرهنگی به تهدیدات و لفاظیهای اخیر دشمنان میدانستند، موضوعی که در شعارها، واکنشها و حضور پرشور مردم کاملاً نمایان بود.
مردی که پرچم ایران را روی شانهاش انداخته بود، با صدایی بلند که اطرافیان هم شنیدند، گفت: «دشمن خودش خوب میفهمد.»
پیرزنی که کنار او ایستاده بود، آرام دعای خیر کرد: «خدا خودش نگهدار جوانانمان باشد، اینها، تکتکشان سرمایه هستند.»
مسیر تازهبرای روایت هویت
در میان ازدحام جمعیت، برخی از حاضران به این نکته اشاره میکردند که چنین رویدادهایی تنها یک نمایش ساده نیست، بلکه ادامه مسیری است که مدیریت شهری طی سالهای اخیر دنبال کردهاست، مسیری که مطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران، پیشتر بارها درباره آن سخن گفتهبود.
او گفت که مدیریت شهری از همان سال اول «یک راهبرد در مورد امیدافزایی و انسجام اجتماعی» داشته و این مسیر «یکشبه یا صرفا در سال جاری اتفاق نیفتاده است.»
محمدخانی اظهار داشت که ساخت مجسمه آرش «حدود دو سال زمان برده» و تجربه جنگ ۱۲ روزه، نگاه مدیریت شهری را نسبت به ضرورت همبستگی ملی عمیقتر کردهاست، تجربهای که به گفته او نشان داد «دشمن چقدر برای ایجاد تفرقه برنامهریزی دارد و انسجام چقدر ارزشمند است.»
او تهران را شهری توصیف کرد که همه چیز در آن معنایی متفاوت پیدا میکند، شهری با جمعیتی نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در شب و بیش از ۱۳ میلیون نفر در روز، با تنوعی از اقوام، سلایق و حتی اقلیتهای دینی که در کنار هم زندگی میکنند.
محمدخانی همچنین بیان کرد که تهران در جنگ ۱۲ روزه «خط مقدم بود» و همین تجربه، اهمیت انسجام اجتماعی در پایتخت را دوچندان کردهاست. از همین منظر، مدیریت شهری تلاش کرده با برگزاری جشنهای بزرگ میدانی، کارناوالهای نوروزی و رویدادهای فرهنگی، مردم را در میدان کنار هم قرار دهد و برای تاریخ و فرهنگ مشترک ایرانیان، یک نگاه واحد بسازد.
محمدخانی استقبال گسترده مردم از رونمایی مجسمه آرش در میدان ونک را نقطه عطفی در استفاده از ظرفیت هنرهای شهری دانست، استقبالی که باعث شد شهرداری به سراغ آثار دیگری برود و حتی برنامهریزی کند تا چند مجسمه دیگر از قهرمانان شاهنامه نیز به شهر اضافه شود.
او گفت که ایده برخی از این آثار، از جمله مجسمه شاپور ساسانی و والرین، از «بیانات رهبر معظم انقلاب» الهام گرفتهشده و هدف این است که این نمادهای تاریخی نه در سکوت، بلکه «در قالب یک رویداد بزرگ با حضور مردم» رونمایی شوند، رویکردی که شب گذشته در مراسم «فتح خیبر» نیز ادامه پیدا کرد.
سخنگوی شهرداری همچنین توضیح داد که تندیس «فاتح خیبر» نیز با همین نگاه طراحی شده و قرار است پس از رونمایی، در بزرگراه امام علی (ع) نصب شود.
او گفت که این رویداد ذیل کمپین «تکرار خواهد شد» برگزار شده، کمپینی که همزمانی ۱۳ رجب و ۱۳ دی، یعنی ولادت امیرالمؤمنین (ع) و سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی، الهامبخش شکلگیری آن بودهاست.
محمدخانی اظهار داشت که نمایش ۱۲ پردهای «فتح خیبر»، از نظر ابعاد، تعداد هنرمندان و نیروی انسانی، نمونهای مشابه در تهران یا دیگر شهرها نداشته است.
فرود آرام یک حماسه شهری
این مراسم، با استقبال گسترده مردم، اجرای هنرمندان و جلوههای ویژه چشمگیر به پایان رسید.
هنگام خروج از میدان، بسیاری از حاضران همچنان درباره سازه، کیفیت اجرا و پیام مراسم صحبت میکردند، چراکه صحنهای واقعی و زنده پیش چشمشان قرار گرفتهبود، صحنهای که تنها به اجرای یک نمایش خلاصه نمیشد، بلکه بخشی از یک روایت بزرگتر درباره هویت، انسجام و حافظه جمعی ایرانیان بود. همان لحظه بود که باد سردی شروع به وزیدن کرد، پرچمهای کوچک در دست مردم تکان میخورد. مردی که کلاه بافتنیاش را پایین کشیدهبود، ایستاد، نگاهی دوباره به سازه انداخت و گفت: «بعضی شبها از یاد آدم نمیرود، چون که فقط دیده نمیشود، بلکه با تمام وجود حس میشود. این شب هم از همان شبهاست.»
خانمی که کنارش ایستادهبود، حرفش را تأیید کرد و گفت: «خدا را شکر که آمدیم، ارزشش را داشت. این برنامهها، مردم را به هم نزدیکتر میکند.» و جمعیت، آرام و بیصدا، در تاریکی خیابانهای اطراف کم و کمتر شد، گویی که شهر، خودش پرده آخر را پایین میکشید.