سریال پژمان را یادتان میآید؛ آن دیالوگ معروف پژمان جمشیدی را که میگفت هند به زودی قطب فوتبال آسیا میشود هم حتماً به یاد دارید. کمتر از یک دهه از آن سریال میگذرد و هند حالا میرود تا نه قطب فوتبال آسیا که قطب ورزش آسیا شود.
هندیها هنوز راه درازی در فوتبال پیشرو دارند، اما یک نگاه گذرا به جدول ردهبندی بازیهای آسیایی که به روز آخر خود رسیده، ثابت میکند هند حالا میرود تا تبدیل به قطب ورزش آسیا شود و باید تأسف خورد به حال ما که حتی دیگر در فوتبال آسیا هم چیزی نیستیم چه برسد به اینکه بخواهیم در ورزش قاره کهن حرفی برای گفتن داشته باشیم.
اگر ورزش را به عنوان یکی از شاخصههای توسعه در نظر بگیریم باید اذعان کنیم در این مقوله نیز مانند خیلی موارد دیگر صرفاً شعار دادهایم و با هیاهو و جار و جنجال بیهوده فقط بزرگنمایی کردهایم. فقط شعار دادهایم که هزینه کردن در ورزش سرمایهگذاری است، اما با سپردن این امر مهم به مدیران ناکارآمد و نالایق شرایطی را فراهم کردهایم که ورزش کشور اینگونه به قهقرا برود.
مدیریت ورزش در کشورمان به مدیرانی «پاداش» داده شد که در مسئولیتهای دیگر و غیرمرتبط با ورزش ناکارآمدی خود را ثابت کردهاند. ورزش را به کسانی سپردهایم که جیرهخوار برخی مفسدان مالی بودند و پشت در اتاق آنها گردن کج میکردند. همان مفسدانی که معلوم نیست با کدام زدوبند، ثروتاندوزی کرده اند و «مالها» را راهاندازی میکنند.
هندیها کار کردند، درست از چهار سال گذشته تلاش خودشان را آغاز کردند، نه در یک رشته به نام فوتبال که در تمام عرصههای ورزشی. آنها حتی در کشتی نیز به ما تنه میزنند و حتماً خیلی زود شاهد آن خواهیم بود که در فوتبال هم بالای سر ما قرار گیرند. مگر چه چیزی کمتر از هنگکنگ دارند که نتوانند فوتبال ایران را شکست دهند.
«کار نیکو کردن از پر کردن است»، این ضربالمثل ماست که بقیه خیلی خوب اجرایش میکنند، اما ما اسیر مدیران نالایقی هستیم که جز به مطامع خود به چیز دیگری فکر نمیکنند. مدیرانی که به اسم اعزام کاروان کیفی، مربی ورزشکار را اعزام نمیکنند، اما خود و اطرافیانشان زودتر از همه چمدان مسافرتشان را میبندند و اینگونه میشود که هند در رده چهارم جدول ردهبندی بازیهای آسیایی قرار میگیرد و حتماً برای رسیدن به مثلث دست نیافتنی بالای جدول (چین، ژاپن و کرهجنوبی) برنامه دارد و جای تعجب هم ندارد اگر به آن برسد.
ازبکستان، چینتایپه، کرهشمالی، تایلند و حتی بحرین هم متوجه شدهاند که میتوانند با سرمایهگذاری و مدیریت درست در ورزش خود را بالا بکشند، اما ما هنوز سرگرم شعار دادن هستیم. هنوز هم حتی نمیتوانیم از ورزشکار مدالآورمان بهدرستی استقبال کنیم. هنوز درگیر هزینههای استقبال از قهرمانانمان هستیم که چگونه و چه کسی باید تأمنش کند و هنوز نگران «ستهای چرم مردانه» و «قوری کتری»هایی هستیم که در انبارهای استانداریها و شوراهای شهر خاک میخورند. هند یکی از قطبهای ورزش آسیا خواهد شد، در این شک نکنید. بقیه هم که امروز بالاتر از ما ایستادهاند به دنبال هندیها پیشرفت خواهند کرد؛ فقط سؤال مهم این است که ما کجای این روند ایستادهایم؟ ورزش ایران سرشار از استعداد و نبوغ است، اما گرفتار مدیرانی شده که حتی از عهده مدیریت خانه خودشان هم برنمیآیند و این مشکل نه معضل امروز ورزش که مشکل قدیمی و کهنه ورزش ایران است.
مشکل اینجاست که با وجود ادعاهای فراوان و شعارهای مکرر، ما ورزش را به عنوان یک ابزار توسعه نمیشناسیم. هنوز ورزش را صرفاً بازی میدانیم و مدیریت این بازی را برخلاف کشورهایی مثل هند به نالایقترین مدیران کشورمان میسپاریم. مدیرانی که مدتهاست تاریخ مصرفشان گذشته و بارها و بارها در عرصههای مختلف امتحان خود را به بدترین شکل ممکن پس دادهاند، اما هیچ عزمی برای کنار گذاشتن آنها نیست.