جوان آنلاین: صبح روز ۲۸ مردادماه سال ۱۴۰۳ مأموران پلیس تهران گزارش مرگ مشکوکی را در یکی از بیمارستانها به قاضی موسی رضازاده، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران اعلام کردند. با اعلام این خبر، تیم جنایی به بیمارستان رفتند. در گزارش اولیه تیم پزشکی علت مرگ ایست قلبی بر اثر مسمومیت دارویی عنوان شد، اما شکایت خانواده متوفی، مسیر پرونده را تغییر داد.
ارتباط پنهانی
با دستور بازپرس، جسد برای بررسیهای بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد. نتیجه آزمایشها نشان داد که متوفی، مردی بهنام آصف، بر اثر خوردن مادهای شبیه به قرص برنج جان خود را از دست داده و شواهدی از خودکشی در دست نبود. همین موضوع، فرضیه جنایت را تقویت کرد. در ادامه تحقیقات، مأموران به ارتباط پنهانی همسر آصف با مردی به نام کامران، که از دوستان صمیمی شوهرش بود، مشکوک شدند. خانواده آصف نیز در شکایتی رسمی اعلام کردند که احتمال میدهند عروسشان در مرگ پسرشان دست داشتهباشد.
با دستور بازپرس جنایی، رفتارهای زن جوان تحتنظر قرار گرفت و بررسی پیامکهای او، پرده از رابطهای پنهانی با کامران برداشت؛ رابطهای که از مدتی قبل از مرگ آصف آغاز شدهبود. هر دو متهم بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند، اما در ابتدا جرم خود را انکار کردند. زن جوان تلاش کرد خانواده شوهرش را مقصر جلوه دهد و ادعا کرد مرگ همسرش در ارتباط با ماجرای گنجیابی و بدهیهای مالی به خانوادهاش بودهاست. وی در ادعایی گفت: شوهرم و خانوادهاش از جویندگان گنج بودند. آنها احتمال میدادند در قطعه زمینی گنج گرانبهایی مدفون شده و میخواستند به آن گنج برسند. آنها تصمیم گرفتند دستگاه گنجیابی به صورت اشتراکی بخرند و گنج را پیدا کنند. سهم شوهرم ۵۰میلیون تومان بود و، چون پولی نداشت، یکی از اعضای خانوادهاش سهم او را پرداخت کرد و قرار شد پس از پیدا کردن گنج، او سهمش را بدهد. گنجی پیدا نشد و شوهرم هم پولی به خانوادهاش نداد. آنها به شوهرم فشار میآوردند و در نهایت هم شوهرم خودکشی کرد.»
یک سال بعد
دو متهم با تناقضگویی جرم خود را انکار میکردند و از سوی دیگر خانواده مرد فوت شده هم اعلام کردند ادعای عروسشان دروغ است. بررسیها هم نشان داد آصف و همسرش با هم اختلاف داشتهاند و حتی او از ارتباط پنهانی همسرش با کامران با خبر بوده، اما به دلایلی سکوت کردهاست. از سوی دیگر مدارک و شواهد موجود، از اختلافات شدید خانوادگی، رابطه پنهانی و نیت قبلی برای ارتکاب جنایت حکایت داشت و سرانجام کامران در بازجوییها اعتراف کرد که فریبا همسرش را مسموم کرده و به قتل رساندهاست. با این اعتراف، زن جوان باز هم جرم خود را انکار میکرد، اما در نهایت پس از گذشت نزدیک به یک سال صبح دیروز وی مقابل قاضی موسی رضازاده به قتل شوهرش اعتراف کرد.
اختلاف خانوادگی
متهم وی در ادعایی گفت: «۲۰ سال قبل با شوهرم ازدواج کردم. زندگی خوبی داشتیم و حاصل زندگیمان هم الان دو دختر نوجوان و خردسال است. از چند سال قبل شوهرم همراه خانوادهاش در جستوجوی زیرخاکی بودند تا اینکه به خانوادهاش بدهکار شد. ما وضع مالی خوبی نداشتیم و همین موضوع باعث اختلاف ما شد. شوهرم دست بزن داشت و هر زمانی من اعتراض میکردم، کتک میخوردم. از سوی دیگر کامران از دوستان صمیمی شوهرم بود و به خانه ما رفت و آمد داشت. با او آشنا شدم و درد دل میکردم که با هم دوست شدیم. سپس تصمیم گرفتم از شوهرم جدا شوم، اما او مرا طلاق نمیداد تا اینکه تصمیم گرفتم شوهرم را بیمار کنم و او مدتی خانهنشین شود و بعد من از او جدا شوم. من قصد قتل نداشتم و به همین دلیل تصمیم گرفتم او را مسموم کنم تا مدتی بیمار شود. چند روز قبل از حادثه، کامران پیشنهاد داد با سم موش آصف را مسموم کنم و من هم سم موش خریدم در نوشیدنی شوهرم حل کردم و به او خوراندم. شوهرم پس از خوردن حالش بد شد و در بیمارستان فوت کرد. ما میخواستیم با صحنهسازی مأموران را فریب دهیم، اما در نهایت دستمان رو شد.»
تحقیقات از دو متهم ادامه دارد.