چند وقت دیگر، زنگ آغاز سال تحصیلی مدارس زده خواهد شد. مهمتر از مسئله کیف، کتاب و کفش دانشآموزان که طبیعتاً در این روزها ذهن والدین را به خود مشغول کرده، مدرسه و کیفیت آموزشی فرزندان آنهاست که قرار است طی یکسال آینده به چه شکلی انجام شود. به منظور بررسی ضرورتهای این مسئله و آسیبشناسی وضعیت موجود با ناصر کوهستانی، کارشناس ارشد مسائل آموزشی و مدیر سابق برخی از مناطق آموزش و پرورش تهران گفت وگویی داشته ایم.
با توجه به نزدیکشدن به زمان آغاز سال تحصیلی، والدین چه کنند که فرزندان آنها در سال تحصیلی آینده وضعیت آموزشی بهتری داشته باشند و چه عواملی در بهبود وضعیت درسی دانشآموزان تأثیر بیشتری دارد؟
در درجه اول بیشترین اثرگذاری را خود مدرسه دارد و به همین دلیل باید فرزند خود را در مدرسه خوب چه دولتی و چه غیردولتی ثبت نام کنند. در اولین قدم اولیا باید دانشآموزان خود را در مدرسهای که سبک و روش مناسب آموزشی و فرهنگی دارد، ثبت نام کنند.
گام دوم که به شکلی سنتی هم وجود دارد پیگیری وضعیت آموزشی دانشآموز است. به عبارت دیگر والدین با رسیدگی آموزشی، سرزدن به مدرسه و نظارت روی وضعیت فرهنگی و درس بچهها، ارتباط خود را با مسئولان مدرسه حفظ کنند. این ارتباط بین انجمن اولیا و مربیان و مسئولان مدرسه وجود دارد که میتواند گام مهمی باشد. از سوی دیگر ولی دانشآموز هم باید پیگیری مستمری از مدرسه در مورد وضعیت درسی دانشآموز داشتهباشد.
گام بعدی مطالبهگری از مدرسه است به هر حال آموزش رسمی یک بخش از آموزش بچهها محسوب میشود، بخش دوم آموزش غیررسمی یعنی باید حتماً در قالب فوق برنامه اولیا از مسئولان مدرسه بخواهند که با توجه به ضعفهای دانشآموزان فوق برنامههای درسی را اجرایی کنند که البته هزینههای معمول خود را نیز دارد.
بخش دیگر این است که خانوادهها میتوانند در خارج از ساعات مدرسه به عنوان یکسری از آموزشهای تکمیلی، فرزندان خود را در آموزشگاههای رسمی که مجوز دارند و با شرایط مشخص در حال فعالیت هستند در قالب کلاسهای تقویتی، تکمیلی و کلاسها زبان ثبت نام کنند و در این زمینه نیز رسیدگیهای آموزشی خوبی داشتهباشند.
دیدار با دبیران و معلمان، پیگیری وضعیت درسی از آموزگاران و ارتباط مؤثر با مدرسه ضرورت دارد. والدین معلمان را بشناسند و مجموعه برنامههایی را از آنها بخواهند.
وضعیت مدارس در شرایط بعد از کرونا چگونه است؟
سال گذشته را سال پساکرونا نامگذاری کردیم و جلو بردیم. در این سال واقعاً افت تحصیلی در مدارس به شدت مشهود بود و معدل دانشآموزان و سواد علمی بچهها به شدت کم شد، البته هیچ جای دنیا هم اینقدر تعطیلات نبود که در ایران بود. در مجموع کرونا دامنگیر خانوادهها و دانشآموزان و موجب کاهش معدل بچهها و طبیعتاً سطح سواد آنها شده که باید پوشش داده شود و بخش اعظمی از آن هم به عهده خود مدرسه است. قطعاً مدیران مدارس و معاونان آموزشی مدارس باید در این شرایط یک برنامهریزی مناسبی داشته باشند و در کنار فعالیت معمول مدرسه یک برنامهریزی آموزشی با مشارکت اولیا داشتهباشند. باید ساعتی تعریف شود که بچهها در مدرسه بمانند و معلمان در کنار بچهها باشند تا در قالب اردوهای مطالعاتی فضای مدرسه در اختیار خانوادهها و دانشآموزان قرار بگیرد.
طبیعتاً الان بازگشت به مدرسه برای بچههایی که دو، سه ماهی در تعطیلات بودند، سخت است والدین چگونه باید دانشآموزان را مجاب کنند تا دوباره ساعت ۶ یا ۷ صبح بیدار شوند و سر کلاس بروند؟
اولاً باید در این دو، سه ماه گذشته جدا از فعالیتهای مدرسه، خود خانواده نیز اندیشهای میکرد تا مدارس از این فضای تعطیلات بیرون آید و در کنار اوقات فراغت تابستان پایگاه علمی نیز برای بچهها ایجاد شود که البته الان زمان آن گذشته است و این هفته هم که کل جامعه درگیر راهپیمایی اربعین و عملاً تا ۲۰ شهریور کاری از دست ما برنمیآاید. اکنون باید خانوادهها به فکر این باشند که ۱۰ روز پایان شهریور را مدیریت و بچهها را آماده ورود به مدرسه کنند. حداقل الان باید یک برنامهریزی مناسب برای ۱۰ روز پایان شهریور داشتهباشیم که تعطیلات چگونه به پایان برسد. خانوادهها دنبال این باشند که بچهها را به سحرخیزی و موقع مناسب خوابیدن و برخاستن عادت دهند. الان با توجه به اینکه از نظر علمی نمیتوان کاری انجام داد، خانوادهها باید بیشتر بحثها برنامهریزی روانشناختی و مدیریت تعطیلات تا پایان شهریور را مورد توجه قرار دهند.
مسئله آموزش مجازی هم در دوران کرونا و هم قبل و بعد از آن مطرح شدهاست؛ با توجه به اینکه برخی از خانوادهها به مدارس سطح بالایی دسترسی ندارند، چقدر این مسئله را توصیه میکنید؟
آموزش مجازی فیالنفسه آموزشهای خوبی است. به هر حال امروز تکنولوژی در اختیار بچه هاست و بخش اعظمی از وقت دانشآموزان ما را موبایل و فضای مجازی میگیرد، حالا چقدر خوب است مدرسه و خانواده برای آن برنامهریزی هم داشتهباشند. به هر حال امروز نمیتوانیم این تکنولوژی را ممنوع کنیم یا به مقابله و جنگ با آن برخیزیم، بلکه عمدهترین کاری که دست اندرکاران تعلیم و تربیت و مشخصاً خانواده باید انجام دهند مدیریت فضای مجازی است. اتفاقاً فضای مجازی الان یک مکمل آموزشی است خیلی چیز بدی هم نیست و نباید با نگاه منفی با آن برخورد کنیم.
به هر حال فضای مجازی سه سال فضای آموزشی ما را پوشش داد و نه میتوانیم به یکباره آن را حذف کنیم و اصلاً حذف کردن آن درست هم نیست. ما باید به عنوان یک مکمل آموزشی از آن به خوبی استفاده کنیم. فضای مجازی میتواند بخش اعظمی از فعالیتهای فوق برنامه بچهها را پر کند، منتها باید با یک نظارت دقیق باشد و رها کردن دانشآموزان در فضای مجازی خیلی کار صحیحی نیست. خانواده و مدرسه باید نظارت خوبی در این بخش داشته باشد و این تهدید را تبدیل به یک فرصت کند.
هر چند فضای مجازی الان یک تهدید است و تبدیل به یک آسیب اجتماعی برای خانوادهها و بچهها شدهاست، ولی اگر برنامهریزی مناسبی انجام شود به عنوان یک مکمل آموزشی میتواند نقش خیلی خوبی بازی کند و میتواند موجب شود در این وضعیت محیطزیستی جامعه بچهها خیلی هم تردد نداشتهباشند. در کل فضای مجازی مکمل آموزشی خوبی است، اگر برنامهریزی خوبی هم کنار آن باشد.
در جهت برنامهریزی برای دانشآموزان، آنها چه ساعتی باید بخوابند و چه ساعتی بیدار شوند؟ و اصلاً خانوادهها میتوانند چنین برنامهریزیهایی داشتهباشند؟
به عنوان یک برنامهریزی تحصیلی ما باید حتماً در خانواده برای بچه هایمان ساعت خوابیدن و بیدار شدن داشتهباشیم. در گذشته این مسائل خیلی خوب رعایت میشد، ولی الان تا پاسی از شب بچهها درگیر فضای مجازی، لپ تاپ، کامپیوتر، موبایل و مانند اینها هستند که خیلی درست نیست و به اعتقاد من دانشآموز باید ساعت ۳۰/۹ الی ۱۰ خواب بود و آماده باشد تا فردا صبح قبراق و سرحال کلاسش را آغاز کند. از این منظر همین ساعتهایی که الان تغییر دادهاند هم خیلی خوب شدهاست. دانشآموز ما ساعت ۶ صبح آماده است و حتی یک ساعت یا یک ساعت و نیم هم میتواند مطالعهای داشته باشد، چون ساعت ۶ صبح همه جا روشن است و ساعت بیولوژیک بدن هم آمادگی دارد تا ساعت ۵:۳۰ یا ۶ صبح بیدار شود، طبیعتاً این مسئله میطلبد که ما با برنامهریزی بچهها را به این سمت ببریم که شبها زودتر بخوابند و حتی صبح به عنوان یک فرصت مطالعاتی هم دیدهشود.
فارغ از مسائل آموزشی، مقداری هم بحث پرورشی و فرهنگی داشتهباشیم. بالاخره یکسری از آسیبها مخصوصاً با حضور فضای مجازی ایجاد شده چه توصیهای برای خانوادهها در این خصوص دارید؟
به دلیل اینکه سه سال بچهها از مدرسه دور بودهاند، ما دو تا آسیب جدی در حوزه فعالیتها فرهنگی و تربیتی داریم؛ یکی بحث آسیبهای اجتماعی در فضای مجازی است و دیگری بحث آسیبهای اجتماعی در زمان خشم و کنترل خشم بچه هاست. ورود دانشآموزان در این فضاها موجبشده کنترل آنها سخت باشد، در نوع برخورد آنها با همسالانشان و مراوداتی که با همسالان خود دارند، از این فضا تأثیر میگیرد و بعضاً حتی میبینیم در تجربه نوجوانی و جوانی، کارهای خطرناکی انجام میدهند که شاید تشریح آنها خیلی هم به صلاح نباشد، ولی همه اینها نشاندهنده ضرورت رسیدگی ویژه در حوزههای تربیتی است. متأسفانه مدارس ما در این بخشها خیلی آسیبهای جدی دارند و ما به شدت با کاهش نیروی انسانی در این خصوص در مدرسه مواجه هستیم، در مورد مشاوران در مدرسه، نیروهای ما فوق العاده کم است در حوزه مربیان تربیتی نیز آموزش و پرورش خیلی وضعیت نیرویی خوبی ندارد و لازم است ما این بخش را تقویت کنیم تا بچهها مقداری از این آسیبهای اجتماعی دور باشند.
والدین چگونه باید اینجا ورود کنند؟
قطعاً با نظارت؛ و این نظارت باید چگونه باشد؟
به این سبک که در رسیدگی به کار بچهها با مدارس هماهنگ شوند و پیگیر وضعیت آسیبهای اجتماعی دانشآموز از مدرسه باشند. به هر حال فضای مدرسه به شکلی است که مجموع ساعتی که دانشآموز در آن است، شاید خیلی دچار آسیب نشود، اما خارج از آن ساعت را ولی دانشآموز باید کنترل، رسیدگی و سرکشی کند. همچنین با مراجعه حضوری و تلفنی یا از طریق فضای مجازی با مسئولان مدرسه ارتباط ایجاد کند تا دانشآموز طی این چند سالی که در مدرسه است، حفظ شود، شاید این دمدستیترین روش باشد.
در مجموع خانوادهها باید در این ایام، با یک توجه ویژه تعطیلات را به انتها برسانند و با یک برنامهریزی مناسب از نظر روانشناسی و فرهنگی، مقدمات ورود دانشآموزان به مدرسه را فراهم کنند و طی این چند روز باقیمانده دانشآموز را برای ورود به مدرسه آماده کنند.