از زمانهای قدیم که صحبت میشود، بزرگترها میگویند یادش بخیر، چقدر همه رفت و آمد داشتند و حتی در یک خانه چند خانواده با هم زندگی میکردند. همین فاصله کم باعث آن همه صمیمیت و آرامش بود. بزرگترها که جای خود، حتی بچهها هم آرامتر و افتادهتر بودند. اصلاً رفتارشان قابل مقایسه با کودکان و نوجوانان امروزی نبود و...، اما چرا با این همه پیشرفت، شاهد وضع موجود هستیم؟ نسلهای جدید به کجا میروند؟ به چه میخواهند برسند؟ هدفشان چیست؟ و... از زمانهای قدیم که صحبت میشود، بزرگترها میگویند یادش بخیر، چقدر همه رفت و آمد داشتند و حتی در یک خانه چند خانواده با هم زندگی میکردند. همین فاصله کم باعث آن همه صمیمیت و آرامش بود. بزرگترها که جای خود، حتی بچهها هم آرامتر و افتادهتر بودند. اصلاً رفتارشان قابل مقایسه با کودکان و نوجوانان امروزی نبود و...، اما چرا با این همه پیشرفت، شاهد وضع موجود هستیم؟ نسلهای جدید به کجا میروند؟ به چه میخواهند برسند؟ هدفشان چیست؟ و... این نمونه سؤالها نشان از وجود نوعی تفاوت نسلی است. طبق نظریه روانشناسان و متخصصان یکی از عوامل این وضعیت تغییر در سبک زندگی است که ما را به پدیده شکاف نسلی و به تبع آن تعارض و در نتیجه آسیب رساندن نزدیک کرده است. فردی که دچار تعارض میشود، ویژگیهای اخلاقی او به سمت مخالفت کردن، دشمنی داشتن، همسو نبودن و مانع یکدیگر شدن میرود. از آنجاییکه نقش خانه و خانواده از دیگر محیطها بر تربیت درست فرزند مؤثرتر است، پس رشد کودک در چنین خانهای با مشکلات زیادی روبهرو میشود و آسیب به کودک هم دور از انتظار نخواهد بود.
امین حشمتی، کارشناس ارشد مشاوره و روان درمانی کودک و نوجوان با اشاره به این موضوع، انواع آسیب به کودک و نوجوان را به صورت آزار جسمانی، آزار هیجانی مثل پرخاشگری شدید قرار گرفتن، تحقیر شدن و ناسزا شنیدن، خشونتهای خانوادگی، مشاهده رویدادهای ناخوشایند و ابتلا به بیماریهای صعبالعلاج میداند. او معتقد است اغلب این نوع آسیبها برگرفته از فضای خانواده است. یعنی محیط خانواده، به خصوص والدین، به طور ناخواسته بنا به دلایلی آسیبهایی را به فرزندان وارد میکند.
این کارشناس ارشد مشاوره غفلت والدین از کودکان را مصداق دیگری از آسیب به کودکان میداند و میگوید: «مطابق گفتههای بزرگان روانشناسی، دوره کودکی شالوده شخصیت انسان است و هر فردی این دوره سرنوشت ساز را در طول زندگی طی میکند، پس میتوان گفت با توجه به سرنوشتساز بودن این دوره، میزان قابل توجهی از آسیبهای دوره نوجوانی و حتی بزرگسالی ریشه در دوران کودکی انسان دارد. اما از آنجایی که بچهها در دوران کودکی نیاز به محیط امن دارند تا بتوانند رشد سالمی داشته باشند، والدین نقش مهمی را در این زمینه ایفا میکنند. بنابراین رابطه بهینه والدین با یکدیگر و رابطه بهینه والدین با فرزندان نقش تعیین کنندهای را بازی میکند و برعکس غفلت والدین سبب آسیبهای بسیار زیانباری برای فرزندان میشود.»
وی با اشاره به اینکه سلامت و امن بودن محیط خانواده راه برون رفت از آسیبها و تعارضات وضع موجود است، اظهار داشت: «اولین و مهمترین گام، سالم و امن نگه داشتن محیط خانواده است و یک خانواده سالم غول تعارض در تربیت کودک را میشکند. والدین با یکدیگر باید رابطه عاشقانه داشته باشند و طوری رفتار کنند که به فرزندشان ثابت کنند عاشق یکدیگر هستند. از طرفی دوست داشتن دیگر اعضای خانواده آن هم بهصورت نامشروط حائز اهمیت است. مورد دیگر اینکه سعی کنیم رابطه والد و فرزند را تقویت کنیم. یعنی برای کودکانمان وقت بگذاریم، با آنها بازی کنیم، دنیا را از دید فرزندانمان ببینیم، برای آنها ارزش قائل باشیم و متناسب با سن برایشان وقت بگذاریم. آنها را صرفاً به چشم یک کودک نبینیم و از آنها انتظار استقلال بیشتری داشته باشیم. البته جایگاه والدینی خودمان را هم حفظ کنیم و اقتدار داشته باشیم. در مجموع احترام به اعضای خانواده را هیچ وقت فراموش نکنیم.»
این روان درمان کودک و نوجوان در پایان درباره حل مشکل شکاف نسلی و تفاوتهای رفتاری بین نسل دیروز و امروز به «جوان» میگوید: «همانطور که شاهد هستیم، سبک زندگی تغییرات بسیاری کرده و به قول قدیمیها برای رسیدن به چیزی باید چیزی را از دست داد که ما امروزه آن را به عینه در سبک زندگی تجربه میکنیم. با این وجود یکی از تواناییهایی که انسان را از سایر موجودات متمایز میکند، توانایی سازگاری اوست. بنابراین از والدین انتظار میرود برای رسیدن به این سازگاری، همیشه به فکر بهتر کردن روابط خود با فرزندانشان باشند. بهتر کردن این روابط در گرو کارهای مفیدی مثل گفتوگوی هدفمند، شوخ طبعی و تفریح مشترک بوده و از کنترل کردن و بازخواست کردنهای بیمورد از فرزندان خودداری کنند.»