خیلی تکراری است اگر عنوان کنیم موفقیت در ورزش مرهون داشتن مدیریت و برنامهریزی درست است. چنانچه هر رشته ورزشی را یک پرنده فرض کنیم این دو فاکتور به مثابه بالهای این پرنده برای پرواز هستند. بدون تردید وجود نقص و ایراد در هر کدام از این بالها باعث زمین خوردن و سقوط خواهد شد.
اگر بدون غرض و مرض نگاه کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سالهاست جودوی ایران با فاصله گرفتن از دوران طلایی خود اسیر سوءمدیریت و نداشتن برنامه جامع و کامل است. در این میان برخی شیطنتهای داخلی و خارجی هم به کمک این دو نقیصه بزرگ آمدهاند تا شاهد این باشیم که جودوی ایران در سراشیبی سقوط قرار گیرد و چنان با سرعت به انتهای دره نابودی نزدیک شود که هیچ ترمزی نتواند جلوی این سقوط را بگیرد.
بازیهای آسیایی هانگژو آخرین عرصه حضور جودوی ایران بود؛ رقابتهایی که مثل تمام رقابتهای چند سال گذشته تاکنون چیزی جز شکست عاید جودوی ایران نکرد. جودوی ایران با محرومیت روبهرو شد. چند سال از تمامی میادین جهانی دور بود و سالهای سختی را پشت سر گذاشت، اما سؤالی که این روزها میتوان از مسئولان فدراسیون جودو پرسید، این است که در طول این چند سال چه کردهاید؟ چه برنامهای برای آینده جودو ریختهاید؟
قرار نبود جودوی ایران تا آخرالزمان تحریم و از مسابقات جهانی و بینالمللی فاصله داشته باشد. این محرومیت روزی تمام میشد و امروز همان روز است، ولی با کمال تأسف آنچه امروز دیده میشود، جنازه متحرکی به نام جودو است که به سبب سوءمدیریت و نداشتن برنامه هیچ حرفی برای گفتن در مقابل حریفان بینالمللی ندارد و اغراق نیست اگر عنوان کنیم که با ادامه این روند به زودی دیگر نامی از جودوی ایران باقی نخواهد ماند.
شیطنتهای داخلی و خارجی وجود داشته و دارد، اما مهم این است که ما برای مواجهه با آنها چه برنامهای داریم. اینکه بنشینیم و فقط با سروصدا و داد و بیداد بخواهیم فریاد بزنیم که علیه ما برنامهریزی میکنند و حق ما را میخورند، کارمان به جایی نخواهد رسید. این اتفاقی است که طی سالهای گذشته شاهد آن بوده و نتیجه آن را هم دیدهایم.
آخرین نتیجه همین عملکرد جودوی ایران در بازیهای آسیایی بود؛ جایی که همه دیدند جودوی ایران دیگر حتی در آسیا هم حرفی برای گفتن ندارد، چه رسد به میادین جهانی؛ آنجا که شیطنتها هم به اوج خود میرسد. اما جای تأسف است که عنوان کنیم دیگر حتی نیاز به شیطنت هم نیست. جودوی ایران از صدقهسری سوءمدیریت و نداشتن برنامه خودبهخود در حال نابودی است و دیگر حتی نیازی به طراحی معاندان و دشمنان داخلی و خارجی و توطئه هم ندارد. جنازه متحرکی که امروز از جودو باقی مانده است خودبهخود خواهد پوسید، بدون اینکه به دشمن احتیاج داشته باشد.
اینها واقعیتهای تلخی است که باید عنوان شود. گذشت آن زمانی که میشد همه چیز را به گردن شیطنتهای خارجی انداخت، امروز جودوی ایران نیازمند مدیریت تازه و برنامهریزی درست برای بازگشت به دوران اوج است و به طور یقین اگر این دو اتفاق رخ ندهد، هیچ چیزی جز شکست و سرافکندگی نصیب این رشته ورزشی نخواهد شد. این را باور کنیم که بخش اعظم شکستها و عدمموفقیتهای جودوی ایران مربوط به خودمان میشود نه دیگران و شیطنتهای خارجی. جودو را خودمان با سیاستهای غلط زمین زدیم و خودمان هم میتوانیم با برنامهریزی و مدیریت درست دوباره سرپایش کنیم. این واقعیت را بپذیریم تا جودو دوباره احیا شود.