کد خبر: 1184178
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۴۰۲ - ۲۱:۰۱
مرد تحصيلكرده با معرفي خودش به عنوان قاضي، زنان پولدار را به بهانه ازدواج فريب مي‌داد و اموال آنها را سرقت مي‌كرد.
آرمين بينا

چندي قبل زن جواني در تهران به اداره پليس رفت و از مرد ناشناسي به اتهام سرقت مقرون به آزار اموالش شكايت كرد.
وي در توضيح ماجرا گفت: «چند سال قبل شوهرم فوت كرد و از آن زمان به بعد همراه پسر نوجوانم زندگي مي‌كنم. شوهرم وضعيت مالي خوبي داشت، به همين دليل پس از فوت او ما نياز مالي نداشتيم و همراه پسرم به خوبي زندگي مي‌كرديم تا اينكه مدتي قبل با مرد جواني به نام احسان براي ازدواج آشنا شدم. يك سال قبل يكي از دوستانم به نام آرزو با مردي در سايت همسريابي آشنا شد و با هم ازدواج كردند و الان زندگي خوبي دارند. او مي‌گفت من جوانم و بايد از اين فرصت براي ازدواج استفاده كنم. ابتدا به خاطر پسرم قبول نكردم، اما سرانجام تشويق‌هاي او كار‌ساز شد و من تصميم گرفتم ازدواج كنم و به زندگي‌ام سرو سامان بدهم.»
قاضي قلابي
شاکی ادامه داد: «مدتي قبل در سايت همسريابي با احسان آشنا شدم. او خودش را قاضي دادگستري معرفي كرد. تيپ و قيافه‌اش به قاضي مي‌خورد، وقتی او را دیدم لوازم امنيتي مثل بي‌سيم همراه داشت، به همين دليل به او مشكوك نشدم و حرف‌هايش را باور كردم. در مدتي كه با او ارتباط ‌داشتم زير و بم زندگي‌ام را برايش تعريف كردم. او حتي خبر داشت من چقدر پس‌انداز دارم و زندگي‌ام را چطور اداره مي‌كنم. چند باري در رستوران با هم قرار ملاقات گذاشتيم و يكديگر را از نزديك ديديم تا اينكه قرار شد روز حادثه به خانه‌ام بيايد و با هم درباره قرار و مدارهاي ازدواجمان صحبت كنيم. خيلي خوشحال بودم با قاضي دادگستري ازدواج مي‌كنم، اما خبر نداشتم او مردی شياد است و در پوشش قاضي قصد دارد زندگي‌ام را به باد بدهد.»
خواستگاري با آب هويج مسموم
زن جوان در ادامه افزود: «آن روز به پسرم گفتم دوستانم میهمان من هستند و او هم براي يكي، دو روز به خانه مادربزرگش رفت. من و احسان ابتدا بيرون با هم جگر خورديم و بعد او يك بطري آب هويج خريد و راهي خانه شديم. ساعتي با هم صحبت كرديم و بعد هم آب هويجي را كه خريده بود، خورديم. لحظاتي بعد سرم گيج رفت و ديگر هيچ چیز نفهميدم و وقتي به هوش آمدم، ديدم روي تخت بيمارستانم. تازه فهميدم قاضي قلابي مرا با آب هويج مسموم و بيهوش كرده است. پسرم پس از دو روز وقتي به خانه برمي‌گردد با پيكر نيمه‌جان من روبه‌رو مي‌شود و مرا به بيمارستان منتقل مي‌كند. وقتي از بيمارستان مرخص شدم، فهميدم او تمامي طلاها، سكه‌ها و پول‌هايم را كه بيش از چند ميليارد تومان ارزش دارد همراه خودروي پژویم سرقت كرده است.»
يك هفته بعد
با طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي محمد ولدي‌بيرانوند، بازپرس دادسراي ويژه سرقت براي شناسايي مرد كلاهبردار در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران پليس در نخستين گام شماره پلاك خودروی سرقتي را در اختيار تمامي گشت‌هاي پليسي قرار دادند تا اينكه يك هفته بعد از حادثه، مأموران خودروی سرقتي را در يكي از خيابان‌هاي تهران مشاهده و پس از توقف آن و كشف لوازم پليسي از داخل خودرو، راننده را به اتهام سرقت به اداره پليس منتقل كردند. بررسي نشان داد راننده خودرو همان خواستگار كلاهبرداري است كه زن جوان را با آب هويج مسموم و اموالش را سرقت كرده است. در حالي كه متهم در بازجويي‌ها ادعا مي‌كند فقط يك زن جوان را بيهوش و اموال او را سرقت كرده است، بررسي‌ها حكايت از آن دارد وي به احتمال زياد در پوشش خواستگار زنان ديگري را هم فريب داده و اموال آنها را به همين شيوه سرقت كرده است. تحقيقات از متهم ادامه دارد.
كلاهبردار فريب‌خورده
متهم هيچ سابقه‌اي در پرونده‌اش ثبت نشده و به گفته خودش وقتي از سوي دختر جواني كه عاشق او بوده فريب خورده، براي اولين بار نقشه سرقت از زن پولدار را به بهانه ازدواج طراحي و اجرا کرده است.
گفت‌وگو با متهم
‌ احسان سابقه داري؟
نه، من هيچ سابقه‌اي ندارم.
‌ به غير از شاكي از چند زن ديگر به اين شيوه سرقت كردي؟
شاكي اولين طعمه من بود و قبل از او با هيچ زن ديگري در سايت همسريابي آشنا نشده بودم.
‌ چه شد كه تصميم گرفتي به اين شيوه سرقت كني؟
من خودم زخم‌خورده اين شيوه هستم و همين موضوع باعث شد اين شيوه را طراحي كنم و به بهانه ازدواجف شاكي را فريب بدهم.
چطور خودت فريب خوردي؟
من عاشق دختر همسايه‌مان بودم و وقتي به خواستگاري او رفتم، خانواده‌اش شرط گذاشتند وقتي وضع مالي‌ام خوب شد به خواستگاري دخترشان بروم. از آن زمان به بعد همزمان با تحصيل شروع به كار كردم و حتي براي كار به خارج از كشور هم رفتم و در نهايت با دستي پر به ايران برگشتم. من تمامي پول‌هايم را به حساب دختر مورد علاقه‌ام واريز كردم و قرار بود او خانه‌اي در تهران بخرد و زندگي تازه‌مان را شروع كنيم، اما او ناگهان ناپديد شد و بعدها فهميدم با پسر جواني که نامزد كرده بود با پول‌هاي من از ايران به مقصد نامعلومي فرار كرده است. پس از اين حادثه، من افسردگي گرفتم، به‌طوري‌كه بيمار شدم. پس از آن تصميم گرفتم زنان پولدار را شناسايي کنم و به بهانه ازدواج فريب‌شان بدهم و اموال‌شان را سرقت كنم، اما در اولين سرقت به دام افتادم.
‌ چرا خودت را قاضي معرفي كردي؟
من فرد تحصيلكرده‌اي هستم و اطلاعات زيادي در همه رشته‌ها دارم، از طرفي هم مي‌دانستم وقتي خودم را قاضي يا فرد مهمي معرفي كنم، زنان زودتر به من اعتماد مي‌كنند و راحت‌تر می‌‌توانم نقشه‌ام را عملي كنم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار