متأسفانه تیم ما در میان ۳۲ تیم مقام ۳۱ را کسب کرد. البته انتظار میرفت که چنین نتیجهای از لحاظ جایگاه به دست بیاید، به خاطر اینکه تیم ما متحول شده و خیلی از بازیکنان جوان وارد تیم و خون جدیدی تزریق شده است، اما نباید احساسی برخورد کنیم. واقعیت این است که ما بازیهای قابل قبولی را ارائه ندادیم. در دورههای قبلی فارغ از نتیجه میتوان گفت که در مقابل تیمهای مطرح اروپایی و امریکایی حریف از پیشبازندهای نبودیم. اگر من یا هر کس دیگری در دنیا بخواهیم از عملکرد کادرفنی و سرمربی تیم ملی دفاع کنیم، کار اشتباهی کردهایم.
سرمربی تیمملی در انتخاب نفرات و تایم بازی که به آنها داد خیلی عملکرد درستی نداشت. شاید هم شناخت کافی از بسکتبالمان نداشت. بازیکنان خوبمان را که سن زیادی هم نداشتند و آماده بودند، نبردیم! چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ سیاستگذاری فدراسیون کار درستی کرده و مجبور است که تغییر نسل بدهد. متأسفانه بسکتبال ما نسبت به ۱۰ سال گذشته مملو از بازیکنان متوسط است و بازیکنی نداریم که در آسیا جزو بهترینها باشد. شاید بازیکنان زیادی باشند که در لیگ خودمان خوب کار کنند، اما عملاً در سطح بینالمللی عقب ماندهایم. بازیکنان مستعد زیادی در همین تیم فعلی داریم، اما فرصت را به بازیکنانی دادیم که در آینده بسکتبال ما تأثیر زیادی ندارند. در مجموع از فرصت جامجهانی آنطور که باید استفاده نکردیم. بازیهایی را ارائه دادیم که در بسکتبال روز دنیا جایی ندارد. چیزی که مرا ناراحت کرد، حرفهای مفسرین خارجی بازی بود که در لحظاتی از بازی با لبنان اعلام کردند ایران باید خوشحال باشد که فقط ۲۰ امتیاز از لبنان عقب است. این نزول چندین و چند پلهای برای بسکتبال ما خوب نیست. البته عملکرد تیمملی در جامجهانی عصاره کل بسکتبال ماست. این را هم باید در نظر بگیریم که اگر سهمیه آسیا هشت تیم نبود، قطعاً به جامجهانی هم نمیرسیدیم. اگر ما یک برنامه بلندمدت داریم باید بهطور کامل آن را اجرا کنیم، نه اینکه مثلاً محمد جمشیدی را کنار بگذاریم و دو، سه بازیکنی را ببریم که کارایی خاصی ندارند.