کد خبر: 1191503
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۲ - ۰۵:۲۰

اولین سؤالی که بعد از ناکامی در بازی‌های آسیایی هانگژو به ذهن هر کسی می‌رسد این است که چرا حسرت حضور امید‌های فوتبال ایران در ایران از نیم‌قرن گذشت. اینکه چرا این همه سال نتوانستیم این طلسم را بشکنیم و به المپیک راه یابیم. جواب خیلی ساده است. مشکل اصلی عدم‌نتیجه‌گیری امید‌های فوتبال ایران طی این سال‌ها به مسئولان رده‌بالای ورزش و فوتبال کشور برمی‌گردد؛ از وزارت ورزش گرفته تا فدراسیون فوتبال، به آدم‌هایی که یا ورزشی نیستند یا اگر هم هستند سواد و دانش و تجربه این کار را ندارند.
شما نگاه کنید هر بار که ما نتیجه نمی‌گیریم، سریع سرمربی را تغییر می‌دهند، اما حتی یک بار برای نمونه هم نشده که در پی عدم‌نتیجه‌گیری، دست روی مدیریت گذاشته شده و مدیریت را تغییر دهند! فکر می‌کنید چرا قطر قهرمان جام ملت‌ها می‌شود، بعد میزبانی جام جهانی و س‍پس میزبانی جام ملت‌ها را می‌گیرد؟ فکر می‌کنید آن‌ها همه کار‌ها را خودشان انجام دادند؟ مشخص است که نه. با استخدام و به‌کارگیری مدیران موفق دنیا هم کارشان را پیش می‌برند و هم تجربه‌اندوزی می‌کنند تا در سال‌های آتی با آنچه در این مسیر اندوختند، خودشان کارهای‌شان را پیش ببرند. چه عیبی دارد ما یک بار هم که شده به جای مربی، مدیر خارجی بیاوریم؟
چند بار دیگر باید چوب مدیریت نادرست و اشتباه را بخوریم؟ ما از مهدوی‌کیا به سادگی می‌گذریم و سراغ عنایتی می‌رویم. از کسی که در بالاترین سطح فوتبال آلمان کار کرده، به واسطه کار کردن در زمینه پایه‌ها تجربه زیادی دارد، می‌گذریم و دست روی گزینه‌ای می‌گذاریم که نه تنها در زمینه پایه‌ها تجربه‌ای ندارد که در مربیگری هم کم‌تجربه است، اما حتی در انتخاب او هم تعلل می‌شود. شما نگاه کنید بعد از کنار گذاشته‌شدن کیا و انتخاب عنایتی چند ماه زمان از دست رفت! حال از مربی‌ای که زمان زیادی برای ایجاد هماهنگی بین شاگردانش و رساندن آن‌ها به شرایط ایده‌آل بدنی فرصت چندانی ندارد، چطور می‌توان انتظار داشت نتیجه بگیرد و به سال‌ها حسرفت فوتبال ایران برای حضور در المپیک پایان دهد؟
اما وقتی می‌بینیم که نه با مربی باتجربه‌ای، چون مهدوی‌کیا که در این زمینه کار کرده است نمی‌توانیم نتیجه بگیریم و نه با مربی کم‌تجربه‌ای، چون عنایتی، پس یعنی کار از جای دیگری ایراد دارد و مسئله سرمربی تیم نیست. سال‌هاست در انتخاب سرمربی زمان زیادی را از دست می‌دهیم و دست آخر نیز انتخاب درستی نداریم. اگر هم انتخاب درستی انجام شود، صبر و حوصله نداریم و می‌خواهیم سریعاً به نتیجه برسیم. در حالی که مربیان باید برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ارائه دهند و فرصتی برای اجرای برنامه‌های‌شان داشته باشند. اما آیا هرگز این فرصت را در اختیار مربیان امید قرار داده‌ایم؟
کمتر کسی است که با مشکلات امید ناآشنا باشد چراکه مشکلات امید‌های فوتبال ایران در واقع مشکل فوتبال و کل ورزش کشور است. مسئله اصلی مدیریت است. ما مدیریت درستی نداریم، به همین دلیل نمی‌توانیم برنامه‌ریزی درست و اصولی داشته باشیم و همین باعث می‌شود همواره زمان را از دست دهیم. از سوی دیگر امکانات درست و حسابی هم نداریم و علاوه بر آن حتی توان ایجاد هماهنگی بین باشگاه‌ها و امید را هم نداریم، به همین دلیل اکثر مربیان نمی‌توانند نیروی مورد نظر خود را در اختیار داشته باشند. حالا مربی که نه زمان کافی دارد، نه بازیکنان مورد نیازش را در اختیار دارد، نه فرصتی برای ایجاد هماهنگی و رساندن آن‌ها به شرایط ایده آل بدنی را داشته، چطور باید به موفقیت دست یابد؟ موفقیت ابزار می‌خواهد که ما نداریم. همین می‌شود که می‌رویم به هنگ‌کنگ می‌بازیم؛ تیمی درجه سوم که همین یک ماه قبل با سه گل شکستش داده بودیم.
ما چه هزینه‌ای برای امید‌های فوتبال ایران کردیم. در دنیا از کل بودجه یک باشگاه ۲۵ تا ۳۵ درصد سهم تیم‌های پایه است، اما در ایران نهایت یک تا ۳ درصد. به تیم‌های بزرگ، مطرح و مدعی فوتبال ایران نگاه کنید، چه سهمی در سازندگی پایه‌ها دارند؟ همه این مشکلات از عدم‌مدیریت نشئت می‌گیرد؛ عدم‌مدیریت افرادی که سال‌هاست در فدراسیون رفت‌وآمد می‌کنند، بدون اینکه هیچ ثمره مثبتی داشته باشند. چرا آقایی که قلبش مشکل دارد، باید سرکار باشد. اگر مشکلی ندارد که چرا به او تهمت زده می‌شود، اگر مشکل دارد، پس چرا دوباره دست روی او می‌گذاریم؟‌
می‌بینید، همه چیز این فوتبال باهم می‌خواند! با این حساب چطور باید انتظار موفقیت داشت، وقتی هیچ یک از لازمه‌های موفقیت را در اختیار نداریم؟ این طلسم تنها زمانی می‌شکند که بخواهیم و قدمی برای تغییر دیدگاه و مدیریت فوتبال کشور برداریم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار