کد خبر: 1192903
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۲ - ۰۶:۰۰
نگاهی به کتاب «چوکان حُمینی»
یک تلاش محترم اما ناکافی تاریخ شفاهی جدیدترین و در عین حال کهن‌ترین شیوه تاریخ‌نگاری است؛ کهن‌ترین است، زیرا نوع بشر تاریخ خود را از طریق نقل و روایت اشعار و افسانه‌ها به نسل‌های بعدی انتقال داده است
آزاده جهان‌احمدی

تاریخ شفاهی جدیدترین و در عین حال کهن‌ترین شیوه تاریخ‌نگاری است؛ کهن‌ترین است، زیرا نوع بشر تاریخ خود را از طریق نقل و روایت اشعار و افسانه‌ها به نسل‌های بعدی انتقال داده است. این شیوه در ایران و اسلام نیز سابقه‌ای دارد، اما جدید است، زیرا پس از جنگ جهانی دوم بود که با اختراع ضبط‌صوت تاریخ شفاهی به عنوان یک منبع تاریخی با ارزش پذیرفته شد. به عبارت دیگر، تاریخ شفاهی به شیوه امروز برای اولین بار در سال ۱۹۴۸ م در امریکا، در دانشگاه کلمبیا پایه‌گذاری شد، با تشکیل انجمن تاریخ شفاهی در سال ۱۹۶۶ م و سپس تأسیس بخش تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۷ م تاریخ شفاهی وسعت بیشتری یافت و به عنوان مبحثی جدی در محافل پژوهشی و تاریخی جهان شناخته شد و مورد قبول واقع شد. در ایران نیز با وقوع انقلاب اسلامی و ایجاد ضرورت بررسی ریشه‌های انقلاب و پیامد‌های آ‌ن شامل وقایع سیاسی چند دهه پیش از آن، اهمیت تاریخ شفاهی دوچندان و به سرعت منجر به تأسیس مراکزی، چون بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، گروه‌های تاریخ شفاهی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران شد.
به طور خلاصه می‌توان گفت تاریخ شفاهی در واقع گفت‌وگویی قاعده‌مند و آگاهانه بین دو نفر درباره ابعادی از وقایع گذشته است که از نظر هر دوی آن‌ها دارای اهمیت تاریخی است و برای تبدیل‌شدن به سند و ماندگاری آن ضبط و ثبت می‌شود. این کار از طریق مصاحبه صوتی یا تصویری صورت می‌گیرد و سپس نمایه‌سازی و مستندسازی و قابل استفاده می‌شود. تاریخ شفاهی می‌تواند راهی باشد برای اظهارنظر مردمی که خود در خلق اسناد گذشته‌شان مشارکت نداشته‌اند، و در واقع فرصتی است برای مردمی‌سازی نگارش تاریخ.
وقایع و حوادثی در جامعه رخ می‌دهد که برخی از آن‌ها جایی ثبت نمی‌شود یا تجربیات، هنرها، مهارت‌ها و پیشه‌هایی در جامعه وجود دارد که ممکن است جامعه به آن توجهی نکند و به تدریج از صحنه جامعه حذف شوند. اگر تاریخچه رخداد‌های ثبت‌نشده و تجربیات جامعه را جمع‌آوری کنیم، مجموعه ارزشمندی می‌شود که موجب پیوستگی اجتماعی و انتقال تجربیات و عامل تعمیق اجتماعی می‌شود. به روش تاریخ شفاهی می‌توان این گنجینه‌ها را ضبط و ثبت کرد. استنفورد در مورد اهمیت تاریخ شفاهی اینگونه نوشته است: «اهمیت تاریخ شفاهی این است که در سطوح متعددی تازگی دارد، نه تنها نوع غیرمعمولی از شواهد را می‌شناساند بلکه منابع مختلفی را نیز می‌گشاید. بخش‌های مختلف حوزه تاریخی را دسترس‌پذیر می‌سازد و غالباً زوایای جدید از تفسیر را مطرح می‌کند. با توجه به گستره تاریخ شفاهی می‌توان گفت مقوله‌ای دوسویه است، یعنی با تاریخ و علوم اجتماعی در ارتباط است.»
چند سالی ا‌ست که با توجه به اهمیت تاریخ شفاهی مسائل مرتبط با انقلاب اسلامی موجب تولید کتاب‌هایی متمرکز بر این موضوعات شده است. کتاب چوکان حمینی نوشته علیرضا میرشکار یکی از این کتاب‌هاست.
میرشکار در این کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای در ۲۶فصل سراغ ثبت خاطرات شفاهی حضور جهادسازندگی در روستای زرآباد سیستان‌و‌بلوچستان رفته است. در مواجهه با این کتاب دقیقاً اولین پرسش جدی در اینجا خودنمایی می‌کند.
این کتاب برای چه مخاطبی واجد جذابیت است؟ برای ساکن تهران؟ اصفهان؟ بوشهر؟ برای دانشجو؟ دانش‌آموز؟ برای مخاطب ۶۰‌ساله؟ ۲۵ ساله؟ مخاطب هدف کیست؟ اصلاً مخاطب هدفی وجود دارد یا فقط وجهه همت، تلاش برای ثبت خاطرات است؟
باید توجه جدی داشت که در این فقره مسئله نادیده‌انگاشتن تلاش نویسنده کتاب نیست، کمااینکه مخاطب وقتی سراغ مقدمه می‌رود و با شرح ماوقع و تلاش‌های نویسنده روبه‌رو می‌شود، نمی‌تواند نسبت به آن تلاش بی‌تفاوت باشد، اما نتیجه آن تلاش در یک بی‌فرمی عجیب و غریب از دست رفته است، یعنی ما با مواد خامی طرف هستیم که برای تهیه و به‌دست‌آوردن‌شان تلاش بسیار زیاد و سختی صورت گرفته است، اما این مواد خام بدون هیچ پرداخت ادبیاتی و بدون هیچ فرم جذابی ارائه شده است. مراد از پرداخت ادبیاتی استفاده از توصیفات در بازنمایی عوامل طبیعی نیست بلکه بهره از ویژگی‌هایی است که یک اثر را به مرز ادبیات بماهو ادبیات می‌رساند. باید توجه داشت ادبیات خود متعهد به بازنمایی تصویر انسان در بستر زندگی و هستی است و دقیقاً از همین رهگذر است که با مؤلفه‌هایی، چون زبان و لهجه، راوی، زاویه دید، شخصیت‌پردازی و صحنه مواد خام را تبدیل به اثری جذاب، خواندنی و اثرگذار می‌کند.
در واقع ما در این کتاب به رغم تلاش بسیار نویسنده برای استخراج داده‌های متقن و موثق با متنی روبه‌رو هستیم که در عین خام‌بودن در چارچوب و محصور در محیط زرآباد باقی‌مانده، از این رو برای مخاطب عملاً فاقد جذابیت است.
سوژه در این کتاب جهاد سازندگی، نیرو‌ها و فعالیت نیرو‌های جهاد است. نویسنده «چوکان حمینی» متمرکز و نزدیک به سوژه ایستاده و سعی کرده از مناظر گوناگون به این حضور معنادار در آن بوم نگاه کند، یعنی در واقع آقای میرشکار ساختار سازمانی جهادسازندگی را در سطح کلان نادیده گرفته و به سوژه کتاب که تا حدی جزئی ا‌ست معطوف تام و تمام بوده.
حضور جهادسازندگی در زرآباد حضوری معنادار و هویت‌بخش برای انقلاب بوده است، از این رو تعامل ساکنان بومی سیستان با انسان انقلاب اسلامی و تأثیر این انسان بر زندگی ساکنان آن منطقه محروم خود به تنهایی می‌تواند سوژه برای بررسی انسان‌شناسانه و جامعه‌شناختی باشد. هر چند تاریخ شفاهی متعهد به بررسی‌های جامعه‌شناختی نیست، اما عملاً یکی از مسیر‌های جدی درک درست انسان انقلاب اسلامی تمرکز بر اطلاعات دریافتی از رهگذر تاریخ شفاهی است.
از نکات مثبت کتاب این است که هر چند بنا بوده فعالیت جهادسازندگی محوریت کتاب باشد، لکن علاوه بر تمرکز نویسنده بر این موضوع به شکل گزیزناپذیر نیرو‌های جهادی موضوعیت فرعی جدی می‌یابند. شاید اگر نویسنده تمهیدی در قالب فرم برای کتاب می‌اندیشید، ما در یک هم‌پیوستگی منسجم نهاد جهاد و جهادگر را در یک بستر واحد با پرداخت هنرمندانه و جذاب می‌دیدیم و با این ترفند به ساحت بسیجی امام‌خمینی نزدیک‌تر می‌شدیم.
مخاطب با مطالعه این کتاب هر چند نمی‌تواند منظر جهادگر انقلابی را درک کند، اما می‌تواند روحیه جهادی، علل توفیق و حتی چالاکی سازمان جهاد را از میان خاطرات پراکنده راویان ببیند.
اگر نویسنده می‌توانست برای این اثر یک پیرنگ حاوی دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی و چندین دال شناور حول دال مرکزی تعریف کند، قطعاً با اثر پیراسته‌تر و منسجم‌تری روبه‌رو بودیم.
انسان انقلاب اسلامی در چه پارادایمی زیست و تنفس می‌کند که از انواع امکانات در آلمان و انگلیس می‌گذرد و برای اجرای فرمان امام به زرآباد می‌آید. به گمانم تلاش نویسندگان در چنین کتاب‌هایی که بناست تصویری روایت‌گون از تاریخ معاصر متأثر از انقلاب اسلامی بدهند، برای رسیدن به مرز درک و تبیین چنین عللی، کتاب را به مرز روایت می‌رساند که از هر خاطره‌ای گفتن را روایت نمی‌نامند. روایت متکفل گشودن پنجره‌ای بدیع به سوی انسان است، برای درکی عمیق‌تر از آدم و زندگی او.
متأسفانه نه تنها در این کتاب که در غالب کتب تاریخ شفاهی همه چیز در سطح باقی می‌ماند. مثلاً در همین کتاب چوکان حمینی از مشکلات تا تلاش و حتی رفع محرومیت در برخی موارد همگی به شکل جزئی پرداخت شده‌اند و ما با تصویری عمیق و مدلل روبه‌رو نیستیم. با همه این اوصاف نمی‌توان و نباید چشم به روی تلاش نویسنده کار بست. این اثر در نوع خود حاوی نکات خوبی است. از جمله استفاده گاه‌وبی‌گاه از اصطلاحات بومی است که به نزدیک شدن ذهن مخاطب به وضعیت راویان و سوژه کمک می‌کند یا حتی با همین اطلاعات خام ما با یک برش عرضی در آگاهی از ضریب نفوذ حرکت جهاد در سیستان روبه‌رو هستیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار