زن میانسال پس از ازدواج موقت با پیرمردان پولدار از آنها مهریهای سنگین میگرفت و دو ماه بعد آنها را با مسمومیت به کام مرگ میکشاند و به دنبال سوژهای تازه میرفت تا اینکه با شکایت اعضای خانوادهای در شهرستان محمودآباد بازداشت شد. چندی قبل اعضای خانوادهای در شهرستان محمودآباد به پلیس خبر دادند به مرگ پدر ۸۲ سالهشان مظنون هستند. همزمان با حضور پلیس در محل مشخص شد پیرمرد به دلیل نامشخصی فوت کرده است. اعضای خانواده وی به پلیس گفتند مدتی قبل مادرمان فوت شد و برای مراقبت از پدرمان به یک نفر نیاز داشتیم تا اینکه با زنی میانسال آشنا شدیم. پدرمان وضع مالی خیلی خوبی داشت برای همین زن میانسال در قبال گرفتن خانهای به عنوان مهریه به صیغه پدرمان درآمد. در حالی که دو ماه از وصلت آنها گذشته بود، پدرم حالش بد شد که او را به بیمارستان منتقل کردیم، اما متأسفانه فوت شد. پدرمان سابقه بیماری خاصی نداشت و احتمال میدهیم همسر صیغهای او در مرگش نقش داشته باشد.
سرنخ
بعد از مطرح شدن این شکایت، جسد پیرمرد پولدار برای تشخیص علت فوت به پزشکی قانونی منتقل شد. بررسیهای بیشتر در این باره نشان داد مرد فوت شده به علت مسمومیت دارویی به کام مرگ رفته است. بنابراین همسر وی به عنوان مظنون بازداشت شد. کلثوم ۵۶ ساله وقتی مورد تحقیق قرار گرفت، گفت که نقشی در مرگ پیرمرد نداشته و او به دلیل کهولت سن فوت شده است. در شاخه دیگری از بررسیها سوابق زن میانسال بررسی شد. تحقیقات تیم جنایی در این باره نشان داد کلثوم در هشت سال گذشته به صورت مستمر در قبال گرفتن مهریه سنگین به عقد موقت پیرمردان پولدار درآمده است. وقتی مشخص شد همه ۱۳ شوهر صیغهای او در این مدت فوت شدهاند، گمانهزنی درباره اینکه این زن همه شوهران خود را در جریان سناریوی مرموزی به قتل رسانده باشد، شدت گرفت. زن میانسال وقتی در این باره مورد تحقیق فنی قرار گرفت به قتل هفت نفر از شوهران صیغهای خود در چند شهر استان مازندران اعتراف کرد.
اعتراف به قتلهای سریالی
کلثوم گفت: سال ۱۳۹۲ و مدتی پس از مرگ شوهرم در شهرستان ساری با پیرمردی پولدار که همسرش را از دست داده بود، آشنا شدم و در قبال گرفتن مهریهای سنگین به صیغه او درآمدم. من پسرم را که به تازگی خدمت سربازیاش تمام شده بود به دلیل سرطان از دست دادم و تنها دخترم هم شوهر کرده و به دنبال زندگی خودش رفته بود. مدتی که گذشت تصمیم گرفتم شوهرم را به قتل برسانم تا زودتر به مهریهام برسم برای همین وقتی با داروهایی که به تدریج در غذایش میریختم از هوش رفت، او را خفه کردم. میدانستم که کسی به مرگ پیرمرد مشکوک نمیشود و ماجرای مرگش را پیگیری نمیکند.
بعد از برگزاری مراسم ترحیم به سراغ خانوادهاش رفتم و توانستم مهریهام را بگیرم و به نام دخترم بزنم. بعد از آن خانواده پیرمرد فوت شده مرا به خانواده دیگری که شرایط مشابه آنها را داشتند، معرفی کردند. این خانواده هم مادرشان را از دست داده بودند و پدرشان که پیرمردی پولدار بود نیاز به زنی داشت که از او پرستاری کند. من هم در قبال گرفتن یک قطعه زمین به صیغه پیرمرد درآمدم. مدتی که گذشت همان سناریو را در مورد او اجرا کردم و توانستم بعد از قتل پیرمرد، مهریهام را از خانوادهاش بگیرم و به نام دخترم منتقل کنم.
متهم ادامه داد: در این مدت در شهرستانهای بابل، قائمشهر، نکا و محمودآباد به دنبال پیرمردان پولدار تنها بودم و به این شیوه نقشههایم را عملی میکردم تا اینکه با شکایت خانواده محمودآبادی نقشهام برملا شد. سردار حسن مفخمیشهرستانی، فرمانده انتظامی استان مازندران گفت: از آنجا که احتمال میرود متهم در جریان قتلهای بیشتری نقش داشته باشد تحقیقات از وی در پلیس آگاهی جریان دارد.