کد خبر: 1185379
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۴۰۲ - ۰۲:۴۰

کانال تلگرامی «تفکر استراتژیک» از دو خطای شناختی مشهور نوشت. در ادامه خلاصه‌ای از این مطلب را مرور کرده‌ایم: سوگیری‌های شناختی (Cognitive bias) یا خطا‌های شناختی خطا‌هایی هستند ذهنی که به صورتی نظام‌مند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر می‌شوند و در تصمیم‌گیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تأثیر می‌گذارند... آنگونه که رولف دوبلی می‌گوید: اگر بتوانیم «خطا‌های بزرگ فکر و ذهن» را بشناسیم و از آن‌ها در زندگی خصوصی، روابط اجتماعی و کار دوری کنیم. احتمالاً جهشی بزرگ به سمت موفقیت خواهیم داشت ... در ادامه، دو‌خطای شناختی را مرور می‌کنیم.
خوشه‌انگاری
خوشه‌انگاری (clustering illusion) نوعی سوگیری شناختی است که ذهن تمایل دارد رد و نشان یک ارتباط را در میان اجزای یک مجموعه پیدا کند، در حالی که آن اجزا تصادفی گرد هم آمده‌اند. مثلاً وقتی شخص به ابر‌ها یا به رگه‌های شاخه درختان نگاه می‌کند، در آن‌ها شکل‌های معنادار می‌بیند... کشف ارتباط یعنی پیش‌بینی‌پذیری بالاتر. قدرت پیش‌بینی بالاتر یعنی تقویت عاقبت‌اندیشی. همه این‌ها باعث می‌شود تا در بی‌ارتباطی ارتباط ببیند و دچار خوشه‌انگاری شود و الگو‌هایی را می‌بیند که در واقع وجود ندارند.
دلیل دیگر این است که مغز پیش از هر چیز موجودات و اشیا را به صورت طرح‌های کلی درک می‌کند و سپس به جزئیات توجه می‌کند، مثلاً از هیبت چیزی که از دور می‌بیند سریعاً درک می‌کند یک سگ آنجاست. ادراک این‌چنینی بسیار مفید است، اما همین نوع ادراک باعث می‌شود طرح‌هایی را ببینیم که وجود ندارند.... یکی دیگر از نمونه‌های خوشه‌انگاری مفهومی است که به «مغالطه دست گرم» مشهور است. در این مغالطه برخی تصور می‌کنند که مثلاً وقتی یک بازیکن بسکتبال پرتابش به گل تبدیل می‌شود، اصطلاحاً دستش گرم می‌شود و احتمال اینکه پرتاب بعدی‌اش گل شود، افزایش می‌یابد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند ارتباط مثبتی میان نتایج پرتاب‌های مکرر وجود ندارد. خوشه‌انگاری در ورزش‌های دیگر نیز بین طرفداران شایع است.... کشف شکل‌های معنادار در ابر‌ها لذت‌بخش است، اما اگر خوشه‌انگاری مبنای تصمیم‌گیری شود دیگر نمی‌توان به نتایج لذت‌بخش امیدوار بود. بهتر است احتمال هر پیش‌آمدی را ابتدا مستقل بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیریم تا در تله خوشه‌انگاری نیفتیم.
تازگی انگاری
تازگی‌انگاری (Recency illusion) نوعی سوگیری شناختی است که طی آن ذهن وزن بیشتری برای اطلاعات تازه قائل می‌شود تا داده‌های قبلی. تجربه تازگی‌انگاری برای هر کسی آشناست. گاهی اوقات وقتی برای نخستین بار با موضوعی آشنا می‌شویم به غلط گمان می‌کنیم آن موضوع برای بقیه نیز تازگی دارد، اما بعد می‌فهمیم که سالیان زیادی از عمر آن موضوع می‌گذرد. آرنولد زویکی، برای نخستین بار این عبارت را در سال ۲۰۰۵ به کار برد. او فهمید افراد در مواجهه با واژه یا عبارتی که برایشان جدید است به غلط تصور می‌کنند که آن واژه یا عبارت تازه وارد زبان شده در حالی که آن کلمه یا عبارت سال‌هاست وی مطالعات بیشتری انجام و تعریف تازگی‌انگاری را گسترش داد: «باوری که فرد بر اساس آن می‌پندارد آنچه به تازگی متوجهش شده پدیده‌ای متأخر و تازه است.» تازگی‌انگاری ممکن است باعث شود موقعیت تاریخی در درک پدیده‌ها را دست کم بگیریم.
تازگی‌انگاری خود به پدیده‌ای می‌انجامد که از آن با عنوان «وهم تکرار» (frequency illusion) نیز یاد می‌شود. فرض کنید آتنا پس از سال‌ها تصمیم می‌گیرد ماشینش را عوض کند. به همین دلیل شروع می‌کند به مطالعه و تحقیق درباره خودرو‌های مختلف. در این میان یک یا دو ماشین نظرش را جلب می‌کنند. وهم تکرار که خود نتیجه توجه گزینشی است باعث می‌شود آتنا هر جا می‌رود همان ماشین‌ها را ببیند. حتی ممکن است وسط یک فیلم یا یک تبلیغ تلویزیونی دوباره همان ماشین ظاهر شود. اینجاست که آتنا ممکن است در وهم تکرار گرفتار شود و نتیجه بگیرد در انتخاب آن ماشین درست عمل کرده، چون همه جا هست، در حالی که واقعیت این است آتنا پیش از آن توجهی به ماشین‌ها نداشته و اکنون توجه گزینشی به ماشین‌ها دارد.
اگر اطلاعاتی برای ما جدید است به این معنی نیست که برای بقیه هم تازگی دارد. بهتر است پیش از هر چیز درباره هر آنچه برایمان جدید است مطالعه کنیم تا درکی درست و تاریخی از قضیه به دست آوریم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار